عاشقانه های کوچولو















































میدان فردوسی در یکی از مناطق سرسبز شهر رم واقع شده است که هم گردشگاه اهالی این شهر و هم محل تردد گردشگران خارجی است.
به گزارش انتخاب به نقل از خبرآنلاین: آیا میدانستید که غیر از تهران در شهر رم پایتخت ایتالیا میدانی به نام میدان فردوسی وجود دارد که در آن مجسمه ای نیز از فردوسی شاعر حماسه سرای ایرانی نصب گردیده؟سالها پیش در شهر رم پایتخت ایتالیا، میدانی به نام شاعر پرآوزه ایران حکیم ابوالقاسم فردوسی نام گذاری شده است.
میدان فردوسی در یکی از مناطق سرسبز شهر رم واقع شده است که هم گردشگاه اهالی این شهر و هم محل تردد گردشگران خارجی است
در این میدان مانند میدان فردوسی ایران تندیسی از ابوالقاسم فردوسی نصب شده است که قدمتی بیش از 50 سال دارد.
این مجسمه که185 سانتیمتر ارتفاع دارد وا ز مرمر سفید ساخته شده است ،کار استاد صدیقی است که در20 ماه مه1958 به رم برده شد و طی مراسمی در یکی از میدانهای رم نصب شد .
علی اصغر حکمت شیرازی ، ادیب و مترجم ،در خاطرات اوایل دهه 30 خود که در رم به تحریر درآورده است، می نویسد:
«بعد از ساعتی به منزل مراجعت کردیم. در سر راه در یکی از میدانهای کوچک ویلابورگز، محلّ زیبایی که به نام "فردوسی" موسوم است به "پیاتزا فردوسی."
این مجسمه در پارک ویلا بورگزه (Villa borghese) پارک طبیعی بزرگی در شهر رم است که شامل ساختمانها، موزه ها و از جمله موزه گالریا بورگزه - galleria borghese می باشد.این پارک با مساحتی حدود 80 هکتار، بعد از پارک ویلا دوریا پامفیلی (Villa doria pamphili) بزرگترین پارک شهر رم است. دراوایل قرن نوزدهم این پارک بازسازی شد و سال 1903 هم به پارک عمومی تبدیل شد.

حمیدرضا ابک: سالها بود
که تصمیم گرفته بودم کاری برای آخرتم بکنم. میخواستم بعد از تمام پریدنها
و جهیدنها، از این شاخه به آن شاخه، برای یکبار هم که شده روی یک کار
متمرکز شوم و محصولی تولید کنم که به کار خلقالله بیاید و توشهای هم برای
قبر و قیامتم شود.
به گزارش انتخاب، همشهری الف نوشت:طرحی را که در ذهن داشتم با
چند نفر در میان گذاشتم. گفتم میخواهم دکتر داوری را راضی کنم تا در چند
جلسه متعدد روبهرویش بنشینم و پاسخ پرسشهایم را از او بخواهم. تمام رفقا
مثال آن عامی مردی را زدند که کاسه ماستی به دست،کنار دریا نشسته بود و
میخواست با آب دریا دوغ بسازد. وقتی به او میگفتند حاصل کار تو هر چه
شود، دوغ نمیشود، میگفت خودم هم میدانم اما اگر بشود چه دوغی میشود.
خلاصه
کلام اینکه دکتر ضایت داد. وقتی به لطفالله ساغروانی، مدیر انتشارات هرمس
گفتم، قرارداد سفید امضا برای انتشار کتاب فرستاد و گفت تو فقط مصاحبه کن؛
پیاده کردن و تنظیم و باقی قضایا تا انتشار کتاب با من. وقتی عماد حسینی
شنید، که آن روزها رئیس خانه فلسفه بود و این روزها سردبیر الف، با هیجان
استقبال کرد و گفت تصویربرداری از کل نشستها و تبدیل آنها به یک فیلم
دیدنی هم با من.
همیشه از خودم میپرسیدم چرا دکتر داوری مثل بقیه
همنسلان و همقطارانش نیست؟ چرا لشگری از مریدان و رفقا از صبح تا شب
دنبالش راه نمیافتند؟ چرا اهل گعده و دورهمنشینی و پشت سر این و آن روده
دراز کردن و از خلال این زیرورو کشیدنها خود را بالا بردن نیست؟
خودش
چند جایی نوشته بود نمیدانم چرا کتابهای مرا نمیخوانند. چند باری این
سوال را از من هم پرسید. پررویی کردم و جواب دادم؛ جوابی تند و شاید
بزرگتر از دهان من که قرار بود در همان کتاب منتشر شود.
خبر شروع شدن
جلسات که چند جا پیچید، نظرم کمی عوض شد. احساس کردم علاقمندان داوری اگرچه
شاید بسیار نباشند، اما علاقهای عمیق و مبتنی بر شناخت را در خود جمع
آوردهاند که شاید بیشتر به کار متفکران بیاید.
فیلسوف، شومن نیست. قرار
نیست از اول صبح تریبون جلویش بکارد و تا آخر شب متولی هدایت و نصیحت
مخاطبان باشد. فیلسوف، آرتیست سینما نیست. قرار نیست ادا و اصولش سرمشق
خلایق شود و صفحات روزنامهها را هر روز با عکسهای چهار ستونهاش پر کند.
خودش به ما آموخته بود که غربت فیلسوف، غربت متفکر نیست، «غربت تفکر» است و
فکر میکنم خودش بهترین مصداق این جمله بود. هر چه زمان گذشت، گوشهگیرتر
شد.
سال 1385 که گفتوگوهای ما آغاز شد، هفتادوسه ساله بود. حالا
پنجسال میگذرد و شاید اگر آن اتفاقهای لعنتی برای این حقیر نمیافتاد،
حالا توشه آخرتم پشت ویترین کتابفروشیها قرار گرفته بود. رفقایی که در چند
جلسه از آن جلسات همراهم بودند، متفقالقول میگفتند انتشار این کتاب
تصویر جدیدی از داوری خواهد ساخت. میگفتند حرفهایی زده که هیچ جا نزده.
میگفتند ابک بار خودت را بستی. میگفتند چه کردید که داوری راضی شده
اینقدر راحت و بیپیرایه جلوی دوربین بنشیند و تاریخی را به تماشا بنشیند
که مدتهاست کسی با آن کاری نداشته. اما نشد. نشد که بشود.
طرح اولیه
کتاب مبتنی بر «مسئله محوری» بود. تلاش کردم حاصل این کتاب متفاوت از
گفتوگوهای مشابهی باشد که در آن گفتوگوکننده از اول خلقت آدم شروع میکند
و در یک سیر خطی مستقیم تا امروز میآید. سعی کردم داوری تاریخ رااز خلال
«مسئله»ها بررسی کند. دنبال بیوگرافی نبودم. میخواستم بدانم فیلسوف جوان
در 28مرداد32 کجای جهان ایستاده بوده و نسبتش با ادبیات طلایی دهه30 و 40
چه بوده است. میخواستم بفهمم ساعدی چرا جلای وطن میکند و دریابم فردید که
این روزها دخترکان 18ساله دانشکده ادبیات هم برایش پشت چشم نازک میکنند،
چگونه بخش مهمی از تاریخ تفر ما را رقم زده.
حاصل آن جلسات پیاده و
تنظیم شده. شاید اگر کار دست کسی جز من بود، همینها را که حجمشان به
اندازه یک کتاب است، منتشر میکرد. من اما تواناییاش را ندارم. این کتاب
از نظر من کاملا «ناقص» است، اینقدر ناقص است که مرا پیش داوری بیآبرو
کرده؛ اینقدر بیآبرو که خجالت میکشم گوشی را بردارم و زنگ بزنم و قراری
بگذارم و به دیدنش بروم.
امروز که بخش بسیار کوچکی از آن مصاحبه را در
اختیار ماهنامه الف میگذارم فقط یک هدف دارم. امیدوارم شاید دیدن این
صفحات و خواندن این سطور باعث شود که روزنهای دوباره برای ادامه کاری
گشوده شود که برای من، مهمترین کار روی زمین مانده است. میدانم که تاریخ
ما، تاریخ کارهای به زمین مانده است. میدانم که هر کداممان طرحهای بزرگی
در سر داشتهایم که امروز مثل یک تکه عتیقه قدیمی، در گوشه ذهنمان خاک
میخورد. اما این را هم میدانم که دل کندن از آن عتیقه ها، برای کسی که با
رویا زندگی میکند، چیزی نیست جز خداحافظی با زندگی. جناب آقای دکتر رضا
داوری اردکانی. سلام. اجازه داریم دوباره بیاییم و مزاحم شویم و این کتاب
را به سرانجام برسانیم؟ بله؟
سال 1385 است آقای دکتر. شما متولد 1312
هستید. درست میگویم؟ میشود 73 سال. امیدوارم همیشه پاینده باشید، اما مرگ
در راه است. نگاه شما به مرگ چهگونه است؟ چهطور میخواهید با آن مواجه
شوید؟
همه از «آغاز» شروع میکنند، شما از «پایان» شروع کردید. بعدن به
این نکته خواهم پرداخت که این پایان، پایانِ چیست. فیالجمله بگویم که
پایان امکانها است. من به این سؤال بسیار مهم دو جواب میتوانم بدهم. یک
جنبهی این پرسش، جنبهی روانشناسی است که از کسی بپرسید در باب مرگ چه
میاندیشد و در برابر این امر چه عکسالعملی دارد. من کسانی را میشناسم که
به مجالس ترحیم نمیروند، برای این که از یاد مرگ ناراحت میشوند. کسانی
هم هستند که ترسی ندارند. ولی به هر حال غفلت از مرگْ ضرورت زندگی در این
جهان است. یا به قول مولوی، ستون زندگی در این عالم است. در صورتی این حرف
معنی عمیق خودش را پیدا میکند که ما حقیقت مرگ را بپذیریم. اگر مرگ عارضه
است، غفلت از آن نمیتواند ستون عالم باشد. وقتی غفلت ستون عالم است که مرگ
«موجود» باشد، مرگ «با ما» و «در ما» باشد. اتفاقن بعضی این طور فکر
میکنند که مرگ چیزی غیر از ماست، مرگ از بیرون میآید و گریبان ما را
میگیرد. ولی این طور نیست. ما با مرگ به دنیا آمدهایم. حیات آدمی با مرگ
معنای خاص خودش را پیدا کرده و از حیات دیگر جانداران ممتاز شده است.
از
جهت روانشناسی، برای من مرگ امر راحتی است. یعنی میتوانم به آن فکر کنم و
یک جوری میتوانم با آن کنار بیایم. ادعای عرفان و این طور چیزها ندارم،
این یک تجربهی خیلی عادی است. من دارم تجربهی خودم را میگویم که از
اندیشهی مرگ خیلی نمیترسم و به این جهت میتوانم به آن فکر کنم. ولی به
هیچ جایی نرسیدهام و نمیدانم کسی به جایی رسیده است یا نه؛ چون این
چیزهایی هم که خواندهام، گرچه روشنگر بوده است و گرچه امکان دارد مسأله را
بالنسبه دقیقتر مطرح کرده باشد، اما من به هر حال نفهمیدم چیست، یا شاید
اصلن نشود فهمید که مرگ چیست. اگر بشود مرگ را فهمید، در حیطهی اختیار
قرار میگیرد.
چرا با فهمیدن چیستی مرگ، امر مرگ در حیطهی اختیار قرار میگیرد؟
مرگ
نهایت است؛ نهایت امکانات است. فهم ما در حد امکانهاست. مرگ میآید و این
امکانها را قطع میکند. سیف قاطع است. حرفها و کلماتی که میگویند، ربطی
به ماهیت مرگ ندارد. از اپیکور تا تولستوی، حرفهای خیلی خوب و زیبایی نقل
کردهاند، اما ماهیت مرگ با آن حرفها معلوم نمیشود. چنان که میدانید،
اپیکور میگوید «اگر من هستم مرگ نیست، و اگر مرگ هست من نیستم، و بنابراین
سروکاری با هم نداریم و این مسأله نگرانی و غم و غصهیی ندارد.» مطالب
مهمی که در زمان ما گفته شده است درست نقطهی مقابل نحوهی تفکر اپیکور
است. مرگ هست، نه این که اگر باشد ما نیستیم، هماکنون هست. ما از آن
غافلایم و باید غافل باشیم. زیرا اگر غافل نباشیم، زندگی و برنامه و کار و
شغل نداریم. برای این که شغل و زندگی داشته باشیم، قهرن و ناگزیر از آن
غفلت پیدا میکنیم. مرگ با ما و در درون ماست. معنای «ما محفوف به عدمایم»
همین است. عدم در ذات ماست.
اما من میخواستم بدانم رضا داوری اردکانی چهگونه با مرگ مواجه میشود؟
راحت.
اندیشیدن
به مرگ، یک نکتهی دیگر هم دارد که شاید خیلی فلسفی نباشد و سادهتر به
نظر بیاید اما برای وجدان انسانی اهمیت فوقالعادهیی دارد. اندیشیدن به
مرگ، در بسیاری اوقات به معنی اندیشیدن به پس از مرگ است. به این معنا که
ما تصور و تصویری داریم از این که وقتی مرگ به سراغمان میآید اتفاقی
برایمان میافتد که به معنای معدوم شدن ما نیست و ممکن است پس از آن
اتفاقهای دیگری بیفتد. این احساس در اندیشهی مذهبی معمولن تبدیل میشود
به ترس از نکیر و منکر و عذاب الیم و مار غاشیه. در اندیشهی فلسفی
میتواند تبدیل شود به ترس از جاودانگی، و خودِ این نکته میتواند بسیار
دهشتناک باشد که شما وقتی میمیرید محکوماید تا ابد چیزی را تجربه کنید.
حسهای اینگونه به سراغتان نمیآید؟ در ذهن شما حرفِ مرگ مسأله است یا مرگ
و پس از مرگ مسأله است؟ این دو متفاوت است. وقتی میگوییم «مرگ پایان
امکانهاست»، در واقع پس از مرگ را در نظر نداریم، چون با مرگ امکانات از
بین میرود.
بله، فعلیت است.
اما وقتی با این دید نگاه نمیکنیم و
مرگ را چه به تعبیر ادیان و چه به تعبیر فیلسوفان نگاه میکنیم، مرگ اگر
پایان امکانات ما نباشد شاید «دیگری» امکانهایی داشته باشد تا بلاهایی سر
ما بیاورد. آیا با این ایده هم دست و پنجه نرم کردهاید یا مرگ برای شما
فقط پایان امکانات است؟
برای من که در آیین اسلامی بزرگ شده و رشد
کردهام، مسألهی معاد نمیتواند مطرح نباشد. خصوصن اگر آدم با فلسفه هم
سروکار داشته باشد، نمیتواند به مسألهی معاد بیاعتنا باشد. معمولن وقتی
به معاد فکر میکنیم، میرویم و میرویم. معاد برای من همیشه مسألهی فلسفی
مشکلی بوده است. اتفاقن یکی از نامههایی که از مرحوم آقای سیدجلال
آشتیانی نگه داشتهام، پاسخ به سؤال در همین زمینه بوده است. ایشان کیفیت
حشر را بیان میکند، و در بحث کیفیت حشر، در موضعِ این نیست که «مُردم و در
برابر سؤال نکیر و منکر قرار گرفتم.» یا «در کجا هستم؟ مخلّد در عذاب یا
در نعیم بهشت؟» به این چیزها فکر نمیکند؛ بحث میکند که بهشت چیست و خلود
در عذاب چیست. خودِ فلسفه آدم را غافل میکند از مرگ. بحث در معاد، آدم را
غافل میکند. معاد مربوط به اعتقاد است. بهتجربه، ممکن است اشخاص خیلی اهل
زهد و خیرات و مبرّات باشند ولی خیلی از مرگ نترسند. دانشجوی فلسفه که
فضول است ممکن است بپرسد آنجا که بهتر از اینجاست، اینجا چه مزیتی دارد؟
آنجا دار قرار است و اینجا دار بیقراری و اضطراب و درد و رنج و ابتلا.
آنجا همهی ابتلاآت برداشته میشود و کسی هم که اهل خوبی است، خوف و عذری
ندارد و باید امیدوار باشد. ما ولی معمولن میبینیم چنین چیزی نیست. یعنی
کمتر کسی را میبینیم که بتواند باعظمت بگوید که خواستید و احضار کردید و
ما هم آمدیم، دورهی ما تمام شد. کلمهی آخری که امام حسین(ع) گفت «الهی
رضاً بقضائک...»، نشان تسلیم کامل در برابر حق بود. مرگ در حقیقتش تسلیم به
حق است. نمیدانم چه بگویم. از سؤالهای مشکل شروع کردید و من درمیمانم.
بسیار
خوب. من نمیخواهم این داستان مرگ را رها کنم. در تفکر دورهی جدید، در
برخی از موارد اتفاقن یکی از وظایف فلسفه را مرگاندیشی میدانند و به
تعبیری میگویند فیلسوفی که مرگاندیش نباشد فیلسوف نیست؛ حرفی که حداقل در
حوزهی فلسفهیی که شاید شما بیشتر به آن تعلق خاطر داشته باشید، بیشتر
مطرح میشود. من میخواهم دربارهی مرگاندیشی بدانم. مرگاندیشی یعنی چه؟
مفهومی که شاید یکی دو قرنی است به صورت جدیتر وارد فلسفه شده است. اگر
قرار است مرگ پایان امکانها باشد، مرگاندیشی قرار است چه کمکی بکند؟ آیا
صرفن یک توصیهی اخلاقی است که «ای انسان! مرگاندیش باش و بدان روزی
امکانهایت به پایان میرسد، و قتل و دزدی نکن.» یا قرار است اتفاق دیگری
را برای ما زنده کند از جنس دریدن پردهی غفلت به تعبیر مولوی؟ مولوی که
میگوید قیامت «یوم تبلی السرائر» است و غفلت ستون این دنیاست، همان معاد و
بهشت و جهنمی را در نظر داشت که با استناد به آن میگفت درست است که
«استنِ این عالم ای جان غفلت است» و «هوشیاری این جهان را آفت است»، اما
هوشیاری فرد ـ یعنی تویی که مخاطب من هستی ـ بسیار هم مهم است برای این که
به «مقامات» برسی. وقتی در فلسفهی جدید، به معنایی، معاد و پاسخ به نکیر و
منکرْ پرسشهای فلسفی نیست، این مرگاندیشی چه کمکی میتواند به ما بکند و
چه اهمیتی دارد؟
فیلسوف ضرورتن نباید مرگاندیش باشد. اما حالا میگویم
که چرا نمیتواند به مرگ نیندیشد. اما قبل از آن، بگویم که من اولین جایی
که تعبیر مرگاندیشی را دیدم در مثنوی بود، آن هم در قصهی شهر سبا که
پیغمبران انذار میدهند که این کارها ناپسند است و عاقبت آن تباهی است.
مردم شهر سبا هم به اهل بشارت و انذار جواب میدهند که «طوطی نقل و شکر
بودیم ما / مرغ مرگاندیش گشتیم از شما».
مرگاندیشی در آنجا معنای
مذموم دارد؛ یعنی ما شاد بودیم، به فکر خوشیها بودیم و چشمانداز خوبی
داشتیم، اما شما مرگ را در برابر ما گذاشتید، ما نمیخواهیم مرگاندیش
باشیم، مرگاندیشی چیز خوبی نیست. در این اواخر که مرگاندیشی عنوان میشد،
در ایدئولوژیها بود. گاهی که فلسفهها را به مرگاندیشی متهم میکردند،
نظیر همان تعبیر مثنوی در نظرشان بود که شما به زندگی و به آدم بیاعتنا
هستید، وجود انسان و زندگی را به چیزی نمیگیرید و به مرگ فکر میکنید. اما
اگر فلسفهیی این طور فکر کند، از مسائل اساسیاش چشم پوشیده است. وقتی در
فلسفهی معاصر اینگونه بهجد دربارهی مرگ اندیشیده میشود، مرگ از وجود و
از زندگی جدا نیست. ما میپرسیم که «ما کی هستیم؟» وقتی سخن گفته میشود
که کیستیم و کجا هستیم، اگر مرگ را نبینید، آینده را هم نمیبینید. شما
قرار نیست مردم را به مرگاندیشی دعوت کنید که: ای داد و بیداد، مَردم، شما
دارید میمیرید؛ شما میگویید آینده دارید و به سمت آینده که میروید، در
جایی امکانات شما تمام میشود. یعنی وقتی مرگ را حدّ وجود آدمی قرار
میدهید، از آدمی جدایش نمیکنید. مرگ حد وجود آدمی است. بنابراین این
مرگاندیشی به ما این امکان را میدهد که وضع و موقع خودمان را در جهانی که
هستیم بشناسیم و معنی خودمان را بشناسیم. اگر بهجد مرگ را مطرح کنید و با
مرگ انس بگیرید، آن مرگاندیشییی که میگوید دنیا چیزی نیست و اعتبار
ندارد، مطرح نمیشود.
باز هم یک سؤال: آیا این مرگاندیشی که به یک معنا
درندهی پردهی غفلت است ـ همانگونه که مولوی اشاره کرده بود ـ راه را بر
زندگی در این جهان نمیبندد. فیلسوف مرگاندیش چهگونه به بازار میرود و
بر سر کرایهی تاکسی چانه میزند؟
ببینید، کسی که اهل رزم بوده و اهل
فصاحت و بلاغت و حکومت و امارت بوده، یعنی امیرالمؤمنین علی(ع) که واجد
خصایص عالی انسانیت بوده، میگوید «انس من به مرگ، از انس طفل به پستان
مادر بیشتر است.» انس با مرگْ جلوی مجاهده و زندگی و حکومت و شغل را
نمیگیرد. همهی اینها در جای خودش هست. اگر با مرگ درست مواجه شویم، نه
یأسآور است و نه ما را از کار بازمیدارد. وقتی یأسآور است که تکلیف
خودمان را ندانیم و رابطهمان با این دنیا رابطهی شخصی نباشد و رابطهیی
که در شأن آدمی است نباشد. مگر آدمی چه شأنی دارد؟ ساده بگویم ـ برای این
که سؤال شما را منتفی کنم ـ من آمدهام و هیچ تعلق و بستگی و راهی ندارم.
زندگی میکنم و شب را به روز و روز را به شب میآورم. میخورم و شاید هم
فکر کنم کمال آدمی به این است که به شأن حیوانی خودش بپردازد، حیوان تمام و
کاملی باشد. انسان کامل شاید برای من همان حیوان کامل باشد. در تلقی جاری و
بعضی تلقیهای فلسفی که در زمان ما از زندگی میشود ـ حتا وقتی راجع به
علم و فلسفه، علم و عرفان، علم و سیاست بحث میکنیم ـ این بحث پیش میآید
که فلسفه به چه درد میخورد؟ این که فلسفه و شعر به چه درد میخورد،
پدیدآورندهی این پرسش است که مگر قرار است به درد چهچیزی بخورد؟ به درد
خوردن؟ به درد وجود حیوانی من؟ نه، نمیخورد. بقیهی چیزها مطرح نیست. من
عین وجود حیوانیام هستم. وقتی که به این وضع فکر مبتلا میشویم، آن وقت
مرگ را خارج یا بهتر بگویم اخراج میکنیم و اصلن نمیتوانیم به مرگ فکر
کنیم و میگوییم مرگاندیشی شر است. اما اگر در تاریخها نگاه کنید، همین
مرگاندیشها شادترین و دلخوشترین مردمان روی زمین بودهاند. یعنی خیلی
چیزهایی که معمولن ما را غمگین میکند، آنها را غمگین نکرد. اصلن درد و
شادی آنها یکی است. برای بایزید بسطامی و باباطاهر عریان، غم و شادیْ یک
چیز است.
فکر میکنم برای بایزید و باباطاهر، مرگاندیشی متفاوت است با
آنچه امروز عنوان میشود. مرگاندیشی بایزید ناظر به کمال انسانی است.
نمیگویم ناظر به آیندهی انسانی است که به بهشت خواهد رفت یا دوزخ.
مرگاندیشی برای آنها در واقع دستورالعملی normative است، به این مضمون که
«اینگونه زندگی کن تا به آنجا برسی.» اما دربارهی مرگاندیشی در دورهی
جدید، پرسش از نوع دیگری است. یادم میآید یک بار سرِ درس کِرکگارد، از
شما پرسیدم که «در حوزهی تفکر دینی، این دلهره و هراس و اضطراب
اگزیستانسیالیستی را میفهمم، چون در قبال یک حقیقت مطلق و یک وجود متعالیْ
اضطراب و دلهره دارم. اما برای کرکگاردی که مؤمن نیست، یا برای
اگزیستانسیالیستی که ضرورتن با دین نسبتی ندارد، این دلهره و هراس و هول و
ویژگیهای اگزیستانسیل در قبال چهچیزی باید اتفاق بیفتد که من نمیفهمم؟»
پای پلههای دانشکدهی ادبیات بودیم و با بچهها داشتیم میآمدیم و من
تندوتند سؤالهایم را میپرسیدم. شما صبر کردید و صبر کردید و نهایتن گفتید
«مرگ.» و هیچ توضیح دیگری ندادید. حالا اینجا این فکر کردن به مرگ برای
من متفاوت شده است. چه جای اضطراب و هراس و دلخوشی، اگر قرار است این مرگ
صورت بپذیرد؟ این مرگ همان پایان امکان است. یعنی همه چیز تمام شد. من
بایزید و باباطاهر و مولای متقیان را میفهمم اما این مرگاندیشی در
فلسفهی جدید را نمیفهمم.
این مرگاندیشی در واقع میتواند توضیح همان
مرگاندیشییی باشد که در تفکر قدیم بوده است؛ گرچه نمیدانم کسانی که این
را مطرح کردهاند احوال عارفانه داشتهاند یا نه. حالا که به کرکگارد
اشاره کردید باید بگویم که او برای ما مسأله را خیلی روشن کرده است؛ در
همهی آثارش و بهویژه در «ترس و لرز»؛ در قربانی کردن ابراهیم(ع) حضرت
اسماعیل(ع) را، یا ـ به قول او و تورات ـ حضرت اسحاق(ع) را. Anguish در
نهایت در برابر مرگ است.
شما میگویید عارف Anguish ندارد، برای مرگ
آماده است و تسلیم است. آدمی راه را طی میکند و شاید به این مرحله برسد، و
البته این که چهکسی به این مرحله میرسد، گفتنش آسان نیست. من هم ادعا
کردهام که خیلی نمیترسم، اما خیلی هم در این اندیشه نمیمانم و خیلی هم
در آن مکث و درنگ نمیکنم. آزمایش نکردهام ببینم میتوانم یک شب را با این
اندیشه صبح کنم یا نه. وقتی شما میگویید، یک تذکر و یادآوری است که من هم
میتوانم بگویم بله، حالا کاری ندارد. 73 سال زندگی کردهام، قرار است
بعدش چه بشود. اما کرکگارد برای ما روشن میکند که من اصلن «اگزیستانس»
دارم. یعنی نهفقط فانی نیستم بلکه میخواهم اثبات ذات بکنم و میخواهم به
خودم تحقق ببخشم. در راه این تحقق بخشیدن، با مرگ مواجه میشوم؛ چهگونه
دلهره و اضطراب و ترسآگاهی و مرگآگاهی نداشته باشم؟ چیزی را درک میکنم
که نمیگذارد من خودم را متحقق بکنم، مانع اگزیستانس من میشود. حیوان که
از مرگ نمیترسد، برای این است که اگزیستانس ندارد. سنگ اگزیستانس ندارد.
فرشته مرگ ندارد و اگزیستانس هم ندارد (اگر اگزیستانس را به معنی اصطلاحی
لفظ بگوییم، نه به معنای وجود. فردا نگویند فلانی گفته فرشته وجود ندارد).
اگزیستانس به معنی کرکگاردی لفظ، خاص انسان است. اصلن در این آزمایشِ تحقق و
آزمایشِ اگزیستانسیل است که مرگ به عنوان امری ظاهر میشود که مرگاندیشی
مذموم به آن پیوند نمیخورد. مرگ به صورتی که در کرکگارد ظاهر میشود، با
مرگاندیشییی که ما را از کاروبار و زندگی معاف کند و بازدارد، میانهیی
ندارد؛ یک مسأله است؛ مسئلهیی که فیلسوف به آن فکر میکند و ربطی به زندگی
عادی ندارد؛ گرچه در زندگی عادی پیدا میشود. مرگ مسألهی فیلسوف است.
فلسفهی معاصر، بر خلاف فیلسوف قدیم که به مرگ نمیاندیشید مگر آن که
مراحلی را طی بکند و مسائلی را مطرح بکند، تازه آن هم در فلسفهی اسلامی و
فلسفهی مسیحی (که به جمع دین و فلسفه رسیده است) به مرگ میاندیشد. وگرنه
برای افلاطون، مرگ مسأله نیست، او فقط از آن بحث میکند. در کتاب دهم
«جمهور»، داستان بعد از مرگ را شرح میدهد: بدون اضطراب و بدون Anguish شرح
میدهد که در هادس چه اتفاقی میافتد. مرگ برای فلسفهی قدیم مسأله نیست.
با هگل و فلسفهی بعد از هگل و پستهگلیانیسم، مرگ وارد فلسفه میشود.
من
میخواهم به این ایدهی شما در باب مرگ، که پایان امکانهاست، تعمیمی
بدهم. در دورهی جدید، این حرف را چند نفری گفتهاند که هر دورانی دقیقن به
این دلیل که امکانهای خودش را از دست میدهد به مرگ دچار میشود. به این
معنا که دورانهای مختلفْ مرگهایی دارند که این مرگها پایان دادن به
امکانهای آن دورهها است. در بحث سنت و مدرنیسم نیز این مسأله مطرح شده که
سنت نمیتواند زنده باشد چون امکانها از آن گرفته شده است. مفهوم مرگ را
مثلن برای تمدن و تاریخ و دوران و... نیز میتوانیم به معنای پایان یافتن
امکانها بدانیم یا این امر صرفن یک مسألهی شخصی و فردی است؟
این مسألهی مشکل و جدی و مهمی است.
اما از آن طرف، وقتی مسألهی مرگ به این ترتیب مطرح میشود، برای فلسفه مسألهی جدیتری میشود.
عرض
میکنم. وقتی جوانی میمیرد، مرگش با مرگ پیر فرق میکند. آن وقت است که
مذکر میآید و میخواند «پس از مرگ جوانان گل نماناد / پس از گل در چمن
بلبل مخواناد». حال آن که وقتی پیر میمیرد، میگویند وقتش بوده است. چرا
این طور است؟ چون جوان امکان داشته، توان بُرد داشته، و این توان بردْ
بیوقت قطع شده است. مرگ وقت نمیشناسد. توان بُردها تمام میشود. من وقتی
پیر میشوم، چشم ندارم، پا ندارم، دست ندارم، حافظه ندارم و آن وقت توان
بُرد ندارم. به قول ژانپل سارتر، یک Facticite شدهام، گذشته شدهام. این
گذشته، گرچه تمام شده است اما برای دیگران شاید تمام نشده باشد.
چهگونه میتواند تمام شده باشد اما برای دیگران تمام نشده باشد؟
کسی
هست که امکانات زندگیاش خور و خواب بوده است. او میمیرد. او چیزی نبوده
است. پایان امکانهایش پایان همان خور و خوابش است. حالا سعدی را در نظر
بگیریم. او مرده است. سعدی پایان یافته است. بعد از «گلستان» و «بوستان» و
غزلیات، به یک معنا امکانهای سعدی پایان یافته است.
اما اثرگذاری سعدی بر دیگران را اگر در نظر بگیریم، پایان نیافته است.
بله،
امکانهایی هست که من و شما با آن امکانها زندگی میکنیم و اگر آن
امکانها نبود، دایرهی امکانهای من و شما تغییر میکرد و تنگتر و
محدودتر میشد. بنابراین من به مطلب اصلی پرسشی که مطرح کردید برمیگردم
که: آیا سنتها میمیرند و یا تاریخ میمیرد؟ سنتی که سعدی با آن زندگی
کرده تمام شده است، اما در سنت سعدی چیزی هست که نهتنها همواره از آن
میآموزم بلکه اگر از آن جدا شوم دایرهی امکاناتم محدود میشود، زبان من و
فکر من محدود میشود. من به سعدی نیاز دارم. به سعدیِ گذشته و به
امکانهایی که در سخن و فکر سعدی و فردوسی هست نیاز دارم. معاصران سعدی و
فردوسی، صدهاهزار و میلیونها نفر بودهاند که همگی مردهاند و هیچ چیز از
خود به جا نگذاشتهاند. وقتی کسی مثل سعدی دایرهی امکانهای وسیعی دارد،
چیزی از او به یادگار مانده است که برای من لذتبخش است.
اما به هر حال فراموش نکنیم که شیخ مصلحالدین سعدی شیرازی مرده است و این تولید امکانهایش برای ما هیچ دردی از او دوا نمیکند.
شخص
سعدی تمام شده است، مهم نیست، هر کس میخواهد باشد. سعدی، «گلستان» و
«بوستان» و غزلیات است. سعدی، زبان سعدی است. مصلحالدین و مشرفالدین و...
هرچه بوده است مهم نیست. ما دائم میپردازیم به این که آیا سعدی اشعری
بوده یا معتزلی بوده؟ شاگرد ابوحفض سهروردی بوده؟ در نظامیه مستمری
میگرفته؟ اصلن این حرفها دیگر مطرح نیست. مگر شما میپرسید دیمیتری
کارامازوف به سیبری تبعید شده است یا نه؟ ما چهکار داریم. دیمیتری در اثر
داستایوسکی است، وگرنه مهم نیست که تبعید شده یا نه.
من فکر میکردم در
جای دیگری به سعدی میرسیم. چون بارها از شما دربارهی او شنیده بودم.
عجالتن این بحث تمدن را ادامه نمیدهم و میخواهم یک فلاشبک به داستان مرگ
بزنم. از این ایدهی شما که مصلحالدین سعدی ـ که روزگاری امکانهای جهان
بر او گشوده بود ـ در جایی در قرن هفتم هجری امکانهایش منقطع شد و مُرد
اما سعدی «گلستان» و «بوستان» زنده است، چیزی به ذهنم میرسد. این همان
جملهیی است که بارها گفتهاید و هنوز برای من مبهم است: شما همیشه
میگویید «تفکر، اگر تفکر باشد، مستقل از شخص است.» در این مثال سعدی، من
میفهمم که اگر شیخ مصلحالدین مُرد، «بوستان» و «گلستان» و اندیشهی او
مانده است؛ حالا میخواهم ببینم این استقلال تفکر از شخص، برای شما بار
انتولوژیک هم دارد؟ یعنی این جملهی شما نمادین است به این معنا که
کتابهای سعدی را بخوانید، یا شما برای تفکر هم مثل تاریخ، هویت وجودی
قائلاید؟ احساس من این است که برای شما نهتنها اندیشهی سعدی از سعدی
جداست، اصولن اندیشه به یک معنا از انسان جداست.
هرچه شما بگویید و من
بپسندم، مال من و شماست؛ دیگر ملک شما تنها و شخص شما نیست، به من هم تعلق
دارد، به دیگری هم که آن را بپسندد و تصدیق کند تعلق دارد. سعدی کسی است که
آمده و حرفی زده و این حرف را دیگرانی قاپیدهاند و گرفتهاند. وقتی خلَف
سعدی میگوید «شکرشکن شوند همه طوطیان هند / زین قند پارسی که به بنگاله
میرود»، در بنگاله هم از این حرف استقبال میشود. این سخنها مال شیخ سعدی
یا حافظ نیست. آنها آبگوشت هم دوست داشتند، زن و بچه هم داشتند و... ما
که جزئیات زندگی آنها را نمیدانیم. به بچه و ملک و خانهی آنها هم
علاقهیی نداریم و اصلن دربارهی آنها نمیدانیم و آنها را نمیشناسیم.
حافظ از وام خودش هم صحبت میکند ، اما این که میگوید «گوی توفیق و کرامت
در میان افکندهاند / کس به میدان درنمیآید سواران را چه شد»، درد من و
شماست. او طوری گفته است که من نمیتوانم آن طور بگویم. پس من حرف او را
میزنم. او درد من را به بهترین صورت گفته و به من گفته است که دردم چیست:
«کس به میدان درنمیآید، سواران را چه شد؟» این سخن مال خواجه شمسالدین که
در سال 718 مرده، نیست. این فکرها کی برای آدم پیش میآید؟ برای بسیاری
معمولن وقتی این فکرها پیش میآید که میگویند فکر مربوط به موقعیت اجتماعی
و پرورش و شرایط و... و تابع شرایط است. آنچه من میگویم، مقابله با این
فکر است. به نظر من، فکر «در شرایط» است. یعنی ما نمیتوانیم بدون این که
پایمان بر زمین یا در زمان باشد فکر کنیم. اما اگر این طور بود که شرایط
تعیینکننده باشند، همهی مردم شیراز باید سعدی و حافظ میشدند، برادرها و
خواهرهایی که در یک خانه زندگی میکنند باید همه مثل هم باشند.
مطلب این
است که فکر، امری مستقل از شرایط اجتماعی است که به شرایط صورت میدهد.
تفکر دکارتی به جهان غرب صورت داده است. شرایط اجتماعی و اقتصادی اروپا به
نسبت صد سال و پنجاه سال پیش و نسبت به دوران رنسانس چه فرقی کرده بود؟
طبیعت همان بود، زندگی همان بود، خور و خواب و خشم و شهوت همان. یک فکری
آمد ـ فکر بیکنی و آتلانتیس جدید بیکنی ـ و عالم جدید را تسخیر کرد.
نمیدانم
به این میشود گفت استقلال یا نه؟ من حرف شما را که میگویید تفکر در
موقعیت است نه تابع موقعیت، میفهمم. شما میگویید فکر دکارت آمد و جهان را
تغییر داد. اما گروهی میگویند که نهخیر، شرایط اجتماعی به سمتی رفت که
دکارتی به وجود بیاید؛ اگر رنه دکارت هم پیدا نمیشد، یک حسینقلیخانی پیدا
میشد و همان کار را میکرد. کما این که عدهیی مثلن میگویند اگر علم
جدیدی نبود و اگر نیوتونی نبود، کانتی هم نبود.
مسأله همان مسألهی مرگ
است. دارید مسأله را میبَرید به «زمان». مسأله این است که مرحوم افلاطون و
مرحوم ارسطو و مرحوم ابنسینا، رحمت الله علیهم، وقتی به «زمان» فکر
میکردند، ما نمیدانیم ته فکرشان چه بود، اما آنها زمان را به «طبیعت»
میبردند. بحث زمان برای آنها بحث علم طبیعی و زمانی است که مقدار حرکت
است. حالا هم اگر من به برخی دوستان اهل فلسفه بگویم که فلسفهی جدید، علیه
ماعلیه یا علیها ماعلیها، این حرفها را قبول ندارد و زمان را در طبیعت
مطرح نمیکند و اگر هم کسی موضوع را اینگونه مطرح کند آقای فیزیکدان و
استاد مکانیک است، آن وقت باید پاسخ اعتراضهای زیادی را بدهم. کانت وقتی
زمان را مطرح کرد، آن را شرط ادراک طبیعت میدانست، نه مقدار حرکت. زمان را
شرط ادراک حرکت قرار داد. یعنی این که شما بدون زمان، حرکت را نمیفهمید.
ما در خواندن تاریخ فلسفه به این نکتهی کانت، چنان که باید، توجه
نمیکنیم. داریم «نظر»ی را میخوانیم که بر اساس آن، زمانْ شرط احساس و
ادراک است، و به عنوان یک جمله آن را یاد میگیریم. «زمان شرط احساس است»
یعنی چه؟ یعنی تمام بحث طبیعیات قدیم، از سقراط تا قرن هجدهم، روی هوا
میرود. حالا اگر زمان را زمان اجتماعی بگیریم یا زمان طبیعی بگیریم، این
بشر تابع زمان است. آن وقت سعدی میشود قرن هفتمی؛ تابع زمان قرن هفتم. اگر
زمان را از قرن هفتم خارج کنیم یا به قرن هفتم اعتباری بدهیم بیرون از
مناسبات و روابط و چیزهای اجتماعی، و آن را قالب کنیم و بگوییم زمان
تعینبخش بوده است نه این که زمان تعیین شده است، در این صورت میگوییم این
فکر مال زمان است، «گفتِ» زمان است. گفتِ زمان را سعدی شنیده است؛ همهی
مردم که نمیشنوند، همهی گوشها که گفتِ زمان را نمیشنوند. او شاعر است
که میشنود...
خب، شاعرْ گفتِ زمان را از کجا آورده است؟ بالأخره باید مبدأ را معین کنیم.
من
هم قبول دارم. یکی میگوید از شرایط اقتصادی و اجتماعی و تاریخی و فرهنگی
آورده است. اما اوگوست کنت میگوید عالی از دانی به وجود نمیآید. عین
جملهی اوگوست کنتِ پوزیتیویست این است که «با دانی، عالی را نمیتوان
تبیین کرد.» این سخن بنیانگذار پوزیتیویسم است. این چه شرایطی است که نظر
سعدی از آن بیرون میآید؟ البته بعضی تعبیرات را میتوانیم بیاوریم که پس
گل از کجا بیرون میآید؟ یا این زیبایی از کجای خاک بیرون میآید؟ پاسخ این
است که: غایت این است و این نهایت است که چیزها را تعیین میکند. البته من
وارد این وادی نمیشوم. این تمثیل، تمثیل دشواری است و من نمیخواهم خودم
را به زحمت بیندازم.
پرویز کاظمی وزیر پیشین رفاه و کارشناس اقتصادی در عصرایران نوشت: با
پایان سال "جهاد اقتصادی" لازم است نگاهی به وضعیت اقتصادی ایران و مقایسه
آن با جهان داشته باشیم تا ببینیم آیا سمت و سویی که دولتمردان در پیش
گرفته اند در راستای این نامگذاری بوده است؟
در این خصوص لازم است برخی آمار و ارقام که توسط صندوق بین المللی پول
(International Monetary Fund) تهیه شده ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد ؛
خصوصا این که مبنای اطلاعات مربوطه از سازمان های داخلی و روند سال های
گذشته حاصل گردیده و نیز معیار و مشخصه تهیه این گزارش جهت تمام کشورها
یکسان می باشد. لذا تحلیل مقایسه ای نیز می تواند چشم انداز نهایی را برای
کشور ها به ارمغان می آورد.
پیش از مرور جدول های زیر ، توضیحاتی در خصوص تولید ناخالص ملی و تولید خالص داخلی و نیز در آمد سرانه ارائه می شود:
در محاسبه "تولید ناخالص ملی" در آمد افراد خارج از کشور که به کشور
فرستاده می شود با تولید ناخالص جمع می شود و در آمد افراد خارجی مقیم آن
کشور که در آمد خود را به خارج می فرستند از آن کسر می گردد.
برای محاسبه درآمد سرانه، تولید ناخالص داخلی کشور را بر جمعیت تقسیم می کنند و عدد به دست آمده را در آمد سرانه کشور می نامند.
، سازمان های بین المللی برای محاسبه درآمد سرانه بر اساس روش "برابری قدرت خرید" عمل می کنند.
لازم به ذکر است جهت تحلیل وضعیت اقتصادی کشور، در آمد سرانه مورد نظر می
باشد لکن به این معنی نیست که همه افراد آن جامعه دارای آن میزان درآمد
هستند.
|
رتبه |
شرح |
تولید ناخالص ملی با توجه به قدرت خرید میلیارد دلار ( سال 2010 ) |
|
|
دنیا |
74,384 |
|
|
اتحادیه اروپا |
15,203 |
|
1 |
ایالات متحده آمریکا |
14,526 |
|
2 |
چین |
10,119 |
|
3 |
ژاپن |
4,323 |
|
4 |
هند |
4,057 |
|
5 |
آلمان |
2,944 |
|
6 |
روسیه |
2,230 |
|
7 |
انگلستان |
2,181 |
|
8 |
برزیل |
2,178 |
|
9 |
فرانسه |
2,134 |
|
10 |
ایتالیا |
1,778 |
|
16 |
ترکیه |
968 |
|
17 |
ایران |
888 |
|
23 |
عربستان سعودی |
623 |
|
27 |
پاکستان |
467 |
|
49 |
امارات متحده عربی |
247 |
|
57 |
قطر |
149 |
|
63 |
عراق |
113 |
|
رتبه |
شرح |
درآمد سرانه ملی با توجه به قدرت خرید دلار( سال 2010) |
|
1 |
قطر |
102,891 |
|
2 |
لوکزامبورگ |
84,829 |
|
3 |
سنگاپور |
59,936 |
|
4 |
نروژ |
53,376 |
|
5 |
برونئی |
49,517 |
|
6 |
هنگ کنگ |
49,342 |
|
7 |
امارات متحده عربی |
48,597 |
|
8 |
امریکا |
48,147 |
|
9 |
سوئیس |
43,508 |
|
10 |
هلند |
42,330 |
|
17 |
آلمان |
37,935 |
|
22 |
انگلستان |
35,974 |
|
23 |
فرانسه |
35,048 |
|
24 |
ژاپن |
34,362 |
|
|
اتحادیه اروپا |
31,548 |
|
29 |
ایتالیا |
30,165 |
|
39 |
عربستان سعودی |
24,056 |
|
52 |
روسیه |
16,687 |
|
65 |
ترکیه |
13,664 |
|
73 |
ایران |
12,258 |
|
74 |
برزیل |
11,845 |
|
|
دنیا |
10,922 |
|
90 |
چین |
8,394 |
با عنایت به جداول فوق توجه به موارد ذیل ضروری به نظر می رسد:
1) سال 90 سال جهاد اقتصادی نامگذاری شد و بایستی بر اساس شاخص های تحلیلی
و مقایسه ای و نیز جایگاه ایران در دنیا، ارزیابی کارشناسانه ای به عمل
آید تا روند اقتصاد و توسعه مشخص و سیر آن تعیین گردد.
2) با تلاش بسیار برنامه چشم انداز بیست ساله برای جمهوری اسلامی ایران
تدوین و به تایید مقام معظم رهبری نیز رسید، با نظری اجمالی به آمار و
ارقام ارائه شده ، آیا دستیابی به اهداف چشم انداز با روند فعلی میسر می
باشد ؟ در صورتی که کشورهای منطقه فاصله قابل ملاحظه ای را با ایران به
دست آورده اند.
3) رتبه ایران در درآمد سرانه بالاتر از میانگین جهانی است که البته در
میانگین جهانی کشورهای فقیر آفریقایی هم محاسبه شده اند. سوال اساسی این
است که با همه امکاناتی که خداوند در اختیار کشور عزیز اسلامی مان قرار
داده - مانند نفت و گاز - نیز نیروی جوان و نخبگان که سرمایه اصلی کشور
هستند، آیا رتبه واقعی ایران بایستی این چنین باشد؟
4) البته باید توجه داشت تغییرات نرخ ارز که خصوصا در نیمه دوم سال 90 به
دلیل اتخاذ سیاستهای غیر کارشناسی حاصل گردید و صدمه جدی به ارزش پول ملی
وارد کرد، در تحلیل ارقام و درآمد سرانه که بایستی بر مبنای قدرت خرید
باشد اثر گذاشته و تغییراتی را در جدول برای سال 2011 و 2012 حاصل خواهد
شد و تنزل رتبه بندی را به دنبال خواهد داشت.
5) کمی تعمق در ارقام درآمد سرانه و فاصله بسیار قابل توجه با کشورهای
توسعه یافته، بایستی مسئولان ما را به فکر بیندازد که اگر ادعای مدیریت
جهان را داریم، با حرف به جایی نخواهیم رسید و تمرکز و تلاش به منظور بهره
گیری از امکانات داخلی می تواند روند صعودی را در وضعیت اقتصادی و توسعه
ای فراهم نماید.
حال که در آغاز سالی جدید و مجلسی جدید هستیم، واقع بینی و تلاش به منظور
ارتقاء سطح معیشتی و رفاهی مردم باید در دستور کار باشد تا بتوانیم
جایگاه مناسب و درخور شأن ملت بزرگ ایران اسلامی را به دست آوریم و با
گفتن و ادعا، کسب توفیقات میسر نخواهد بود.

العربیه در این زمینه گزارش داد:
مردمى که هواى لطیف و خنک را جویا بودند و از فضاى سفیدِ دشت و کوه و دره
ها خوشنود بودند، از صبح روز گذشته (شنبه 4-3-2012) به ویژه در مناطق
علقان و اطراف آن گشت و گذار نمودند، خیمه زدند، آتش روشن کردند، کباب
خوردند، قهوه ى داغ نوشیدند و گل گفتند و گل شنیدند.
هواشناسى تبوک مى گوید: فضاى برف و سرماى کنونى در این شهر و مناطق اطراف
تا 24 ساعت آینده ادامه دارد. درجه حرارت بویژه در ساعات پایانى روز و
بامدادان بسیار پایین و غالباً زیر صفر اعلام مى شود.

با این حال هواشناسى کل کشور سعودى
پیش بینى کرده است که کاهش قدرت دید رانندگان تا مسافت کمتر از دو کیلومتر
بر اثر بادهاى غبارآلود تا عصر روز دوشنبه ادامه خواهد داشت. این وضعیت
غالباً در مکه مکرمه، مدینه ى منوّره، شهر تبوک و اطراف آن و ارتفاعات
جنوب غربى سعودى برقرار خواهد بود.
عادت بسیارى از عربها این است که هر گونه نعمت خدا را سپاس گویند و فرصت
هاى شاد را از دست ندهند. آنها حتى در مکالمات روزمره ى عادى خود "الحمد
لله"، "شکر خدا" و "ماشاء الله" زیاد بکار مى برند. به زبان ساده باید گفت
"با خودشان دعوا ندارند".

از صبح دیروز تا بحال تلفنهاى همراه
در منطقه از کار نیفتاده است. خیلى از جوانانى که به دشت و صحرا و
ارتفاعات رفته اند، دوستان خود را براى مشارکت در شادى خویش فرا مى
خوانند.
هواشناسى مى گوید در مناطق شمالى احتمال صاف شدن هوا با کمى ابر وجود دارد.
به نظر مى رسد مناطق کوهستانى عسیر و جازان با این وضع جاذبه ى بیشترى
براى گردشگرى بیابند.

چند سعودى براى گرم شدن آتش روشن کرده اند
در حالى که مناطق شرقى و مرکزى سعودى شاهد بادهاى نسبتاً غبارآلودى است که رو به جنوب و جنوب غرب این کشور دارد. لیکن آنچه که در این میان "رویداد شادى بخش" به نظر مى رسد، یعنى پوشش سفید زمین نقل محافل و مجالس سعودى ها شده است.
نقل است "شاه عباس صفوی" رجال کشور را به ضیافت شاهانه میهمان کرد و دستور داد تا درسرقلیانها بجای تنباکو، از سرگین اسب استفاده نمایند. میهمانها مشغول کشیدن قلیان شدند! ودود و بوی پهنِ اسب فضا را پر کرد، اما رجال - از بیم ناراحتی شاه - پشت سر هم بر نی قلیان پُک عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می دادند! گویی در عمرشان، تنباکویی به آن خوبی نکشیده اند!
شاه رو به آنها کرده و گفت : «سرقلیانها با بهترین
تنباکو پر شده اند، آن را حاکم همدان برایمان فرستاده است » همه از تنباکو و
عطر آن تعریف کرده و گفتند:« براستی تنباکویی بهتر از این نمیتوان یافت»
شاه
به رئیس نگهبانان دربار - که پکهای بسیار عمیقی به قلیان میزد- گفت: «
تنباکویش چطور است؟ » رئیس نگهبانان گفت:«به سر اعلیحضرت قسم، پنجاه سال
است که قلیان میکشم، اما تنباکویی به این عطر و مزه ندیده ام!»
شاه با تحقیر به آنها نگاهی کرد و گفت: مرده شوی تان ببرد که به خاطر حفظ پست و مقام، حاضرید بجای تنباکو، پِهِن اسب بکشید و بَه بَه و چَه چَه کنید.




چیـن و سیـل محصـولات چیـنی در جـهان !
اقتصاد چین از اواخر قرن بیستم به تندی تغییر کرده و همواره در حال رشد است.
بطوریکه در سال 2010 از چین بعنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان و یک بازیگر اصلی در
اقتصاد جهانی نام برده شد و این در حالیست که میلیونها تن هنور در فقر شدید زندگی
میکنند و مشکلات زیربنایی نیز در چین ادامه دارد. بیش از ۵۰ ٪ مردم چین کشاورزند.
صنعتگران ۲۴٪ و کارمندان و بازرگانان۲۶ ٪ نیروی کار فعال این کشور را تشکیل میدهند.
با این وجود حدود ۲۰۰ میلیون نفر از مردم چین با درآمد روزانه کمتر از یک دلار
زندگی میکنند. صنایع اصلی چین بسیار گسترده و شامل محصولات آهن و استیل، زغال سنگ،
ماشین آلات، پترولئوم، اسباب بازی، کفش و لوازم الکترونیکی و اتومبیل است. برنج،
گندم، سیب زمینی، ذرت، بادام زمینی، چای، ارزن، جو، کتان، ماهی و خوک فرآوردههای
اصلی کشاورزی هستند. صادرات عمده چین ماشین آلات، پوشاک، کفش، اسباب بازی، سوخت
معدنی، مواد شیمیایی و واردات آن ماشین آلات، مواد شیمیایی، آهن و استیل و سوخت
معدنی است.
حجم اقتصاد چین در سال ۲۰۰۷ از ژاپن بیشتر بود و طبق آمارهای جهانی پس از آمریکا
یعنی در مقام دوم جهان قرار میگیرد. چنانچه رشد کنونی اقتصادی چین همچنان ادامه
یابد، چین از نظر اقتصادی، در حال رسیدن به آمریکا یعنی بزرگترین اقتصاد جهان است
و باید خود را برای مقابله با پیامدهای سیاسی و اقتصادی این موضوع آماده کند. چین
از کشورهای جنوب شرق آسیا است که از اواسط دهه 1970 میلادی، سیاست آزاد سازی اقتصاد
را در پیش گرفت و از شرایط بسته اقتصادهای سوسیالیستی به تدریج فاصله گرفت. این
کشور طی دو دهه گذشته تلاشهای بسیاری را در راستای اصلاح ساختار اقتصادی و آزاد
سازی اقتصاد کشور به عمل آورد و بسیاری از موانع تجارت خارجی و جذب سرمایه گذاری
خارجی را از سر راه برداشت و در همین حال تقاضای عضویت در موافقت نامه عمومی تعرفه
و تجارت ( گات) و سپس در سازمان جهانی تجارت ( WTO ) را دنبال کرد. این كشور پس از
الحاق به سازمان تجارت جهانى (WTO) توانست بازارهاى بیشترى را با كالاهاى خود به
تصرف درآورد. این الحاق به چین فرصت این را داد كه بتواند با استفاده از سیاست هاى
تجارى خاص خود و نیز كالاهاى ارزان قیمت حتى به بازار كشورهایى چون آمریكا و ژاپن
كه كالاهایى به مراتب بهتر و با كیفیت تر تولید مى كنند نفوذ كند.
و بالاخره كالاهاى چشم بادامى هاى جنوب شرق آسیا به تبعیت از بکارگیری نیروی کار
ارزان، آنچنان ارزان است كه حتى وضع قیمت پایه و وضع تعرفه هاى سنگین بر روى اجناس
چینى تاثیرى بر عدم ورود آنها به كشورها نداشته باشد. از خلال دندان و ماژیك رنگى
گرفته تا ماشین آلات سنگین مورد استفاده در كارخانجات از نوع چینى را مى توان در
بازار مشاهده كرد و در حال حاضر معدود كشورهایى را مى توان یافت كه در بازارهاى
آنها كالاهایى با مارك چین و نام (Made in China) وجود نداشته باشد ...
تصاویر زیر مروریست بر برخی از کارخانجات و کارگاه های تولید کالاهای چینی :







































منبع: پرشین استار
منـاظر زیبـا و شگفتـی هایی از فصل زمستـان
از آنجا که طبیعت زیباست، بدون تردید فصل زمستان
هم دارای جاذبه های فراوانیست که تنها ویژه همین فصل است. در این فصل شاید از طراوت
بهار و سرسبزی تابستان خبری نباشد ولی هنوز نشانه هایی از پائیز و شاخه های عریان
درختانی که در خواب زمستانی دستخوش وزش بادهای سرد، بارندگی های گاه تند و گاه آرام
هستند مناظری بدیع را برای ما بجا می گذارند. گرچه ما آدما بجای دقت کردن و لذت
بردن از منظره های زیبای زمستان سعی داریم تا هر چه زودتر به مکانی گرم پناه ببریم
ولی مسلما به این معنا نیست که طبیعت رو دوست نداریم بلکه می ترسیم سرما بخوریم!
اما هر چه هست نباید از شگفتی های منحصربفرد این فصل از فصول خدا غافل شد که
اینچنین هنرمندانه ما را به تماشا دعوت می کند ...


بـرترین گوشـی های تلفـن همـراه در سـال 2012
کارشناسان
فهرستی از 10 تا از برترین گوشی های تلفن همراه در سال 2012 را تهیه کرده اند که در
این ایمیل آنها را از نظر خواهید گذراند.
1.
بلک بری کیورو 9360 (BlackBerry Curve 9360)
مدل های کیورو ثابت کرده اند که موفقیت بزرگی برای برند بلک بری محسوب می شوند.
کیورو 9360 به عنوان جدیدترین مدل بلک بری فرصت استفاده از ایمیل و کیبورد کیوورتی
را در اختیار مشتریان قرار می دهد. در حالیکه قیمت قابل قبولی نیز دارد همچنین
سیستم عامل 7 بلک بری روی این مدل اجرا می شود.
2.
اچ تی سی سن سیشن ایکس ال(HTC Sensation XL)
این مدل در واقع تکرار کننده موفقیت آن دسته از گوشی های جدید اچ تی سی است که
اندازه بزرگی دارند و دارای هدفون های مخصوص به خود هستند. این گوشی دارای
نمایشگر4/7 اینچی، بدنه آلومینیومی تک قسمتی و یک دوربین 8مگا پیکسلی است.
3.
موتورلا رازر(Motorola Razr)
آنچه در خصوص این مدل موتورلا اهمیت دارد، این است که مدلی مخصوص قرن 21 است. یعنی
مدل جدید رازر فوق العاده باریک است و فقط 7/7 میلی متر قطر دارد همچنین میزان
حافظه و ویژگی های منحصر به فرد آن برای مولتی مدیا که موجب شده تا این مدل یکی از
موفقیت های موتورلا محسوب شود.
4.
نوکیا
لومیا800 (Nokia Lumia 800)
از زمانی که
نوکیا و مایکروسافت مشترکا همکاری می کنند، همگان منتظر ارائه گوشی تلفن همراهی
هستند که تجارب هر دو شرکت را نشان دهد. اکنون این گوشی عرضه شده و نوکیا لومیا 800
نام دارد. طراحی هندست آن درواقع نشان دهنده اوج چند دهه پیشرفت آن است. جذابیت و
کاربردی بودن و لذت بخش بودن از دیگر ویژگی های آن است.
5.
سونی اریکسون ایکس پریا آرک اس( Sony Ericsson Xperia Arc S)
این گوشی دارای دوربین فوق العاده قوی و یک طراحی منحصربه فرد است و بدنه جذاب 8/7
میلی متری دارد. این در حالیست، از یک نمایشگر شفاف و همچنین طراحی مخصوص براویا
برخوردار است. هر تصویری را که شما با دوربین 8/1 مگاپیکسلی می گیرد، می توانید
درصفحه عریض و بزرگ این گوشی تماشا کنید.
6.
بلک بری بولد 9900 (blackbBerry bold 9900)
شرکت بلک بری سال گذشته میلادی تعدادی گوشی تلفن همراه در انگلیس به فروش رساند و
مدل بولد 9900 از موقعیت برجسته ای درمیان سایر مدل ها برخوردار بود. این گوشی فوق
العاده باریک است و قطر آن 10/5میلی متر است ویژگی های برجسته آن این گوشی را هم از
لحاظ تجای و هم از لحاظ برخورداری از تجارب لذت بخش، منحصر بفرد می سازد.
7.
سامسونگ گالاکسی نکسوس(Samsung Galaxy Nexus)
این مدل سامسونگ درواقع یک هندست برجسته است صفحه 4/65 اینچی دارد و رزولوشن آن 720
در 1280 است همچنین این گوشی از لحاظ نرم افزاری بسیار قابل توجه است در واقع
هماهنگی با نرم افزار گوگل و خدمات آن، موجب شده نکسوس به یک پکیج تأثیرگذار تبدیل
شود.
8.
اچ تی سی سن سیشن ایکس ای( HTC Sensation XE)
برند اچ تی سی خود را به عنوان یکی از برترین های بازار گوشی تلفن همراه ثابت کرده،
عمر باطری آن طولانی است و اگرچه ظریف به نظر می رسد، اما صفحه 4/3اینچی دارد و
همچنین دارای دوربین 8 مگاپیکسلی است.
9.
اپل آیفون 4 اس(Apple iPhone 4S)
این مدل آیفون ازآنجا مورد توجه قرار گرفته که درست قبل از اینکه آیفون 5 سال آینده
میلادی به بازار بیاید، فروش خوبی را به خود اختصاص است آیفون s4 در وقع یک هندست
برجسته است همچنین درمقایسه با آیفون 4 معمولی دارای ویژگی های بهتری است. از جمله
دوربین آن که از 5بر8 مگا پیکسل افزایش یافته است و پردازنده آن نیز سریعتر است.
10. سامسونگ گالکسی اس2 (Samsung Galaxy S2)
مدل سامسونگ گالکسی یک هندست درخشان و مدل بعدی آن گالاکسی اس 2 حتی جذاب تر و
تأثیرگذارتر است. به برخی از ویژگی های آن می توان به دوربین 8مگاپیکسلی و دوربین
فیلمبرداری فول اچ دی اشاره کرد.
نمایشـگاه خـودروی ژنـو 2012 برپـا شد
نمایشگاه
خودروی ژنو 2012 امسال از 8 مارس (18 اسفند 1390) در سوئیس برگزار شده و تا 18 مارس
میزبان شركتهای خودروسازی جهان است. این نمایشگاه هشتاد و دومین دوره از اتو شوی
ژنو است. در نمایشگاه امسال خودروسازان عمدتا محصولات پاك و دوستدار محیط زیست خود
را در معرض دید عموم قرار داده اند. همچنین ركود اقتصادی حاكم بر اروپا باعث شده تا
شركتهای خودروسازی در نمایشگاه ژنو 2012 به فكر نمایش خودروهای ارزانتر خود
بیفتند. در نتیجه حتی خودروهای دودیفرانسیلی هم كه قرار است در نمایشگاه امسال در
معرض دید عموم قرار بگیرند، از نظر اندازه و حجم كوچكتر شدهاند.
موزیک
آنجل (اسپیکر فلشخور)
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
قيمت: 24000 تومان
توضیحات بیشتر:

در نگاه اول یک دستگاه کوچک به نظر می آید که شاید شما فقط از سنگین بودن آن احتمال قدرت آنرا بدهید . فقط کافیست فلش مموری یا کارت حافظه خود را به این دستگاه متصل کنید بعد از لود کردن فایلهای موسیقی داخل حافظه در عرض ۴ ثانیه دستگاه شروع به پخش فایلهای موسیقی می کند طوریکه که شما از توانایی این وسیله حیرت زده شوید . تازه اول کار است شما کافیست دکمه صدای بلند را نگه دارید اکنون موزیک شما در قدرت صدایی شروع به پخش خواهد شد که هر شنونده ای انتظار دیدن یک منبع صدای بزرگ مثل ضبط صوت های خانگی خواهد داشت . شما می توانید به آهنگ بعدی بروید یا به آهنگ قبلی یا پخش آهنگ را متوقف کنید یا تعیین کنید که آهنگ پخش شده تکرار شود . با نگهداشتن دکمه های آهنگ قبلی یا بعدی صدای موزیک را کم یا زیاد کنید. این دستگاه مفید دارای باطری داخلی شارژی می باشد که فقط کافیست بوسیله کابلی که داخل بسته بندی میباشد انرا به پورت یو اس بی کامپیوتر متصل کنید تا شارژ شود یا تبدیل برق شهری به یو اس بی را از بازار یا از همین سایت تهیه کنید تا در هر جایی که پریز برق باشد این وسیله را شارژ کنید و سپس شما آنرا در هر جایی که دوست دارید استفاده کنید مخصوصآ در بیرون و طبیعت و کوه و بیابان یا گردش ها و هر جایی که هوس شنیدن موزیک های دلخواهتان وسوسه می کند.یا می خواهید به اخبار رادیو گوش دهید یا برنامه رادیویی مورد نظرتان را در هر زمان و مکانی بشنوید حتی جایی که دور از ماشین یا برق باشید . با حجمی کم و قابل حمل با کمترین فضای اشغالی که در گوشه ای از ساک مسافرتی جا خوش می کند ولی جزو لوازم ضروری به شمار می آید .

یک اسپیکر
جالب و همه کاره که هم یک رادیوی دیجیتالی قوی FM است
و هم به مانند یک MP3 Player عمل میکند و قادر به پخش
موزیکهای MP3 موجود در انواع مختلف فلشها و
کولدیسکها و مموریهای SD است . علاوه بر آن میتواند
به عنوان یک اسپیکر همراه و پرقدرت و با صدای زیاد و
BASS بالا برای انواع مختلف تلفنهای همراه و
لپتاپها و نتبوکها و یا آیپاد و آیفون مورد
استفاده قرار گیرد.
این اسپیکر جالب نیازی به برق و یا باطری در هنگام
استفاده ندارد و با داشتن یک باطری داخلی قابل شارژ که
از طریق USB کامپیوتر و یا برق شهری (آداپتور 5ولت)
قابل شارژ است و پس از شارژ کامل که حدود 1 ساعت طول
خواهد کشید قادر است ساعتها به پخش موزیک و یا رادیو
بپردازد.

صدایی کاملا
شفاف و 3 بعدی
دارای باطری شارژی از نوع باطری موبایلli-ion
مناسب برای مسافرت و گردش در طبیعت
3ساعت پخش موسیقی مداوم بدون نیازبه برق وباطری
باطری داخلی قابل شارژ
قابل استفاده درهمه جا وهمه زمان ها
قابل استفاده درمنزل ، محل کار و درهنگام سفر
قابلیت اتصال مستقیم توسط کابل به گوشی
قابلیت اجرای فایل های صوتی از روی مموری گوشی
قابلیت اجرای فایل های صوتی از روی فلش مموری
قابلیت شارژ توسط کابل یو اس بی بوسیله کامپیوتر یا
شارژر معمولی
دارای چند چراغ ال ای دی زیبا و نورانی
دارای رقص نورچشمک زن درزمان پخش موسیقی
دارای قاب آلومینیومی بسیار مقاوم وفوق العاده شیک
دارای تبدیل گوشی نوکیا وسونی اریکـسون
دارای دکمه پاور،بلندی صدا واجرای آهنگ بعدی وقبلی
کوچک وقابل حمل باابعاد 7.5x5 سانتیمتر
قابلیت نگهداری شارژطولانی (بدون نیازبه برق مستقیم
وباطری)
قابل استفاده برای تمام گوشی های موبایل:نوکیا،سونی
اریکـسون،سامسونگ و...
اتصال به کامپیوتر ولپ تاپ/موبایل/ویدیو/پخش کننده های
موسیقی و دارای رادیو FM

- دارای
ورودی USB جهت پخش موزیکهای موجود در انواع مختلف
کولدیسکها و حافظههای جانبی!
- دارای ورودی حاقفظههای SD جهت پخش موزیکهای موجود
در مموری و حافظههای SD
- دارای ورودی AUX جهت استفاده به عنوان اسپیکر
کامپیوتر ، موبایل ، آیپاد و یا آیفون و …
- دارای گیرنده رادیو FM
- مجهز به 2 بلندگوی پرقدرت و با کیفیت
- دارای باطری داخلی قابل شارژ
- امکان شارژ از طریق برق USB یا آداپتور
- قابلیت شارژ از طریق آدابپور 5 ولت و یا USB
کامپیوتر (دو ورودی مجزا)
سـگ بامـزه ای که در فیـس بوک محبـوب شد !
یک سگ با نژاد
پام (پامرانین) جدیدا در اینترنت بسیار مشهور شده است و توانسته توجه بیش از 3
میلیون کاربر را در شبکه های اجتماعی بخود جلب کند. نحوه معروف شدن او هم با ساختن
یک صفحه به نام او در فیس بوک توسط صاحبش بود. او در عرض چند روز هزاران نفر را
شیفته خود کرد و در حال حاضر میتوان او را در فیس بوک با نام Boo یافت.
وقتی در مسیر جاده تهران به زنجان به سمت غرب کشور در حرکت هستید در سمت چپ خود گنبدی فیروزهای در مقابل دیدگانت مجسم میشود که حکایت سالها اقتدار و عزت و ایستادگی ایران و ایرانی است و بیان واقعیتی عظیم که ایرانیان همواره ملت برتر بوده و هستند.


جملات پنـد آموز پـشت كامیـونی
بعضی از
راننده های کامیون جمله های جالبی مینویسن پشت ماشیناشون ! حالا یا جنبه طنز داره
یا جمله های فلسفی و ادبیاته یا عاشقانه است یا … بهر حال زیباست و ارزش خوندن داره
...
اگر از عشقت نکنم گریه و زاری
به جهنم که مرا دوست نداری!
اگه الله کند یاری
چه اف باشد چه سوسماری!
اگر خواهی بمیری بی بهانه
بخور ماست و خیار و هندوانه!
ای بلبل اگر نالی من با تو هم
آوازم
تو عشق گل داری، من عشق گل اندامی!
لاستیک قلبمو با میخ نگات پنچر نکن
بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع !
عشق آمد و گفت من بی سوادم
قربان وجودت که وجودم ز وجودت بوجود آمده مادر
شتاب مکن! مقصد خاک است
رادیاتور عشق من از بهر تو، آمد به جوش!
اگر نداری باورم بنگر به روی آمپرم
کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت
آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!
آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!
اتوبوس من غصه نخور، منم یه روز بزرگ
میشم!(ژیان)
سر پایینی برنده سر بالایی شرمنده!
داداش مرگ من یواش!
کاش می شد سرنوشت را از سر نوشت
تند رفتن که نشد مردی! چشم انتظارم که
برگردی
یا اقدس! یا هیچکس
زندگی نگه دار پیاده می شم
محبت از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن
هم برنمی دارد
منمشتعلعشقعلیمچکنم
ایحجتخدا
دریای غم ساحل ندارد
قربون دل غریب پرستت
از عشق تو لیلی؛ رفتم زیر تریلی
همه از مرگ می ترسند من از رفیق نامرد
به مد پرستان بگو آخرین مد کفن است
ای روزگار با ما شدی ناسازگار!
بپر بالا که گیر نمیاد!
باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم
من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!
بحث30یا c ممنوع!
بخور و بخواب کارمه
الله نگهدارمه!
به مادرت رحم کن کوچولو!
تا جام اجل نکرده ام نوش
هرگز نکنم تو را فراموش!
تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی
تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان!
تاکسی نارنجی
از من نرنجی!
تجربه نام مستعاری است که بر خطاهای خود میگذاریم!
جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی
چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟!
داداش مرگ من یواش
امان از دست گلگیر ساز و نقاش!
درخت مکر زن صد ریشه دارد
فلک از دست زن اندیشه دارد!
رنج گل بلبل کشید و برگ گل را باد برد
رنج دختر مادر کشید و لذتش داماد برد!
دلبری دارم چو مار عینکی
خوشگل و زیبا ولی کم پولکی!
حالا که خر تو خره ماهم پیرایدم(ژیان)
رخش بی قرار!
رفیق بی کلک مادر!
در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای
سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای!
دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی
دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی!
دنبالم نیا اسیرم میشی!
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!
دودوتا هفتا کی به کیه!
رود می رود اما ریگذارش می ماند!
زندگی بدون عشق مثل ساندوچ بدون نوشابه هست!
زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست!
ژیان عشقت مرا بیچاره بنمود
ز شهر و خانه ام آواره بنمود!
سر پایینی نوکرتم
سر بالایی شرمندتم(ژیان)
شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است
از خطر باکی ندارم جون خدا یار من است!
شو همره بلبل لبلب هرمهوش!
(اینو برعکس هم که بخونی همین میشه)
عشق میکروبی است که از راه چشم وارد می شود و قلب را عاشق می کند!
قربان وجودی که وجودم ز وجودش بوجود آمده
است!
کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد
جاده از افتادگی از کوه بالا میرود!
گاز دادن نشد مردی
عشق آن است که بر گردی!
گدایان بهر روزی طفل خود را کور می خواهند
طبیبان جملگی خلق را رنجور می خواهند!
تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم
بنازم مطربان را که خلق را مسرور می خواهند!
گلگیرم ولی گل نمیگیرم!
یه بار پریدی موتوری دو بار پریدی موتوری
آخر می افتی موتوری!
گرگی که مرا شیر دهد میش من است
بیگانه اگر وفا کند خویش من است
نوکرتم ننه!
یا علی گفتیم و قسط آغاز شد!
دیشب بابام منو زد بخاطر تو ...
نیم كیلو باش ولی مرد باش
ببخشید پشتم به شماست
عاقبت فرار از مدرسه!
عاقبت لیسانس گرفتن!
ایکاش زندگی دنده عقب داشت!
این وسیله بهر روزی دست ماست
در حقیقت مالک اصلی خداست
گشتم نبود نگرد نیست
زگهواره تا گور بی خیال؟
من تماشای تو می کردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند
جوانی المثنی ندارد
عاشق بی انتظار مادر
علم بهتر است یا ثروت؟
هیچكدام فقط ذره ای معرفت
به گنده تر و خرتر از خودت احترام بگذار!
عیب رندان مكن ای زاهد پاكیزه سرشت
سرنوشت دگران بر تو نخواهند نوشت
ناز نگات قشنگه!
تند رفتن كه نشد مردی
عشق است كه برگردی
هر كجا محرم شدی، چشم از خیانت باز دار
چه بسا محرم با یك نقطه مجرم میشود
مبر ز موی سفیدم گمان به عمر دراز
جوان به حادثه ای زود پیر میشود گاهی
دست بزن ولی خیانت مكن
منم یه روز بزرگ میشم
زندگی بر خلاف آرزوهایم گذشت
داداش جان به خاطر اشك مادر یواش!
افسوس همه اش افسانه بود!
من از عقرب نمیترسم ولی از سوسك میترسم
من از دشمن نمیترسم ولی از دوست میترسم
من نمی گویم مرا ای چرخ سرگردان مكن
هرچه می خواهی بكن محتاج نامردان مكن!
شد شد، نشد نشد
بوسه مگر چیست، فشار دولب
این كه گنه نیست، چه روز و چه شب
بمیرد آنكه غربت را بنا كرد
مرا از تو، ترا از من جدا كرد
برگ از درخت خسته می شه
پاییز فقط یه بهانه است
در این دنیا كه مردانش عصا از كور می دزدند
من بیچاره دنبال مرد می گردم
رفاقت قصه تلخی است كه از یادش گریزانم
از بس خوردم مرغ و پلو
آخر شدم ماركوپولو
بخاطر دلم ولم
100 بار بدی كردی و دیدی ثمرش
را
خوبی چه بدی داشت كه یك بار نكردی
تو كه بی وفا نبودی پدر سگ!
دلم دادم بری باهاش حال كنی
نه كه بری جیگركی بازكنی !
در قمار زندگی عاقبت ما باختیم
بس كه تكخال محبت بر زمین انداختیم
گر پادشاه عالمی، بازهم گدای مادری
نمیخام شمع باشم دخترا فوتم كنن
میخام سیگار باشم لوطیا دودم كنن
همه از من میترسن، من از نیسان آبی
هندونه بده قاچ كنیم، لوپتو بده ماچ كنیم !
دانی كه چرا راز نهان با تو نگفتم،
طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
به درویشی قناعت كن كه سلطانی خطر دارد
جون من داداش یه خورده یواش!
اسیرتم ولی آزاد !
قربان وجودت که وجودم ز وجود تو بوجود آمده مادر
ای الهه ناز!!!
لوتی با ما به ازین باش که با خلق جهانی!
منبع: پرشین استار
سوسیـس و کالبـاس نـخورید، لطفا ...
(انتهای ایمیل را از دست ندهید صرفا جهت تنوع )
لطفا موارد مندرج در این ایمیل را جدی بگیرید
و بچه ها هم را مطلع کنید
چراکه بچه ها بطور ناخواسته طرفدار پروپاقرص
سوسیس، کالباس، همبرگر، پیتزا و از این دست فست فودها هستند
از مرغ فروش می خواهید که مرغ را پاک کند و تمام پوست و آشغال و چربی و دل و
روده آنرا بگیرد.
او هم این کار را می کند و زواید را در پاتیلی میریزد و مرغ پاک کرده را به بیش از
دو برابر قیمت به شما می فروشد.
چند روز بعد برای فرزندان دلبندتان با قیمت های گزاف پیتزا یا ساندویچ کالباس و
سوسیس سفارش می دهید.
و چه بسا خودتان هم با چه لذتی ناخنکی به آن می زنید و کلی خوشحال می شوید که چه
غذای دلچسبی برای فرزندانتان خریده اید!
غافل از اینکه همان پوست و دل و روده و پی و چربی های مملو از هورمون را که چند روز
قبل به قیمت مرغ کامل و پاک نکرده خریده و سپس دور ریخته بودید؛ دوباره خریده اید و
با لذت شاهد خورده شدن آنها توسط فرزندان عزیز و دلبندتان هستید. گذشته از اینکه
اکثر مواد موجود در آن اصلا ارزش غذایی نداشته، بعد هم غصه می خورید که چرا سینه
پسر هشت نه ساله دلبندتان مانند سینه های یک دختر سیزده چهارده ساله شده و کم کم
دارد نیاز به سینه بند پیدا می کند و دلخراش تر آنکه همین فرزندی که او را از جان
خود عزیزتر می دارید به سی سالگی نرسیده به دلیل چاقی و اختلالات هورمونی و گرفتگی
عروق باید از این مطب به آن مطب و از این بیمارستان به آن بیمارستان ببرید و بر بخت
بد او و بخت بد خودتان نفرین کنید ...
...
..
.
در رابطه با
ضررهای بیشمار سوسیس و کالباس
موارد زیر در تارنماهای خبری آمده که خواندنش خالی از لطف نیست :
- تولید سوسیس و کالباس از خمیر احشای زائد مرغ!
فارس نیوز : رئیس سازمان غذا و دارو با اعلام تولید
سوسیس و کالباس زیر پلهای و استفاده از خمیر مرغ (که حاوی همه امحا و احشای زائد
مرغ هم هست) در تولید این محصولات گفت: حتی اگر جلوی چشمم از بهترین جای گوشت هم در
تولید این فرآوردهها استفاده کنند لب به سوسیس و کالباس نمیزنم.
احمد شیبانی درباره وضعیت تولید
فرآوردههای پروتئینی در کشور افزود: وقتی ما حدود ۲ سال پیش مسئولیت غذا و دارو
را پذیرفتیم برخی تولید کنندگان سوسیس و کالباس از خمیر مرغ که حاوی همه امحا و
احشا و آشغال مرغ بود استفاده میکردند. وی ادامه داد: ما نامه نوشتیم که جلوی این
کار را بگیریم، بگذریم که چقدر اذیت شدیم و چقدر مقاومت کردند اما این یک واقعیت
است که میگفتند اگر ما از این مواد استفاده نکنیم ضرر میکنیم.
معاون وزیر بهداشت گفت: برخی کارخانههای بزرگ و معروف آمدند که این دستورالعمل را
رعایت کنند اما بعد معلوم شد که یکسری تولید کنندگان زیر پلهای و قاچاق در بازار
هستند که این کارها را میکنند و محصولات با قیمت ارزان وارد بازار میکنند و در
اختیار ساندویچیها قرار میدهند. وی افزود: کارخانههای بزرگ و معروف سوسیس و
کالباس که از وزارت بهداشت پروانه دارند، مشکلات کمتری دارند اما همه سوسیس و
کالباسهای که در بازار هستند که از برندهای معروف نیستند، شما میروی در ساندویجی
یک کالباس یا سوسیسی را لای نان میگذارد و به شما میدهد از کجا میدانید که چیست.
رئیس سازمان غذا و دارو اضافه کرد: تازه سوسیس و کالباس فله هم در بازار هست، ما
وظیفه داشتیم این برخورد را داشته باشیم و محکم هم پای آن ایستادیم و گفتیم خلاف
است بعد هم آیین نامه آن را به دانشگاههای علوم پزشکی ابلاغ کردیم و گفتیم پیگیری
میکنیم. وی گفت: البته اگر محصولات قاچاق وارد بازار شود باید مسئولان معاونت
بهداشتی وزارت بهداشت و بهداشت محیط با آن برخورد کنند و مأموران بهداشتی که در محل
عرضه مرغ در مغازهها حاضر میشوند و جلوی آنها مرغ را پوست میکنند و اشغالش را در
یک ظرف میاندازند باید مراقبت کنند که این آشغالها وارد سیستم نشود.
- غیر استاندارد بودن نود درصد سوسیس و کالباس ها
تابناک: اداره كل استاندارد استان تهران
اقدام به نمونه برداری 26 نمونه سوسیس و كالباس و همبرگر از مراكز عرضه و فروشگاه
های زنجیره ای نموده و این نمونه ها از نظر منشاء بافت گوشتی مورد آزمون قرار گرفت
که از بیست نمونه سوسیس و كالباس متأسفانه 18 مورد نامنطبق بوده اند ...
موارد مردودی نشان می دهد كه
تولیدكنندگان از چربی صفاقی(چربی موجود در دستگاه گوارش و لابه لای روده ها) غضروف
شفاف مربوط به دستگاه تنفسی و ریه، عروق، رگ و اعصاب و بافت پیوندی (پوست رگ و پی و
چربی ضایعات گوشتی) یعنی بافت هایی خاص كه عضله نیستند و تولیدكنندگان طبق
استاندارد ملی مجاز به استفاده از این بخش از لاشه دام در تولید فرآورده های گوشتی
نیستند استفاده شده است.
بنا به گزارش روابط عمومی اداره كل استاندارد و تحقیقات
صنعتی استان تهران، اسامی تولیدکنندگانی كه تولید با استفاده از بافت های غیر مجاز
داشته اند به شرح زیر است:
1. كالباس خشك تیكه ای 60 درصد شام شام
2. كالباس خشك 60 درصد آندره
3. كالباس خشك 60 درصد مروارید سفید گلبرگ
4. كالباس خشك دانماركی 62 درصد سولیكو(كاله تهران)
5. كالباس خشك 60 درصد آركا
6. كالباس خشك مارتادلا 50 درصدآرشاك (كیلا)
7. كالباس خشك 60 درصد صنوبر
8. كالباس لیوز 55 درصد دارا (راجی)
9. سوسیس آلمانی 40 درصد شوكا طعام
10. كوكتل گوشت سولیكو 55 درصد كاله تهران
11. سوسیس كوكتل 55 درصد شام شام
12. سوسیس آلمانی 40 درصد گوشتیران
13. كوكتل 55 درصد مروارید سفید گلبرگ
14. كوكتل 60 درصد آرشاك (كیلا)
15. سوسیس آلمانی 40 درصد ماسیس
16. سوسیس آلمانی 40 درصد آدلی
17. سوسیس آلمانی 40 درصد صنوبر
18. همبرگر معمولی 60 درصد كابی آمل
- پنج خطر سوسیس و کالباس برای بدن
ایسنا: سوسیس و کالباس، یکی از نمونههای مواد غذایی
است که به راحتی آماده مصرف میشود و در عین حال بسیار خوشمزه است و به همین دلیل
طرفداران زیادی در میان مردم دارد. اما افزایش استقبال مصرف کنندگان از انواع سوسیس
و کالباس، در شرایطی مشاهده میشود که بسیاری از متخصصان تغذیه، به مضرات مصرف این
نوع مواد غذایی اشاره میکنند. این در حالی است که مصرف نوشابهها، سوسیس و کالباس
نیز همپای این مواد هر روز افزایش مییابد به همین علت اغلب کودکان و نوجوانان با
مشکل کمبود آهن، روی و انواع ویتامینها مواجه هستند و رشد آنها به طور کامل انجام
نمیشود.
سیدضیاءالدین
مظهری متخصص تغذیه در این رابطه میگوید: دو مسأله اصلی در موضوع استفاده از سوسیس
و کالباس وجود دارد که سوسیس و کالباس از چه موادی تهیه میشود و در تهیه این
فرآورده آیا از استانداردهای تعیین شده، تبعیت میکنند. تمام محصولات موجود در
بازار در کارخانههای نامآور تولید نمیشود، مشخص نیست سوسیس و کالباسهای فلهای
موجود در بازار با چه مواد اولیهای و در چه اماکنی تولید میشود و نباید میزان
مصرف مواد نگهدارنده نیترات و نیتریت در این مواد از میزان استاندارد بیشتر باشد و
مدت نگهدارندگی آنها نیز نباید افزایش یابد. این مواد توان دفاعی بدن را تحت فشار
قرار میدهد و موجب هجوم اسیدهای چرب اشباع شده، میشود و عوارض آن به صورت
بیماریهای قلبی، عروقی و سرطانها بروز میکند. مصرف استاندارد مواد نگهدارنده
مسئلهای ایجاد نمیکند اما بیش از آن خطرناک است.
1. سوسیس، فشار خون را بالا میبرد
کارشناسان تغذیه در انگلیس هشدار دادند مقدار نمک موجود در اکثر سوسیسها بیشتر از
نمکی است که در یک پاکت چیپس وجود دارد. گروهی از متخصصان تغذیه به مطالعه روی
محتوای نمک موجود در گوشت تازه، گوشت منجمد و سوسیسها پرداختند و متوجه شدند از
بین 246 محصول مختلف سوسیس که در این کشور توزیع میشود مقدار نمک موجود در آنها
بیشتر از نمک یک پاکت چیپس است.
2. سوسیس و کالباس؛ مضر برای پوست
در سالهای اخیر استفاده از فرآوردههایی چون سوسیس و کالباس به صورت چشمگیری
افزایش یافته است. این در حالی است که این مواد در کنار طعم جذب کنندهی خود، مضرات
فراوانی خواهند داشت.
دکتر فرید صفر، پژوهشگر بیماریهای پوستی گفت: مصرف زیاد سوسیس و کالباس ممکن است
در مواردی کهیر ایجاد کند اما در بیشتر موارد تشدید کنندهی برخی بیماریهای پوستی
از جمله خارش و یا بیماریهای حاد پوستی است. بیشترین عامل تحریک کنندگی این مواد،
فلفل، ادویه و مواد رنگی و افزودنی است که در آن به میزان زیاد وجود دارد بنابراین
به افرادی که سابقه بیماریهای پوستی، خارش یا کهیر دارند، توصیه میشود مصرف این
قبیل فرآوردهها را به حداقل برسانند و ترجیحاً از مصرف آنها خودداری کنند. ضمناً
در بسیاری از موارد اطمینانی از سلامت گوشت مصرفی در این فرآوردهها نیز وجود
ندارد.
3. خطر بروز سرطان مثانه با مصرف سوسیس و کالباس
مصرف سوسیس و کالباس خطر بروز سرطان مثانه را 30 درصد افزایش میدهد. محققان تاکید
کردند: مواد افزودنی که در گوشتهای فرآوری شده شامل سوسیس و کالباس استفاده
میشوند، خطر ابتلا به این سرطان را تشدید میکنند. محققان در تشریح این اثرگذاری،
متذکر شدند که نمکهایی مثل نیتریت سدیم و نیترات سدیم در این غذاها میتوانند با
اسید معده واکنش انجام داده و در طول فرآیند هضم و جذب غذا، مواد سرطانی را تشکیل
دهند. در این پژوهش دانشمندان انستیتو ملی سرطان در راکویل آمریکا، رابطه بین مصرف
افزودنیهای گوشتی و خطر بروز سرطان مثانه را مورد ارزیابی قرار دادند.
4. مصرف سوسیس و کالباس و ابتلا به بیماریهای ژنتیکی
محمد تقی اکبری، رئیس انجمن ژنتیک ایران میگوید: مصرف سوسیس و کالباس قطعاً در
ابتلا به بیماریهای ژنتیکی اثر دارد، البته این ابتلا به مرور اتفاق میافتد.
میزان بیماریهای ژنتیک در ایران نظیر سایر کشورهاست و در مواردی به دلیل ازدواج
خویشاوندی بیشتر از سایر کشورها میباشد. امکانات موجود برای تشخیص و شناسایی
بیماریهای ژنتیکی به این صورت است که سازمان بهزیستی مراکز مشاوره ژنتیک برای
بیماریهای ژنتیک طی دهه گذشته در استانهای مختلف ایجاد کرده است و مراکز بهداشت
سراسر کشور نیز به بیماریهای ژنتیک پرداختهاند.
در حال حاضر حداقل 13 تا 16 هزار بیماری ژنتیکی وجود دارد که برخی از آنها شیوع
بالا دارد و شیوع برخی خیلی پایین است. متأسفانه آمار دقیقی از همه مبتلایان به
بیماریهای ژنتیکی نداریم؛ اما در مورد بیماریهای غربالگری شده مانند تالاسمی
میتوان آمار داد. بیماریهای ژنتیکی 2 دسته هستند: این بیماریها یا ارثی هستند و
از پدر و مادر به ارث میرسند یا بر اثر جهش جدید در ژن فرد به وجود میآید. به
عنوان مثال آکندروپلازی که کوتاهی قد را موجب میشود، دوسوم به علت جهش جدید در ژن
ایجاد میشود. یکسوم افرادی که به هموفیلی مبتلا میشوند بر اثر جهش جدید است و
قبلاً پدر و مادر فرد به آن مبتلا نبودهاند.
5. دشمنی سوسیس و کالباس با قلب
برای کاهش خطر حملات قلبی و دیابت افراد باید از مصرف زیاد گوشتهای فرآیند شده
اجتناب کنند. به عنوان مثال نباید زیاد در وعدههای غذایی خود هاتداگ، سوسیس و یا
کالباس بخورند. مصرف این غذاها نباید بیش از یک بار در هفته باشد. طبق تحقیقات
دانشمندان دانشگاه هاروارد روی یک میلیون و دویست هزار نفر که نتایج آن در کنفرانس
انجمن قلب آمریکا مطرح شد، مشخص شد 23 هزار و هشتصد نفر از این افراد دچار
بیماریهای قلبی بوده و 2 هزار و دویست نفر هم به سکته مبتلا شده و 10 هزار نفر
دیابت داشتند.
مصرف بیش از حد مواد افزودنی در سوسیس و کالباس خطرناک است و رادیکالهای آزاد که
بر اثر استفاده از این مواد به وجود میآید، میتواند اطلاعات DNA را تغییر دهد و
یک سلول سالم را به سمت سرطانی شدن سوق دهد. محققان در این بررسی دریافتند که
افرادی که گوشت قرمز فراوری نشده مصرف میکردند به طور قابل توجهی کمتر در معرض خطر
بیماریهای قلبی و دیابت قرار داشتند. اما در هر حال خوردن گوشتهای فرآیند شده با
افزایش خطر ابتلا به این دو بیماری ارتباط داشت. در واقع برای هر 50 گرم گوشت
فراوری شده در هر وعده خطر بیماریهای قلبی تا 42 درصد افزایش مییابد و خطر دیابت
نیز تا 19 درصد بالاتر میرود. به گفته محققان وجود نمک، مواد شیمیایی نگهدارنده و
چربی دلیل ابتلا به بیماریهای قلبی و دیابت است.
اما برای تنوع هم شده تصاویری از سوسیس های غول
پیکر را ببینید :
البته در مورد خوب یا بد بودن مواد اولیه این نوع سوسیس ها،
که هیچ ارتباطی به شرکت های ایرانی نداره بحثی نداریم.
















وقتی کیم
جونگ
اون، سنت
شکنی می کند!

رهبر جدید و جوان کره
شمالی هنگام دیدار با سربازان ارتش برخلاف پدرش در برابر شور و شوق آنها بیتفاوت
نیست و با سربازان دست میدهد و آنها را به آغوش میکشد.



این شیوه رفتار از سوی کیم جونگ اون، رهبر جدید کره شمالی مشابه رفتار کیم جونگ
سونگ، پدر بزرگش و بنیانگذار محبوب کره شمالی و خاندان حاکم است.


هنوز تصویر کیم ایل سونگ به عنوان یک ژنرال شجاع جوان که با سربازان استعمارگر
ژاپنی نبرد میکند در اذهان مردم کره شمالی زنده است.


در حالی که کیم جونگ اون سیستمهای گرمایشی اتاقهای سربازان را بررسی میکند، فشار
آب شیرها را امتحان میکند و کتابهای چیده شده در کتابخانههای آنها و حتی طعم
غذایشان را وارسی میکند این صدای تشویق و فریادهای "هورا" است که شنیده میشود.





کیم جوانتر تلاش دارد تا از رویکرد پدرش اجتناب کند و با پدر بزرگش کیم ایل سونگ
برابری کند.



او تلاش خواهد کرد تا در میان مردم راحت به نظر برسد و سعی دارد صمیمیتی را در میان
مردم ایجاد کند که شاید بیشتر از صمیمیتی باشد که پدرش به وجود آورد.

تقلید از کیم ایل سونگ برای کیم جونگ اون کار مثبتی است زیرا خاطرات پدر وی کیم
جونگ ایل در اذهان مردم چندان خوشایند نیست اما مردم با اشتیاق روزهای رهبری کیم
ایل سونگ را به یاد میآورند.
تصویر کیم ایل سونگ همواره به گونهای بود که کودکان او را
احاطه داشتند و کیم جونگ اون نیز در جریان بازدید اخیر خود از مدرسه انقلابی مانگ
یونگ دائه این تصویر را زنده کرد.

این بازدیدها با این هدف صورت میگیرند که به شهروندان نشان دهند رهبر جدید آنها با
قدرت رهبری ارتش 2.1 میلیون نفری کره شمالی را به عنوان قدرتمندترین نهاد این کشور
برعهده دارد و سربازان جوان و ژنرالهای پیر نیز به او احترام گذاشته و دوستش
دارند.


با وجود آنکه کیم جونگ ایل از دو دهه قبل خود را برای رهبری آماده میکرد اما کیم
جونگ اون تنها در سال ٢٠١٠ به عنوان جانشین پدرش معرفی شد و ناظران خارجی نسبت به
توانایی کیم جونگ اون برای رهبری کشوری که با همسایگانش مناقشه دارد اظهار تردید
کردند. کیم جونگ اون به وضوح تلاش کرده تا در میان سربازانش فعال و متعهد به نظر
برسد و چنین چیزی به ارتقاء روحیه سربازان و جایگاه وی کمک میکند.


منبع: پرشین استار
مهمترین عوامل روانشناسی محیط کار
شاد بودن نه
تنها مراحل زندگی هر فرد را تحت تاثیرات مثبت قرار می دهد بلکه در محیط کار نیز
همین شاد بودن در جهت هر چه بهتر انجام شدن کار نقش بسزایی دارد. بطوریکه انرژی
مثبتی که از یک فرد شاد انتقال می یابد اثرات معجزه آسایی دارد که نگو و نپرس :
•
افراد شاد، بهتر از
دیگران كار میكنند:
- افراد شاد، حامل پیامها و رفتارهای شادیبخش هستند و در محیط كار، روابط خوبی با
همكاران دارند در نتیجه:
- در كار گروهی، همكاری بهتری خواهند داشت.
- اگر مدیر باشند، روابط خوبی با كاركنان دارند.
- اگر در مشاغل اداری و خدماتی باشند، مشتریان راضیتر خواهند بود.
- اگر در بخش فروش باشند، میزان فروش بیشتری خواهند داشت.
•
افراد شاد،
خلاقترند:
اگر افراد در یك روز كاری، دارای خلقوخوی شادی باشند، به احتمال زیاد نسبت به
روزهای دیگر، خلاقتر هستند. از نظر فرآیند شناختی، افراد شاد به لحاظ روانی، منعطف
و گشوده ذهن بوده و تفكر خلاق دارند.
•
افراد شاد، بهجای
آنكه مرتب شكایت كنند مشكلات را حل میكنند:
وقتی شغل خود را دوست نداشته باشید، هر كپهی خاك بهنظر یك كوه میآید. دشوار است
بتوانید هر مشكلی را بدون زحمت و تلاش و فقط با نقزدن حلكنید. شادبودن موجب
میشود که به مشكلات، از جنبههای مختلف بنگرید.
•
افراد شاد، انرژی
بیشتری دارند:
افراد شاد، از انرژی بیشتری برخوردارند بنابراین بهتر میتوانند از عهدهی كارها
برآیند.
•
افراد شاد،
خوشبینترند:
افراد شاد، مثبتاندیشتر و دارای چشمانداز مثبتی هستند. دكتر "مارتین سیلگمن"
خوشبینی را روشی برای موفقیت و بهرهوری بیشتر میداند.
•
افراد شاد،
باانگیزهترند:
انگیزهی كم بهمعنی بهرهوری پایین است. یكی از روشهای مطمئن افزایش انگیزش در
افراد، تقویت روحیهی شادابی در آنان است.
•
افراد شاد، كمتر
بیمار میشوند:
اگر شغلتان را دوست نداشته باشید، احتمال اینكه به بیماریهایی مانند دیابت،
فشارخون، سردرد، زخم معده، دیسك كمر و... مبتلا شوید، زیاد است. افراد غمگین،
بیشتر مستعد استرسها و افسردگیهای شغلی هستند. نتایج مطالعهای كه در زمینهی
تأثیر فشارهای شغلی بر سلامت در میان بیش از دوهزارنفر از پرستاران در "آمریكا"
صورتگرفت، نشانمیدهد پرستارانی كه شغل خود را دوست ندارند، بیش از دیگران در
معرض ابتلا به سایر بیماریها هستند و سلامت جسمی و درمانی آنان، بیشتر از
كمتحركی و سیگاركشیدن، در معرض خطر میباشد.
•
افراد شاد،
آموزشپذیرترند:
وقتی شاد و در كمال آرامش هستید، ذهنتان برای یادگیری مطالب جدید، آمادهتر است؛
درنتیجه بهرهوری افزایش مییابد.
•
افراد شاد، كمتر
نگران خطاكردن هستند؛ در نتیجه كمتر مرتكب خطا میشوند:
وقتی در محیط كار، شاد هستید، خطاهای تصادفی، كمتر شما را دچار هراس میكند؛ به
خودتان مسلط میشوید و از این خطا پند میآموزید و به كارتان ادامه میدهید، به
دیگران نمیگویید: "دست و پایم را گمكردهام، كار را شما ادامه دهید"؛ بلكه استوار
و محكم مسؤولیت خطا را پذیرفته، عذرخواهی كرده و آن را جبران میكنید. این نگرش
همراه با آرامش، بدین معنیست كه احتمال بروز خطا را كم كردهاید.
•
افراد شاد، بهتر
تصمیم میگیرند:
روشهای كاری افراد غمگین، حادثهساز است چون تمركز حواس كافی ندارند، در چارچوب
اهداف سازمان فعالیت نمیكنند و اینكه آنی تصمیمبگیرند، زیاد است؛ برعكس افراد
شاد، تصمیمات بهتر و منطقیتری میگیرند و در كارشان همیشه اولویتبندی وجود دارد.
تشریحی از محل سکونت ستارگان NBA

در
بین افراد مشهور و ثروتمند، ورزشکاران به دلیل قرادادهایی که میبندند و تیمهایی
که در آن بازی می کنند بیشتر از بقیه خانههای خود را عوض میکنند. در این بین خانه
ستاره های لیگ بسکتبال آمریکا در سال 2011 جذابیتهای زیادی دارد که حتی می توان
این خانه ها را نظیر قصر پادشاهان نامید.
جرمی لین

قیمت: ماهیانه 13 هزار دلار اجاره
مکان: نیویورک
تعداد اتاق خواب: 2
تعداد حمام و سرویس بهداشتی: 2
مساحت: 110 متر مربع
"جرمی لین" ستاره 23 ساله نیویورک نیکس که به تازگی به این تیم پیوسته است در هتل دابلیو این شهر سوئیتی مجلل را اجاره کرده است و ماهیانه 13 هزار دلار برای آن می پردازد. او هنوز خانه ای در نیویورک برای خود پیدا نکرده است.
![]()
آماره
استودمیر

قیمت: 3.7 میلیون دلار
مکان: شرق فلوریدا
تعداد اتاق خواب: 6
تعداد حمام و سرویس بهداشتی: 6
مساحت: 1353 متر مربع
گفته می شود قیمت اصلی خانه "استودمیر" 4.65 میلیون دلار بوده که او توانسته آن را با تخفیف 3.7 میلیون دلار بخرد. این خانه یک آشپزخانه تابستانی در محوطه، یک استخر آب گرم با فواره و یک پارکینگ با گنجایش 9 ماشین دارد. استودمیر همچنین یک آپارتمان مجلل در منطقه وست ویلاژ نیویورک دارد که ماهیانه 37,500 اجاره آن را می پردازد.
![]()
کریس
هامفریز

قیمت: 1.55 میلیون دلار در سال 2005
مکان: دریاچه مینتونکا، مینه سوتا
تعداد اتاق خواب: نامشخص
تعداد حمام و سرویس بهداشتی: نامشخص
مساحت: نامشخص
خانه عجیب و غریب هامفریز که اخیرا به آن نقل مکان کرده در نزدیکی دریاچه "منتوکا" در ایالت "مینه سوتا" قرار دارد. تمام پنجره های خانه سیار او به دلیل مسائل امنیتی با رنگ خاکستری مات شده و در اتاق خواب اصلی هم اول اسم و فامیل "کریس هامفریز" روی دیوار هک شده است. تلویزیونی بزرگ که تقریبا تمام فضای روی دیوار را اشغال کرده در یکی از اتاق ها قرار دارد. هامفریز یک کافه تریا هم در این خانه برای خود درست کرده که در سمت راست عکس آن را مشاهده می کنید.
![]()
کارملو
آنتونی

قیمت: 6.2 میلیون دلار
تعداد اتاق خواب: 8
تعداد حمام و سرویس بهداشتی و سرویس بهداشتی: 9
مساحت: 1960 متر مربع
ستاره اسبق "دنور ناگتس" و بازیکن فعلی نیویورک نیکس در ژوئن 2010 وقتی پیش بینی می کرد تیمش را تغییر خواهد داد خانه مجلل خود را که بیشتر شبیه یک قصر است با رقم 9.5 میلیون یورو برای فروش گذاشت. خانه او یک سال ماند و بعد از آن با رقم 6.2 میلیون یورو به فروش رفت. این در حالی است که آنتونی این خانه را در سال 2007 با رقم 12.2 میلیون یورو خریده بود. این خانه یک استودیو ضبط موسیقی، استخر، سالن بدنسازی و یک پارکینگ با ظرفیت 7 ماشین دارد.
![]()
کریس بوش

قیمت: 12.333 میلیون یورو
مکان: ساحل میامی، فلوریدا
تعداد اتاق خواب: 7
تعداد حمام و سرویس بهداشتی: نامشخص
مساحت: 115 مترمربع
خانه "کریس بوش" ستاره میامی هیت، عمارتی با ستون های بلند و طلایی است که از کف تا سقف آن سفید رنگ است. پیش از این تعداد زیادی از ورزشکاران مشهور آمریکا در این خانه که قیمت اولیه آن رقمی در حدود 18 میلیون زندگی کرده اند. کریس بوش موفق شد در سال 2010 این خانه را با تخفیف فوق العاده 12.333 میلیون دلار بخرد. هر 7 اتاق خواب این خانه بالکن دارد و نمای جلویی آن یک استخر با طول 30 متر است.
![]()
دواین وید

قیمت: 2.5 میلیون دلار
مکان: پوستال استور، فلوریدا
تعداد اتاق خواب: 6
تعداد حمام و سرویس بهداشتی: 7.5
مساحت: 840 متر مربع
در جولای 2009 "واین وید" ستاره میامی هیت در صفحه توئیتر خود اعلام کرد خانه اش را با تخفیفی فوق العاده با رقم 3.3 میلیون دلار حراج کرده است. اما این خانه زیبا تا سال آینده حتی با رقم 2.5 میلیون یورو هم به فروش نرفت. این عمارت فوق العاده که در سال 2005 ساخته شده یک آشپزخانه تابستانی در محوطه اش دارد و درون خانه نیز یک سالن سینما و یک استودیو موسیقی وجود دارد.
![]()
جیوسن کید

مکان: دالاس
قیمت: 1.595 دلار
تعداد اتاق خواب: 3
تعداد حمام و سرویس بهداشتی: 3.5
مساحت: 242 متر مربع
مشکلات بین بازیکنان و اتحادیه مالکان در فصل 2011 رقابتهای NBA باعث شد بسیاری از بازیکنان به دلیل مشکلات مالی خانه های خود را برای فروش بگذارند که از آن جمله می توان به "مایک میلر" فوروارد میامی هیت و "جرمن اونیل" ستاره بوستون سلتیکس اشاره کرد. "جیوسن کید" گارد رأس دالاس ماوریکس نیز به این دو اضافه شد. آپارتمان طبقه بیست و یکم کید که از کف تا سقف آن شیشه است نمای زیبایی از شهر دالاس را ارائه می دهد. البته این شیشه در صورت تمایل می تواند کاملا مات شود. از امکانات دیگر این خانه می تواند به کفپوش سنگ و چوبی آن اشاره کرد. این آپارتمان یک پارکینگ اختصاصی با گنجایش 4 ماشین را هم دارد.
![]()
مایک میلر

قیمت: 8.995 میلیون دلار
مکان: ساحل پومپانو، فلوریدا
تعداد اتاق خواب: 6
تعداد حمام و سرویس بهداشتی: 10
مساحت: 825 متر مربع
"مایک میلر" ستاره میامی هیت یکی از آن بازیکنانی بود که در کش و قوس مشکلات NBA در سال 2011 و تعطیلی موقت آن خانه فوق العاده خود را در فلوریدا برای فروش گذاشت و این خانه همچنان برای فروش است. نمای این خانه رو به سمت اقیانوس اطلس است و یک استخر خصوصی از آب دریا نیز دارد. کف این خانه از سنگ مرمر است و دو اتاق خواب اصلی و دو حمام و سرویس بهداشتی اصلی دارد که یک وان حمام متعلق به رم باستان نیز در آنها قرار دارد. استخر داخل حیاط این خانه دقیقا شبیه به مراکز بزرگ تفریحی است.
![]()
کوری مگت

قیمت: 3 میلیون دلار
مکان: نیوپورت کاست، کالیفرنیا
تعداد اتاق خواب: 5
تعداد حمام و سرویس بهداشتی: 5.5
مساحت: نامشخص
یکی از بازیکنانی که در در کش و قوس مشکلات NBA در سال 2011 به جای اینکه خانه اش را بفروشد یک خانه جدید خرید "کوری مگت" ستاره اسبق لس آنجلس کلیپرز و بازیکن فعلی شارلوت باکتس است. این خانه 10 سال ساخت که استایلی مدیترانه ای دارد در کنار یک دره زیبا قرار دارد و منظره اطراف آن چشم نواز است. البته در همسایگی مگت "کوبی برایانت" ستاره لس آنجلس لیکرز دو خانه دیگر دارد.
![]()
مایکل جوردن

قیمت: هزینه ساخت بین 12 تا 20 میلیون دلار
مکان: ژوپیتر، فلوریدا
تعداد اتاق خواب: 11
تعداد حمام و سرویس بهداشتی: نامشخص
مساحت: 2600 متر مربع
اما در پایان بگذارید نگاهی به خانه با شکوه مایکل جوردن اسطوره بسکتبال آمریکا و جهان بیندازیم. خانه جوردن که مساحت آن بیش از 2600 متر مربع است امکانات فوق العاده ای دارد. یک زمین بسکتبال اختصاصی، یک سالن بدنسازی، یک خانه جدا برای مهمان و یک استخر بزرگ برخی از امکانات این خانه مجلل است. جوردن برای محافظت از ملک خود دو نگهبان را برای آن استخدام کرده است.
راهـکارهای جـالب، عجیـب و موثـر
برای کاهـش دردهای جسمانی
می دانیم
که درد جسمانی علامت و نشانه ایجاد مشکل و ناهنجاری در بدن است ضمن اینکه عوامل
مختلفی باعث درد و ناراحتی جسمانی می شوند. بطوریکه بعضی از این عوامل موقتی و برخی
نیز طولانی مدت و نیازمند دارو و درمان هستند... در این ایمیل ترفند هایی برای شما
دوستان پرشین استار بیان خواهد شد که شما با دانستن و بکار بستن آنها، بعضی از
دردها را می توانید موقتا کاهش بدهید.
خارش گلو :
وقتی کودک بودید، قلقلک دادن زیر بغل شما یک سرگرمی جالب بود. حالا در بزرگسالان هم
می توان از این ترفند برای رهایی از مشکل خارش گلو استفاده کرد. وقتی که سلول های
عصبی گوش تحریک بشوند، باعث اسپاسم عضلات گلو و گردن شده و در نتیجه شما را از شر
خارش گلو راحت می کنند. پس قلقلک دادن گوش، باعث رفع خارش گلو می گردد!
صداهای فراصوت بالاتر از حد آستانه شنوایی را تجربه کنید :
اگر در محلی شلوغ و پر سر و صدا هستید، بطرف راست خم شوید و سعی کنید با گوش راست
بشنوید! چون گوش راست برای شنیدن حرفهای تند و سریع مناسب تر است و گوش چپ برای
تمیز و تشخیص دادن تن های موسیقی، قوی تر است.
بر
درد آمپول غلبه کنید :
به راحتی با سرفه
کردن در حین تزریقات، می توانید درد آمپول را کاهش دهید. البته نه آن سرفه ای که
تزریقات چی را چنان بترسانید که منجر به شکستن سرنگ در عضله تان شوید. چراکه سرفه
کردن در اصل یک ترفندی است که باعث افزایش سریع و موقتی فشار در قفسه سینه شده و
مسیرهای عصبی درد را مسدود می کند.
از
شر جرم های بینی راحت شوید :
فین کردن شدید را فراموش کنید. در اینجا یک ترفند بسیار سریع و آسان برای راحت شدن
از جرم ها وجود دارد و آن اینست که بطور متناوب با زبان خود به سقف دهانتان ضربه
بزنید، سپس با یک انگشت خود وسط دو ابرو را فشار دهید. این کار باعث می شود که تیغه
بینی، عقب و جلو رفته و پس از ۲۰ ثانیه، جرم های متراکم شده و آماده تخلیه می شوند!
از
شر رفلاکس مری راحت شوید :
کسانی که دچار رفلاکس مری هستند، اگر به پهلوی چپ بخوابند، کمتر به این مشکل دچار
می شوند! مری و معده تحت یک زاویه ای بهم وصل هستند، وقتی به پهلوی راست بخوابید،
سطح معده بالاتر از مری قرار می گیرد، در نتیجه غذا و اسید به مری بر می گردد.
درد دندان، آخ نگــــو :
با یک تکه یخ، قسمت v شکل بین انگشتان اشاره و شست را بمالید، بسادگی خواهید توانست
تا درد دندانتان را کاهش دهید.
نوک انگشت تان را سوزانده اید؟ :
اگر در اثر تماس ناگهانی با اجاق گاز یا قابلمه داغ نوک انگشت تان را سوزانده اید،
به سرعت قسمت آسیب دیده را تمیز کنید و با یک تکه یخ ماساژ بدهید. اگر یخ نبود، از
آب سرد نیز می توانید استفاده کنید.
سرتان گیج می رود و به دوران افتاده است؟ :
کافی است فقط یک دست تان را روی یک نقطه ثابت قرار دهید، بسرعت دوران سرتان خوب می
شود. قسمتی از گوش که مسئول فقط تعادل است در داخل یک مایع شناور می باشد، هر گاه
این مایع جابه جا بشود، تعادل شما بهم می خورد، بکمک یک مرجع ثابت بیرونی، مغز سریع
تعادل خود را به دست می آورد.
بروز درد پهلو :
گاهی به هنگام دویدن،
پهلوی آدم درد می گیرد. این بخاطر آن است که بازدم شما با وقتی که پای راست شما به
زمین می خورد، همزمان است. در نتیجه به دیافراگم شما فشار وارد می شود، برای رهایی
از این درد کافی است، بازدم خود را با وقتی که پای چپ شما به زمین می خورد، همزمان
کنید.
جلوی خونریزی بینی را با یک انگشت بگیرید :
گرفتن بینی و به عقب
برگرداندن سر، راه متداول جلوگیری از خونریزی بینی است، اما شما اگر مقداری پنبه را
درست زیر گردی لب بالایی، روی لثه بگذارید و با یک انگشت آن را فشار دهید، خونریزی
قطع می شود.
از
تپش قلب در هنگام عصبانیت جلوگیری کنید :
به انگشت شست خود، فوت کنید! عصب واگ که ضربان قلب را کنترل می کند، بکمک نفس
کشیدن، آرام می گیرد.
مغز خود را گرم نگه دارید :
بسیار چیزهای کم اهمیتی هستند که مغز را سرد و فلج می سازند. در این حالت، زبان خود
را به سقف دهانتان فشار دهید، بطوریکه بیشترین مقدار از سقف را بپوشاند، در این
صورت سر درد بر طرف می شود! این سردرد می تواند ناشی از یک بستنی یخی باشد.
از
نزدیک بینی پیشگیری کنید :
نزدیک بینی به ندرت
ریشه ژنتیکی دارد، بلکه بیشتر از خیره شدن چشم به یک نقطه در فاصله کم ناشی می شود.
بنابراین بهتر است که هر از چندی، چشم های خود را ببندید، به بدنتان کش و قوسی
بدهید، و نفس عمیقی بکشید و پس از چند ثانیه به آرامی نفس تان را رها کنید، این کار
باعث استراحت عضلات غیر ارادی هم می شوند. در نتیجه چشم ها هم استراحت می کنند.
خواب رفتگی دست :
اگر دست شما موقع
رانندگی یا نشستن، در اثر یک وضعیت نادرست بخواب رفته باشد، به آرامی حرکت دادن سر
به چپ و راست، در کمتر از یک دقیقه می تواند این مشکل را حل کند و از شر گزگز و
سوزنی شدن دست راحت شوید.
زیر آب نفس بکشید :
وقتی در زیر آب
هستید، این نبود اکسیژن نیست که شما را بیچاره می کند، بلکه دی اکسید کربن است که
باعث اسیدی شدن خون و استیصال می گردد. بنابراین کافی است ابتدا، قبل از شنا چند
نفس کوتاه و سریع بکشید تا میزان اسیدی بودن خون پایین بیاید. با این ترفند مغز شما
می پندارد که اکسیژن بیشتری در اختیار دارد! به این ترتیب ده ثانیه زمان می خرید.
خوب حفظ کنید :
همیشه سعی کنید
کارهای خود را قبل از خواب، پیش خود مرور کنید و یا درباره مسئله ای که مورد نظر
شما است، قبل از خواب فکر کنید، در این صورت وقتی بیدار می شوید، حافظه شما بهتر و
سریعتر به شما کمک خواهد کرد. هر چیزی را که شما درست قبل از خواب مطالعه کنید،
بهتر در حافظه شما ثبت و ضبط می شود.
سرتان درد می کند؟ :
ماهی بخورید. ماهی
زیاد مصرف کنید. روغن ماهی به پیش گیری از سردرد کمک می کند. زنجبیل هم با کاهش
تورم و درد عملکرد مشابهی دارد.
تب
دارید؟ : ماست
میل کنید. قبل از شروع فصل گرده افشانی ماست زیاد مصرف کنید همچنین بطور روزانه از
عسل محلی منطقه خود میل کنید.
برای جلوگیری از سکته چای بنوشید :
با مصرف مرتب چای از
رسوب چربی بر روی دیواره شریان ها جلوگیری کنید. نوشیدن چای حتی در بعضی افراد کاهش
اشتها را به دنبال داشته و مانع اضافه وزن نیز شده است. ضمن اینکه چای سبز برای
سیستم ایمنی بدن فوق العاده است !
بیخوابی دارید؟ :
عسل بخورید. از عسل
بعنوان داروی مسکن و آرامش بخش استفاده کنید.
دچار آسم هستید؟ :
پیاز بخورید. مصرف پیاز التهاب نایژک ها را از بین می برد.
از
ورم مفاصل رنج می برید؟ :
باز هم ماهی میل کنید. ماهی قزل آلا، تون، خال مخالی و ساردین از ورم مفاصل جلوگیری
می کند. (ماهی سرشار از روغن های امگاست که برای سیستم ایمنی فوق العاده است)
دل
بهم خوردگی دارید؟ :
موز و زنجبیل بخورید.
موز به معده ای که اذیت شده کمک می کند و زنجبیل حالت تهوع صبحگاهی و دل آشوب را
درمان می کند.
عفونت مثانه دارید؟ :
آب قره قاط بنوشید. آب قره قاط سرشار از اسید می باشد که باکتری های مضر را کنترل
می کند.
دچار مشکلات استخوان هستید؟ :
آناناس میل کنید. شکستگی و مشکلات استخوان با کمک منگنز موجود در آناناس قابل
پیشگیری است.
از
سندرم پیش از قاعدگی رنج می برید؟ :
ذرت بو داده میل کنید. خانمها می توانند با مصرف ذرت بو داده که به کاهش افسردگی،
نگرانی و خستگی که از عوارض می باشد پیشگیری کنند.
دچار مشکلات حافظه شده اید؟ :
صدف خوراکی بخورید. صدف با داشتن روی مورد نیاز به بهبود عملکرد مغز کمک می کند.
سرما خوردید؟ :
سیر بخورید. سرو کله گرفته را با سیر تمیز کنید. (یادتان باشد که سیر سطح کلسترول
را نیز کاهش می دهد)
سرفه می کنید؟ :
فلفل قرمز !!! مشابه
ماده ای که در شربت سرفه بکار می رود در فلفل قرمز وجود دارد. البته فلفل قرمز را
با احتیاط مصرف کنید شاید معده شما را تحریک کند.
سرطان سینه؟ :
گندم، سبوس و کلم
مصرف کنید. این مواد استروژن را در سطوح سالم نگه می دارند.
سرطان ریه؟ :
سبزیجات تیره و نارنجی رنگ و سبزی مصرف کنید. پادزهر مفیدی است که در سبزیجات تیره
و نارنجی رنگ یافت میشود A بتا اکروتن، نوعی ویتامین.
زخم معده بروز کرده؟ :
کلم بخورید. کلم شامل ترکیباتی است که به درمان زخم معده و دوازدهه کمک می کند.
اسهال؟ : سیب
میل کنید. سیب را با پوست رنده کنید. بگذارید تا قهوه ای شوید و برای درمان این
وضعیت میل کنید. (موز نیز برای این بیماری خوب است)
از
شریان های رسوب گرفته رنج می برید؟ :
آووکادو بخورید. چربی غیراشباع شده موجود در آووکادو، کلسترول را پایین میآورد.
فشار خونتان بالاست؟ :
کرفس و روغن زیتون میل کنید. روغن زیتون فشار خون را پایین می آورد. کرفس نیز شامل
ماده ای است که فشار خون را پایین می آورد.
ناهماهنگی قند خون دارید؟ :
بروکلی و بادام زمینی
میل کنید. کروم موجود در بروکلی و بادام زمینی انسولین و قند خون را تنظیم می کند.
منبع: پرشین استار
آمـاده سازی المپیـک تابستـانی لنـدن 2012
بازیهای
المپیک تابستانی ۲۰۱۲ که به طور رسمی با نام "بازیهای المپیاد سیام" شناخته
میشود و قرار است از تاریخ ۲۷ ژولای تا ۱۲
آگوست ۲۰۱۲ در شهر لندن، بریتانیا برگزار شود اکنون در
حال آماده سازی است. از ساخت ورزشگاههای جدید و دهكده المپیك گرفته تا تجهیز و
نوسازی ورزشگاههای قدیمی که در این دوره از المپیک از آنها استفاده خواهد شد.
در این رابطه میتوان گفت، از هم اکنون فقط 75 روز تا حمل نمادین مشعل بازیهای
المپیک تابستانی 2012 لندن به کشورهای مختلف دنیا مانده و پس از این سفر دو ماهه
این مشعل به محل استقرار اصلی خود در استادیوم المپیک لندن بازگردانده خواهد شد. در
حال حاضر در کنار رویدادهای ساخت و ساز محل های برگزاری المپیک، تمرینات شرکت
کنندگان در المپیک امسال و همینطور بازی های پارا المپیک بشدت در جریان است که
تصاویر زیر گویای این واقعیت است ...
عدهای معتقدند كه میزبانی المپیك لندن به رشد اقتصادی بریتانیا كمك خواهد كرد و
مزایای آن از معایبش در سایه ی بحران مالی اروپا بیشتر است. چراکه همه دنیا
بازیهای لندن را تماشا میكنند و این فرصتی برای بریتانیا است كه تكانی به خود
بدهد. همچنین باید به یاد داشته باشیم كه بخش زیادی از بودجه المپیك صرف بهینه سازی
زیرساختهای شهر لندن میشود و برای پیشرفت و توسعه این شهر بسیار مفید خواهد بود.
رویـداد مرگبـار گردبـادهای
سنگیـن و تورنـادو در آمریـکا
طوفانها، كه
در نقاط مختلف دنیا به صورت گردباد، بادهای دریایی و یا تندباد دیده میشوند، ممكن
است گردبادی با سرعت چرخش 100 تا 400 كیلومتر در ساعت و سرعت جابجایی 50
تا 70 كیلومتر در ساعت ایجاد كنند. طوفانها اغلب با بارانهای شدید و سیل
همراهند. حتی گردبادهای دریایی كه از اقیانوسهای مناطق حاره منشأ میگیرند قدرت
تخریبی زیادی دارند. بطوریکه غالبا از اوایل اسفند تا اوایل خرداد طوفانهای سنگین و
گردبادها جنوب و سپس شمال آمریکا را در مینوردند.
در طول هفته گذشته وزش گردبادهای سهمگین در چندین ایالت آمریکا حداقل ۳۹ کشته برجای
گذاشته و خرابیهای زیادی را به بار آورده است. از روز جمعه بیش از ۹۰ گردباد، سقف
خانهها را کنده و شهر "ماریسویل" در ایالت ایندیانا را تقریبا ناپدید کرده است.
ایالتهای اوهایو، ایندیانا، کنتاکی، آلاباما و جورجیا بیشترین خسارت را دیدند. اما
گردبادها با گرفتن جان ۲۰ نفر، بیشترین قربانیان را در ایالت کنتاکی گرفتند.
مسئولان سازمان هواشناسی آمریکا می گویند این شش ایالت در مجموع هدف حملۀ 150
گردباد عظیم قرار داشته اند. به دلیل شدت و خطر گردبادها فرماندار ایالت اوهایو
وضعیت اضطراری اعلام کرده است. سال گذشته نیز توفان های سهمگین در آمریکا دستکم 550
کشته برجای گذاشت و موجب وارد آمدن بیش از 30 میلیارد دلار خسارت به این مناطق شده
بود.
داستان
های کوتاه و خواندنی
از یک
دختربچه بدجوری کتک خوردم !
امروز سر چهار
راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! اگه دل به درددلم بدین
قضیه دستگیرتون میشه ...
پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که
نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که
اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه
دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا
گل ! آقا این گل رو بگیرید...
منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم
به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم
لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل
نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و
... دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت
شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد
فهمیدم!
ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل
نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما
ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای
من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ...
دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!
حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده
بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو
زیر پاهاش له میکرد!
یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن
یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!
تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم
آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!
همیشه مواظب
باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید
دیگه به این سادگیا روبراه بشین ...

داستانی
متفاوت از چوپان دروغگویی دیگر
یکی بود یکی
نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. چوپانی مهربان بود که در نزدیکی دهی، گوسفندان را به
چرا می برد. مردم ده که از مهربانی و خوش اخلاقی او خرسند بودند، تصمیم گرفتند که
گوسفندانشان را به او بسپارند تا هر روز آنها را به چرا ببرد. او هر روز مشغول
مراقبت از گوسفندان بود و مردم نیز از این کار راضی بودند. برای مدتها این وضعیت
ادامه داشت و کسی شکوه ای نداشت تا اینکه ...
یک روز چوپان شروع کرد به فریاد: آی گرگ آی گرگ. وقتی مردم خود را به چوپان رساندند
دریافتند که گرگی آمده است و یک گوسفند را خورده است.
آنان چوپان را دلداری دادند و گفتند نگران نباشد و خدا را شکر که بقیه گله سالم
است. اما از آن پس، هر چند روز یک بار چوپان فریاد میزد: "گرگ. گرگ. آی مردم، گرگ".
وقتی مردم ده، سرآسیمه خود را به چوپان می رساندند می دیدند کمی دیر شده و دوباره
گرگ، گوسفندی را خورده است. این وضعیت مدتها ادامه داشت و همیشه مردم دیر می رسیدند
و گرگ، گوسفندی را خورده بود!
پس مردم ده تصمیم گرفتند پولهای خود را روی هم بگذارند و چند سگ گله بخرند. از وحشی
ترین ها و قوی ترین سگ ها را ...
چوپان نیز به آنها اطمینان داد که با خرید این سگها، دیگر هیچگاه، گوسفندی خورده
نخواهد شد. اما پس از خرید سگ ها، هنوز مدت زیادی نگذشته بود که دوباره، صدای فریاد
"آی گرگ، آی گرگ" چوپان به گوش رسید. مردم دویدند و خود را به گله رساندند و دیدند
دوباره گوسفندی خورده شده است. ناگهان یکی از مردم، که از دیگران باهوش تر بود، به
بقیه گفت: ببینید، ببینید. هنوز اجاق چوپان داغ است و استخوانهای گوشت سرخ شده و
خورده شده گوسفندانمان در اطراف پراکنده است !!!
مردم که تازه متوجه شده بودند که در تمام این مدت، چوپان، دروغ می گفته است، فریاد
برآوردند: آی دزد. آی دزد. چوپان دروغگو را بگیرید تا ادبش کنیم. اما ناگهان چهره
مهربان و مظلوم چوپان تغییر کرد. چهره ای خشن به خود گرفت. چماق چوپانی را برداشت و
به سمت مردم حمله ور شد. سگها هم که فقط از دست چوپان غذا خورده بودند و کسی را جز
او صاحب خود نمی دانستند او را همراهی کردند.
بسیاری از مردم از چماق چوپان و بسیاری از آنها از "گاز" سگ ها زخمی شدند. دیگران
نیز وقتی این وضعیت را دیدند، گریختند. در روزهای بعد که مردم برای عیادت از زخمی
شدگان می رفتند به یکدیگر می گفتند: "خود کرده را تدبیر نیست". یکی از آنها پیشنهاد
داد که از این پس وقتی داستان "چوپان دروغگو" را برای کودکانمان نقل می کنیم باید
برای آنها توضیح دهیم که هر گاه خواستید گوسفندان، چماق، و سگ های خود را به کسی
بسپارید، پیش از هر کاری در مورد درستکاری او بررسی کنید و مطمئن شوید که او دروغگو
نیست.
اما معلم مدرسه که آنجا بود و حرفهای مردم را می شنید گفت: دوستان توجه کنید که
ممکن است کسی نخست ""راستگو"" باشد ولی وقتی گوسفندان، چماق و سگ های ما را گرفت
وسوسه شود و دروغگو شود. بنابراین بهتر است هیچگاه ""گوسفندان""، ""چماق"" و ""سگ
های نگهبان"" خود را به یک نفر نسپاریم**.
چهار دانشجو
شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی برای
امتحانشون رو نداشتند.
روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به اینصورت که سر و رو شون رو
کثیف کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند.
سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و یک راست به پیش استاد رفتند.
مسئله رو با استاد اینطور مطرح کردند:
که دیشب به یک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند و در راه برگشت از شانس بد یکی
از لاستیک های ماشین پنچر میشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین به یه جایی
رسوندنش و این بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسیدند کلی از اینها اصرار و از
استاد انکار، آخر سر قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این 4 نفر از
طرف استاد برگزار بشه ...
آنها هم بشکن زنان از این موفقیت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول میشن و روز
امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز
کنند.
استاد قبل از امتحان با اونها این نکته رو عنوان می کنه که بدلیل خاص بودن و خارج
از نوبت بودن این امتحان باید هر کدوم از دانشجوها توی یک کلاس جدا بنشینند و
امتحان بدن که آنها هم به خاطر داشتن وقت کافی و آمادگی لازم با کمال میل قبول می
کنند.
امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:
1. نام و نام خانوادگی؟
2 نمره
2. کدام لاستیک پنچر شده بود؟
18 نمره
الف. لاستیک سمت راست جلو
ب. لاستیک سمت چپ جلو
ج. لاستیک سمت راست عقب
د. لاستیك سمت چپ عقب
بنظر شما
دوستان، آیا اون 4 دانشجو توانستند به سوالات پاسخ صحیح بدهند ؟!
روزی حضرت
سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.
از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟
مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من
به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت: "تمام سعی ام را می کنم...!"
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا
کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به
خدمت موری در می آورد ...
چه بهتر که
هرگز نومیدی را در حریم خود راه ندهیم و در هر تلاشی تمام سعی مان را بکنیم، چون
پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست ...
جوان ثروتمندی
نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست ...
عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟
گفت: خودم را می بینم !
عارف گفت: ولی دیگر دیگران را نمی بینی !
آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند و آن چیزی نیست جز "شیشه"
اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت
را نمی بینی
این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن :
وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت می کند.
اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند !
تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری، تا
بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری ...
کلاه فروشی
روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار
گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست!
بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.
فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که
میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را از سرش برداشت و دید که میمون ها هم از او
تقلید کردند.
به فکرش رسید... که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم
کلاهها را بطرف زمین پرت کردند و او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.
سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد
و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند ...
یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق
افتاد.
او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت،
میمون ها هم همان کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون ها
این کار را نکردند!
یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی محکمی
به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری؟!
نکته : رقابت
هیچگاه سکون نمی شناسد
بر سر گور
کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است: "کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر
دهم. بزرگتر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم.
بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم. در سالخوردگی
تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم. اینک که در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر
روز اول خودم را تغییر داده بودم، شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم!"
دختر دانش
آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره
ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند!
نقطه مقابل او دختر زیباروی و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان
روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید:
میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یکدفعه کلاس از خنده ترکید …
بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند. اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق
در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از
جمله من پیدا کند.
او گفت: اما بر عکس من، تو بسیار زیبا و جذاب هستی.
او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او
اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم
گروه باشند. او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود. به یکی می گفت چشم عسلی و
به یکی ابرو کمانی و … به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم
مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود. آری ویژگی برجسته او در تعریف و
تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های
مثبت فرد اشاره می کرد. مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می
گفت بهترین آشپز دنیا!
سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و
بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم. پنج سال پیش وقتی
برای خواستگاری اش رفتم، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم و او با همان
سادگی و وقار همیشگی اش گفت:
برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود!
در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم. دخترم بسیار زیباست و همه از زیبایی
صورتش در حیرتند.
روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
و همسرم اینگونه جواب داد:
من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم ...
شادی را هدیه
کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
و بخند که خدا هنوز آن بالا با تـوست

مفهوم
خانواده
با مردی که در حال
عبور بود برخورد کردم
اووه ! معذرت میخوام … من هم معذرت میخوام.
دقت نکردم … ما خیلی مؤدب بودیم، من و اون غریبه خداحافظی کردیم و به راهمان ادامه
دادیم؛ اما در خانه با آنهایی که دوستشان داریم چطور رفتار می کنیم ؟!
کمی بعد از آنروز، در یک غروب غمگین مشغول پختن شام بودم. دخترم خیلی آرام کنارم
ایستاد اما همینکه برگشتم به او خوردم و تقریبا انداختمش ولی بدون کمترین توجهی با
اخم به او گفتم: "اه ! ازسرراه برو کنار" قلب کوچکش شکست و رفت ! اصلا نفهمیدم که
چقدر تند حرف زدم ...
وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت:
وقتی با یک غریبه برخورد میکنی، آداب معمول را رعایت میکنی اما با بچه ای که دوستش
داری بد رفتار میکنی !
برو به کف آشپزخانه نگاه کن. آنجا نزدیک در، چند گل پیدا میکنی.
آنها گلهایی هستند که او برایت آورده بود. خودش آنها را چیده. صورتی و زرد و آبی
...
او تنها به این خاطر آرام ایستاده بود که سورپرایزت بکنه
هرگز اشکهایی که چشمهای کوچیکشو پر کرده بود ندیدی
در این لحظه بود که احساس حقارت کردم و بی امان اشکهایم سرازیر شدند.
آرام رفتم و کنار تختش زانو زدم ... بیدار شو کوچولو، بیدار شو. اینا رو برای من
چیدی؟
گفتم دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری که امروز داشتم. نمی بایست اونجور سرت داد می
کشیدم
دخترم گفت : اشکالی نداره مامان چون من به هر حال دوستت دارم مامان
من هم دوستت دارم دخترم
و گلها رو هم دوست دارم
مخصوصا آبیه رو ...
کوچولوی من ادامه داد : اونا رو کنار درخت پیدا کردم ورشون داشتم چون مثل تو خوشگل
هستن. میدونستم دوستشون داری، مخصوصا آبیه رو ...
آیا میدانید
که اگر فردا بمیرید شرکت یا موسسه ای که در آن کار میکنید به آسانی در ظرف یک روز
برای شما جانشین جدیدی می آورد؟
اما خانواده ای که به جا میگذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد کرد؟
و به این فکر کنید که ما خود را عجیب وقف کار میکنیم و به خانواده مان آنطور که
باید اهمیت نمی دهیم!
چه سرمایه گذاری ناعاقلانه ای !
اینطور فکر نمی کنید؟!
به راستی کلمه "خانواده" یعنی چه ؟!
منبع: پرشین استار
کوچکترین
هندزفری بلوتوث
هندزفری بلوتوث مینی با مارک bluedio کوچکترین مدل هندزفری بلوتوث می باشد که با طراحی مدرن و زیبا ارائه شده است.
قيمت:
29000 17500
تومان
تعداد: 0 CD
توضیحات بیشتر:


هندزفری بلوتوث مینی با مارک bluedio کوچکترین مدل هندزفری بلوتوث می باشد که با طراحی مدرن و زیبا ارائه شده است.
این هندزفری ارزان قیمت از کیفیت بالایی برخوردار است و بر روی تمامی گوشی های موبایل دارای بلوتوث قابل استفاده است.
با یکبار شارژ کامل تا 180 ساعت صورت استند بای و تا 7 ساعت مکالمه قابل استفاده می باشد.
با همراه داشتن این هندزفری 5 گرمی هنگام رانندگی و دیگر محل ها با خیال راحت به مکالمه با تلفن همراه بپردازید.




- Model: Bluedio T9
- Ultra small micro bluetooth headset
- Weights almost nothing -- won't cause sore ears
- Bluetooth 2.0 Class 2 wireless
- Range: up to 10 meters
- Talk time per charge: 7 hours
- Stand-by time per charge: 180 hours (7.5 days)
- Full recharge time: 3 to 4 hours
- 100V~240V AC adapter included
- Removable ear hook included
-----------------------------------------------
موزیک
آنجل (اسپیکر فلشخور)
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
قيمت:
29000 17400
تومان
تعداد: 0 CD
توضیحات بیشتر:

در نگاه اول یک دستگاه کوچک به نظر می آید که شاید شما فقط از سنگین بودن آن احتمال قدرت آنرا بدهید . فقط کافیست فلش مموری یا کارت حافظه خود را به این دستگاه متصل کنید بعد از لود کردن فایلهای موسیقی داخل حافظه در عرض ۴ ثانیه دستگاه شروع به پخش فایلهای موسیقی می کند طوریکه که شما از توانایی این وسیله حیرت زده شوید . تازه اول کار است شما کافیست دکمه صدای بلند را نگه دارید اکنون موزیک شما در قدرت صدایی شروع به پخش خواهد شد که هر شنونده ای انتظار دیدن یک منبع صدای بزرگ مثل ضبط صوت های خانگی خواهد داشت . شما می توانید به آهنگ بعدی بروید یا به آهنگ قبلی یا پخش آهنگ را متوقف کنید یا تعیین کنید که آهنگ پخش شده تکرار شود . با نگهداشتن دکمه های آهنگ قبلی یا بعدی صدای موزیک را کم یا زیاد کنید. این دستگاه مفید دارای باطری داخلی شارژی می باشد که فقط کافیست بوسیله کابلی که داخل بسته بندی میباشد انرا به پورت یو اس بی کامپیوتر متصل کنید تا شارژ شود یا تبدیل برق شهری به یو اس بی را از بازار یا از همین سایت تهیه کنید تا در هر جایی که پریز برق باشد این وسیله را شارژ کنید و سپس شما آنرا در هر جایی که دوست دارید استفاده کنید مخصوصآ در بیرون و طبیعت و کوه و بیابان یا گردش ها و هر جایی که هوس شنیدن موزیک های دلخواهتان وسوسه می کند.یا می خواهید به اخبار رادیو گوش دهید یا برنامه رادیویی مورد نظرتان را در هر زمان و مکانی بشنوید حتی جایی که دور از ماشین یا برق باشید . با حجمی کم و قابل حمل با کمترین فضای اشغالی که در گوشه ای از ساک مسافرتی جا خوش می کند ولی جزو لوازم ضروری به شمار می آید .

یک اسپیکر جالب و همه کاره که هم یک
رادیوی دیجیتالی قوی FM است و هم به مانند یک MP3 Player عمل میکند و قادر به پخش
موزیکهای MP3 موجود در انواع مختلف فلشها و کولدیسکها و مموریهای SD است .
علاوه بر آن میتواند به عنوان یک اسپیکر همراه و پرقدرت و با صدای زیاد و BASS بالا
برای انواع مختلف تلفنهای همراه و لپتاپها و نتبوکها و یا آیپاد و آیفون
مورد استفاده قرار گیرد.
این اسپیکر جالب نیازی به برق و یا باطری در هنگام استفاده ندارد و با داشتن یک
باطری داخلی قابل شارژ که از طریق USB کامپیوتر و یا برق شهری (آداپتور 5ولت) قابل
شارژ است و پس از شارژ کامل که حدود 1 ساعت طول خواهد کشید قادر است ساعتها به پخش
موزیک و یا رادیو بپردازد.

صدایی کاملا شفاف و 3 بعدی
دارای باطری شارژی از نوع باطری موبایلli-ion
مناسب برای مسافرت و گردش در طبیعت
3ساعت پخش موسیقی مداوم بدون نیازبه برق وباطری
باطری داخلی قابل شارژ
قابل استفاده درهمه جا وهمه زمان ها
قابل استفاده درمنزل ، محل کار و درهنگام سفر
قابلیت اتصال مستقیم توسط کابل به گوشی
قابلیت اجرای فایل های صوتی از روی مموری گوشی
قابلیت اجرای فایل های صوتی از روی فلش مموری
قابلیت شارژ توسط کابل یو اس بی بوسیله کامپیوتر یا شارژر معمولی
دارای چند چراغ ال ای دی زیبا و نورانی
دارای رقص نورچشمک زن درزمان پخش موسیقی
دارای قاب آلومینیومی بسیار مقاوم وفوق العاده شیک
دارای تبدیل گوشی نوکیا وسونی اریکـسون
دارای دکمه پاور،بلندی صدا واجرای آهنگ بعدی وقبلی
کوچک وقابل حمل باابعاد 7.5x5 سانتیمتر
قابلیت نگهداری شارژطولانی (بدون نیازبه برق مستقیم وباطری)
قابل استفاده برای تمام گوشی های موبایل:نوکیا،سونی اریکـسون،سامسونگ و...
اتصال به کامپیوتر ولپ تاپ/موبایل/ویدیو/پخش کننده های موسیقی و دارای رادیو FM

- دارای ورودی USB جهت پخش موزیکهای
موجود در انواع مختلف کولدیسکها و حافظههای جانبی!
- دارای ورودی حاقفظههای SD جهت پخش موزیکهای موجود در مموری و حافظههای SD
- دارای ورودی AUX جهت استفاده به عنوان اسپیکر کامپیوتر ، موبایل ، آیپاد و یا
آیفون و …
- دارای گیرنده رادیو FM
- مجهز به 2 بلندگوی پرقدرت و با کیفیت
- دارای باطری داخلی قابل شارژ
- امکان شارژ از طریق برق USB یا آداپتور
- قابلیت شارژ از طریق آدابپور 5 ولت و یا USB کامپیوتر (دو ورودی مجزا)
---------------------------------------------------
تلويزيون
ديجيتال mini dvb-t
کوچکترين تلويزيون
ديجيتال در دنيا
دریافت کانالهای تلویزیونی، ماهوارهای و رادیویی روی لپتاپ و کامپیوتر با
کیفیت دیجیتال
قيمت:
37000 تومان
تعداد: 0 CD
توضیحات بیشتر:
کوچکترين
دستگاه تلويزيون ديجيتال در دنيا
در بسته بندی شيک و کيفيت بالای
دستگاه
در
حال حاضر فعال در:
تهران،
کرج،
پاکدشت،
ورامین،
بومهن،
رودهن،
اصفهان،
مازندران،
سمنان،
شاهرود،
قزوین
ديگر شهرها: پيش از خريد از راه اندازی شبکه ديجيتال
در شهر خود مطمئن شويد
14
شبکه تلويزيون و ماهواره ايران را با کيفيت دیویدی
بر روی کامپيوتر و لپ تاپ خود مشاهده کنید
در هر نقطه شهر تلویزیون را روی لپتاپ و کامپیوتر خود
مشاهده کنید
همراه با: تبدیل آنتن هوایی + ریموت کنترل
+ تبدیل usb
با این دستگاه قادر خواهید بود شبکه های تلویزیونی را به صورت دیجیتال و با فرمت
MPEG-4 روی کامپیوتر و لپتاپ دریافت کنید.
برخی از مشخصات و امکانات:
- دریافت 14 کانال تلويزيونی داخلی و ماهواره ای و 11 شبکه رادیویی
- مشاهده شبکه های تلویریونی با کیفیت DVD به صورت دیجیتال
- امکان ضبط و آرشیو برنامه ها با فرمت mpeg
- تامین برق مورد نیاز از پورت usb، بدون نیاز به آداپتور خارجی
- امکان تهیه عکس از برنامه های در حال نمایش
- بزرگنمایی تصویر در هر نقطه و به میزان دلخواه
- اعمال افکت های دلخواه صدا بر روی برنامه های در حال پخش
- سایز کوچک و اتصال آسان از طریق پورت usb
- امکان تهیه لیست کانال های مورد علاقه
- دارای ریموت کنترل
- تبدیل آنتن هوایی برای دریافت تصاویر با کیفیت بهتر

تلویزیون دیجیتال چیست؟
تلویزیون دیجیتال نسل جدید تلویزیونها می باشد که برتری های زیادی نسبت به پخش
آنالوگ شبکه های تلویزیونی دارد.
در تلویزیون دیجیتال، تصاویر تلویزیونی به صورت بیت های داده (صفر و یک)در آمده و
از طریق تجهیزات دیجیتال (فرستنده) ارسال می شوند.
در سیستم دیجیتال علاوه بر اینکه کیفیت صدا و تصویر از سیستم آنالوگ بهتر می شود،
صدا و سیما نیز قادر خواهد بود تعداد شبکه های بیشتری را در اختیار بینندگان قرار
دهد.
پخش دیجیتالی شبکه های صدا و سیما در ایران از ابتدای سال 1388 به صورت آزمایشی در
شهر تهران آغاز شده است و در حال حاضر 8 شبکه داخلی، 6 شبکه هماهواره ای و 11 شبکه
رادیویی از این طریق قابل دسترسی است.


-------------------------------------------------------
mp3
player با طرح آی پاد
پخش کننده ای که بعنوان کوچکترین مدل از محصولات اپل در زمینه پخش موسیقی نیز لقب گرفته است.
قيمت:
25000 12500
تومان
تعداد: 0 CD
توضیحات بیشتر:

با طراحی بی نظیر و بسیار كم حجم

دارای پوشش آلومینیومی درخشان در رنگ های متنوع و زیبا
پخش کننده ای که بعنوان کوچکترین مدل از محصولات اپل در زمینه پخش موسیقی نیز لقب
گرفته است. از سال 2005 تاکنون سه نسل از این مدل عرضه شده که مدل کنونی (نسل سوم)
آن، کوچکترین مدل میباشد که کمتر از 15 گرم وزن دارد و کوچکتر از یک قوطی کبریت است
!
از ویژگی های بارز این مدل از محصولات اپل، طراحی بی نظیری است که با بدنه اصلی
آلومینیومی درخشان در 4 رنگ مختلف زیبایی آن را دو چندان کرده است. ضمن اینکه توسط
کلیپسی که بر روی دستگاه تعبیه شده راحتی استفاده از آنرا موجب شده است بطوری که
میتوانید آن را به پیراهن، ژاکت، کوله پشتی یا کیف متصل کرده و از شنیدن موسیقی های
دلخواه خود با کیفیت بالا لذت ببرید.

این گیره کلیپسی به حدی محکم است که پس از استفاده اطمینان حاصل خواهید کرد که هرگز
آنرا گم نمی کنید

• قابلیت های دستگاه :
- پخش موزیك mp3 با کیفیت صدای فوق العاده
- قابل استفاده برای پادکست ها و AudioBooks
- طراحی زیبا، سبک و بسیار كم حجم
- با پوشش آلومینیوم درخشان در 4 رنگ مختلف
- کلید VoiceOver برای شنیدن لیست پخش و سوئیچ بین آنها
- مجهز به USB داخلی برای انتقال فایل های صوتی
- همراه با گیره متصل شونده به پیراهن
- دارای سنسور شتاب سنج
- دارای نمایشگر میزان باتری، تعبیه شده در پشت دستگاه
- دارای بسته بندی اصل
• مشخصات فنی :
حافظه: رم خور و قابلیت ارتقا تا 16 گیگابایت
فرمت های قابل پخش: MP3, WAV, AAC, AIFF, Audible, Apple Lossless
پورت: USB
باطری: لیتیوم قابل شارژ با شارژدهی 5 تا 10 ساعت (به نسبت میران صدا)
مدت شارژ باتری: 3 ساعت برای شارژ کامل و 2 ساعت برای 80 درصد شارژ
شارژ: امکان شارژ از طريق USB و همچنین دارای شارژر مجزا
ابعاد: 41.2x27.3x10.5 میلی متر
وزن: 15 گرم
• لوازم ارسالی همراه سفارش:
- ipod مخصوص با لوگو Apple
- كابل USB
- هدفون Ipod
از دنیای علم و تکنولوژی
چه خبر ؟

ژاپن تا سال 2050 آسانسور فضایی می سازد!

شما در سالن
سینما ننشسته یا بر روی مبل راحتی تان لم نداده اید، این هم فیلم پیشتازان فضا یا
هر فیلم علمی تخیلی دیگری با آن همه ربات و صفینه و این داستانها نیست! حقیقت آن
است که دوستان چشم بادامی مان در حال ساخت یک آسانسور فضایی کاملاً واقعی هستند و
امید می رود تا سال 2050 آن را افتتاح کنند! بنا به خبر منتشره در روزنامه یومیوری
ژاپن، شرکت ساختمانی اوبایاشی قول داده تا نیمه قرن جاری آسانسوری به ارتفاع 36,000
کیلومتر را به بهره برداری برساند.
این کمپانی قصد دارد تا از لوله های کربن نانو که 20 برابر محکم تر از فولاد هستند،
برای ساخت کابل مورد نیاز این آسانسور بهره ببرد. قرار است در ساخت این دستگاه از
کابلهایی به طول کلی 96,000 کیلومتر برای بالا و پایین بردن اتاقک آسانسور استفاده
شود. بدین ترتیب طول کابل مصرفی چیزی در حدود یک چهارم فاصله زمین تا ماه خواهد
بود.
از این گذشته
اتاقک این آسانسور ظرفیت 30 نفر را خواهد داشت و با سرعتی در حدود 200 کیلومتر در
ساعت مسافت 36,000 کیلومتری بین مبداء و مقصد را طی خواهد کرد. در همین رابطه یکی
از اعضای شرکت اوبایاشی اعلام کرده است که: در حال حاضر نمی توانیم رقم دقیقی از
هزینه کلی این پروژه را محاسبه و اعلام نماییم. با این وجود، تمام توان خویش را صرف
تحقق این رویا خواهیم نمود.
البته با پشتکاری که از دوستان ژاپنی مان سراغ داریم هیچ بعید نیست پیش از تاریخ
اعلامی بتوانند آسانسور علمی تخیلی خود را بسازند. ولی نباید از یاد ببریم که بالا
و پایین رفتن با این آسانسور نه تنها قدری برای جیب ما گران تمام می شود که
احتمالاً باید در صف انتظار طولانی چند صد کیلومتری نیز بیایستیم!
منبع : زومیت
عینک eyeCan سامسونگ امکان کنترل ماوس برای معلولین را فراهم می کند

افراد عادی که
توانایی جسمی کافی برای کنترل کامپیوتر از طریق ماوس و کی برد را دارند کمتر به یاد
معلولین جسمی می افتند. اما حتی تصور کار کردن با کامپیوتر بدون دست یا بدون
استفاده از کی بورد و ماوس دردناک است. واقعا افراد معلول چطور از کامپیوتر استفاده
می کنند؟ سامسونگ به تازگی ابزاری به نام eyeCAN معرفی کرده که کاربر تنها با حرکت
چشم خود می تواند کامپیوتر را کنترل کند.
eyeCAN در واقع عینک خاصی است که حرکت چشم کاربر را دنبال نموده و آن را به حرکت
نشانگر ماوس تبدیل می کند. به کمک این ابزار، افراد ناتوان نیز می توانند نشانگر
ماوس را هدایت نموده و از کامپیوتر استفاده کنند. نمونه آزمایشی این ابزار به خوبی
کار می کند و سامسونگ امیدوار است در سال جاری آن را بصورت عمومی وارد بازار کند.
منبع : زومیت
دانشمندان
آیبیام اعلام کردند که توانستهاند گامی اساسی در ترکیب دنیای رایانه و مغز
بردارند. این شرکت فناوری موفق به تولید دو پیشساخت تراشه شده که به گفته محققان
میتوانند اطلاعات را شبیه مغز پردازش کنند. این تراشهها نتیجه شش سال تلاش ۱۰۰
محقق بوده که حدود ۴۱ میلیون دلار برای سازمان پروژههای تحقیقات پیشرفته دفاعی
آمریکا هزینه دربرداشته است.
این پیشساختها، شواهد بیشتری را از اهمیت روزافزون پردازش همزمان یا انجام همزمان
چند وظیفه توسط رایانهها نشان میدهد. این کار از اهمیت زیادی برای نمایش گرافیکی
و تجزیه مقادیر زیاد اطلاعات برخوردار است. کاربریهای کنونی از این تراشه در سطح
بسیار ساده مانند فرمان دادن به خودرو برای عبور از پیچ یا بازیهایی مانند
پینگپونگ است.
به گفته محققان برای ورود این تراشهها به آزمایشگاه و بعد در محصولات بیش از یک
دهه زمان لازم است. به گفته دانشمندان آنچه در این بین مهم است نه کار این تراشهها
که چگونگی انجام آن است. قابلیت این تراشهها برای انطباق با گونههای اطلاعاتی که
برای آنها برنامهریزی نشده بودند، بسیار قابل توجه است.
محققان فناوری از مدتها پیش به دنبال ساخت رایانههایی با توانایی یادگیری انسانی
بودند اما شیوههای اکتشافی شرکت آیبیام و سایر شرکتها در مورد "محاسبات شناختی"
میتواند به ساخت تراشههایی با قابلیت انطباقپذیری بهتر به اطلاعات دور از انتظار
منجر شود. این تراشهها میتوانند به صورت بالقوه به پردازش علائم دنیای واقعی
مانند دما یا صوت یا حرکت کمک کرده و آنها را برای رایانهها قابل احساس کنند. به
گفته سازندگان، این تراشه از بخشهایی تشکیل شده که مانند نورونها و سیناپسهای
دیجیتالی رفتار کرده و آنها را از سایر تراشهها متفاوت میکند.
منبع : ایتنا
شاهکار جدید چینیها: آیفون ۴s با
سیستم عامل اندروید ۴
واقعاً همه
نوع کپی کاری از این چینیها دیده بودیم و به این نتیجه رسیدیم که این دوستان چشم
بادامی بی شک نوابغ دنیای کپی کاری هستند و از هر مدل دستگاه گوشی همراه یا تبلت
چندین و چند مدل تقلبی روانه بازار میکنند تا تمام سلیقهها را راضی نگه دارد! اما
برخی مواقع کپی کاری چینیها به غایت موجبات تحیر را به وجود میآورد و در دستگاه
های کپی شده جمیع اضداد را یکجا جمع میکنند تا نبوغ خود را به رخ جهانیان بکشند.
در آخرین شاهکار کپی کاری این چینیهای نازنین آیفون ۴s را کپی برداری کرده و روانه
بازار کردهاند که زیاد هم موجب تعجب نیست اما نکته جالب این کپی کاری استفاده از
سیستم عامل اندروید نسخه ۴ ( ICS ) میباشد! این گوشی در واقع یک کپی برابر اصل
واقعی از iphone 4s اپل است که حتی در بسته بندی هم دقت کامل به عمل آمده است. این
گوشی با ۵۱۲ مگابایت رم و ظرفیت ۸ گیگابایتی عرضه شده است.
منبع : خوارزمی
چراغ های راهنمایی هوشمند فقط به خاطر روی گل شما سبز می شوند!

اگر شما در یک
شهر منظم و بی نظیر چون پورتلند زندگی نمی کنید، پس حتما با پدیده چراغ راهنمایی
های احمقانه که انگار طوری تنظیم شده اند تا وقتی شما به آن می رسید، در حالی که در
سوی دیگر هیچ اتومبیلی وجود ندارد، قرمز شوند، برخورد داشته اید. این موضوع نه تنها
آزار دهنده است بلکه برای محیط زیست نیست مضر است. چراغ راهنمایی های هوشمند می
توانند کلید حل این مشکل باشند و تغییرات اساسی ایجاد نمایند.
پیتر استون، استاد علوم کامپیوتر در دانشگاه تگزاس، معتقد است اگر چراغ های
راهنمایی به اندازه ای هوشمند باشند که فریاد شما برای سبز ماندن یا سبز شدن را
بشنوند! بسیار مفید تر خواهند بود. ایده او این گونه است که تعدادی "سیستم رزرو"
نصب شود تا ماشین شما بتواند از پیش از رسیدن به چراغ با آن ارتباط برقرار کند.
چراغ هم در هر لحظه با چند اتومبیل به طور همزمان در ارتباط باشد تا هر کدام را با
یک زمان بندی پویا راهنمایی کند و از این طریق بهینه ترین جریان ترافیکی را ایجاد
کند.
جریان ترافیکی بهینه، برای هر کسی که زیاد رانندگی می کند، اساسا خبر خوبی است. اما
همان طور که همه ما می دانیم تمام رانندگان غیر از شما رانندگی بلد نیستند و البته
صد در صد کار و مقصد آنها از اهمیتی فوق العاده کمتر از کار شما برخوردار است! در
واقع چراغ راهنمای هوشمند قرار است تعداد خودروهای هر مسیر را محاسبه نموده و
براساس آن زمان توقف و چراغ قرمز و سبز هر کدام از مسیرها را تنظیم کند.
دلیل اصلی آن که به چراغ های هوشمند علاقمند می شویم این است که دوست داریم برایمان
تضمین شود که هیچگاه نیازی نباشد سرعتمان را کم کنیم یا پشت چراغ قرمز بایستیم. یا
اینکه حداقل این چراغ ها به اتومبیل شما می گویند که چگونه سرعت خود را تنظیم کند
تا نیازی به توقف در تقاطع ها نباشد، اتفاقی که نه تنها باعث اتلاف وقت شده و حوصله
مان را سر می برد بلکه مقدار خیلی زیادی از سوخت اتومبیل ها نیز این گونه تلف می
شود.
در یک جهان خیالی و فانتزی که پر است از اتومبیل های مجهز به انواع سنسور و چراغ
های راهنمایی هوشمند (این دنیا دیگر زیاد هم خیالی به نظر نمی رسد)، که امکان عبور
بدون توقف از یک تقاطع بسیار پر رفت و آمد نیز فراهم باشد، فقط کافی است اجازه دهید
اتومبیل تان و چراغ راهنمایی کنترل مسائل را به عهده گیرند.
منبع : زومیت
روباتی هنرمند که از انسانها پرتره می کشد!

نمایشگاه
CeBIT سال 2012 هانوفر آلمان میزبان روباتی خواهد بود که می تواند از چهره افراد
نقاشی پرتره بکشد. به گزارش خبرگزاری مهر، رایانه ها قطعا توانایی نقاشی کشیدن
دارند، اما آنچه این روبات را نسبت به دیگر روباتها و رایانه ها متفاوت ساخته این
است که می توان به روبات آموخت که تمامی جزئیات کوچک موجود در چهره فرد را ندیده
بگیرد.
دیدن و کشیدن آنچه که دیده شده و یا شمایلی از آنچه که دیده شده توسط یک روبات کار
چندان ساده ای نیست، زیرا انجام چنین کاری به معنی متمرکز شدن بر روی جزئیاتی خاص
از قبیل چشمها و توجه کمتر به خطوط دور دهان و روی پیشانی است. این روبات نقاش از
نرم افزار پردازش حاشیه برخوردار است و با کمک آن می تواند تصمیم بگیرد که برای
استفاده از مداد باید بازویش را کجای کاغذ قرار دهد، به این شکل روبات می تواند در
عرض 10 دقیقه پرتره ای کامل را از چهره انسان خلق کند.
این روبات نیز مانند بسیاری از هنرمندان دارای شغل روزانه است و در موسسه فرانهوفر
برای تحلیل و پردازش بازتابها به کار گرفته می شود. به بیانی دیگر نوری بر روی یک
سطح تابانده می شود و روبات باید خط دور نور را در الگویی کروی شکل بر روی سطح مشخص
کند، این کار به روبات امکان می دهد تا شکل الگوی بازتاب نور را از زوایای مختلف
شناسایی کند.
بر اساس گزارش گیزمگ، روبات همچنین در این آزمایشها می تواند میزان درخشش دایره
نورانی را از زوایای مختلف مشخص کرده و یا تعیین کند که آیا رنگی خاص از زوایای
مختلف به رنگهای متفاوت دیده می شود؟ روبات نقاش توسط گروه Robotlab در مرکز هنر و
رسانه ZKM در کارلسروهه آلمان ساخته شده است.
منبع : مهر نیوز
ساخت نخستین تلویزیون پوشیدنی جهان
یک مهندس برق
آمریکایی در اقدامی عجیب دست به ساخت لباسی زده که در حقیقت یک تلویزیون الایدی
قابل پوشش است. "دیوید فوربس" اولین کت ویدیوئی خود را در سال 2009 با استفاده از
مجموعهای از صفحه نمایشهای الایدی ساخت. وی تمام این صفحات را با زمینه قرمز
رنگ به وزن 22 کیلوگرم کنار هم جمعآوری کرد. وی با قصد ساخت یک نمونه بهتر و
سبکتر با استفاده از چند صفحه مدار قابل انعطاف و چندین الایدی توانسته یک لباس
با یک صفحه نمایش تلویزیونی بزرگ بسازد.
فوربس همچنین
یک صفحه مدار اضافی را برای کاهش تدریجی علائم ویدیوی آنالوگ از آیپاد خود و سه
صفحه مدار دیگر برای تفسیر این علائم به فرمانهایی برای الایدیها و انتقال قدرت
از دو باتری لیتیوم پلیمر ساخت. "فوربس"، این باتریها را درون جیب شلوار خود قرار
داده، صفحات کنترل را بر روی شانهها خود و صفحات نمایش قابل انعطاف را در پشت و
جلوی کت خود چسبانده است. یک نر ماده چسبی نیز در وسط این کت به جای دکمهها قرار
گرفته است. با این شیوه در آخر کار وزن کلی این ابداع تنها 3.6 کیلوگرم بود.
وی اکنون این لباس را به یک جلیقه کاهش داده تا کمتر برای مردم احساس ناامنی ایجاد
کند! هزینه این لباس اکنون 20 هزار دلار برآورد شده است. آیپاد فوربس به یک صفحه
مدار بر روی شانه چپ این جلیقه متصل شده که از یک تراشه دیجیتالیسازی شده برای
کاهش وضوح ویدیو منطبق با صفحه نمایش لباس برخوردار است. پردازشهای دیگر به انتقال
اطلاعلات آیپاد به علائم الایدی در چهار صفحه جداگانه پرداخته و از آنجا علائم
از طریق کابلهای روبانی به سه تراشه کوچک در هر صفحه مدار منعطف بر روی سینه و پشت
حرکت میکنند. "فوربس" برای صدای تلویزیون ساخته شده، یکی دیگر از اختراعات خود را
که از لوله تخلیه و یک جفت بلندگوی قایق ساخته شده، با سیم به این لباس متصل کرده
است.
دوربینی که با سرعت نور تصویر برداری می کند

احتمالا تا به
حال تصاویری که توسط دوربین های پرسرعت از اجسام متحرک گرفته شده اند را دیده اید.
مثلا تصویری که با سرعت ده هزار فریم در ثانیه از یک گلوله در حال برخورد با یک سیب
گرفته شده است.
یک تیم در دانشگاه ام آی تی دوربینی ساخته اند که مرزهای سرعت در تصویر برداری را
جابجا کرده است: یعنی با سرعت شاتر یک تریلیون در ثانیه! با چنین سرعتی آنها
توانسته اند از نور در حال حرکت عکس برداری کنند و این به معنی یک قدم جدید است.
حالا ما دوربینی داریم که می تواند با سرعت نور تصویر برداری کند.
در مدل آزمایشگاهی آنها می بینید، یک اشعه نور توسط لیزر تولید، از درون یک بطری
عبور و توسط دروبین ثبت می شود. آنها به خوبی توانسته اند آزمایش خودش شان را صدها
بار با موفقیت تکرار کنند. جالب است بدانید که آن اشعه نور که در تصویر و در ویدیو
ارایه شده، توسط لیزر برای ۱.۷۱ پیکوثانیه تولید شده است. هر پیکو ثانیه معادل یک
تریلیونیوم ثانیه است!
کاربرد ها؟ دکتر راسکار سرپرست تیم می گوید اینکه ما بتوانیم حرکات نور را ثبت کنیم
طیف جدیدی از قابلیت ها را در اختیارمان خواهد گذاشت. برای مثال از آنجایی که حالا
می توانیم این حرکات را ثبت کنیم می توانیم از نور در پزشکی برای سونوگرافی استفاده
کنیم (به جای استفاده از امواج صوتی) یا اینکه می توانیم منتظر ورود دستگاه های سی
تی اسکن قابل حمل باشیم.
او می گوید تصور کنید که ده سال دیگر چنین قابلیتی را روی تلفن همراه تان داشته
باشید. آن وقت می توانید با تلفن تان بفهمید که میوه ای که می خرید رسیده است یا
نه. این سیستم به چشم شما اجازه می دهد چیزهایی را ببینید که تا به حال فقط از طریق
نمودار ها و آمارهای ریاضی به آنها دسترسی داشتید. در عکاسی، طراحی و علوم دیگر شما
به طیف جدیدی از اطلاعات دسترسی پیدا خواهید کرد که تا به حال فقط با اعداد و ارقام
آنها را به دست می آوردید. اما از این پس می توانید آنها را با چشم خودتان ببینید و
این به معنی اکتشاف ها و پیشرفت های جدید علمی است که باید منتظرشان باشیم.
گوشت گیاهی تولید شد !
یك محقق
آمریكایی موفق به تولید گوشت با پایه گیاهی شده است كه از لحاظ طعم شباهت زیادی با
گوشت حیوانات دارد. پیشبینی میشود مصرف گوشت تا سال 2050 به دو برابر میزان فعلی
برسد و دستاورد جدید در تولید گوشت با پایه گیاهی میتواند پاسخگوی نیاز
سیریناپذیر مردم جهان به مصرف گوشت و گامی مهم در جهت پیشگیری از عوارض ناشی از
مصرف این محصول باشد.
"پاتریك براون" متخصص زیستشناسی مولكولی دانشگاه استانفورد معتقد است: میتوان با
استفاده از مواد گیاهی فراوان و ارزان كه در اطراف ما وجود دارند، یك ماده غذایی
مقوی و سرشار از پروتئین تولید كرد كه از لحاظ ظاهر و طعم مشابه گوشت حیوانات است.
این محقق فعالیت خود را بر روی بینیاز شدن از مصرف گوشت حیوانات متمركز كرده است.
با توجه به گرایش روزافزون مردم جهان به مصرف گوشت در آینده نزدیك شاهد بروز فاجعه
زیست محیطی خواهیم بود، چرا كه تولید دام بیشتر نیازمند مرتع بیشتر است. علاوه بر
این كاهش پرورش احشام به كم شدن انتقال بیماریهای مشترك دام و انسان نیز كمك خواهد
كرد.
پیش از این نیز تحقیقاتی در خصوص تولید گوشت حیوانات در آزمایشگاه انجام شده بود.
"مارك پست" از محققان دانشگاه آیندهوون هلند تأكید میكند: این روش كه مبتنی بر
تكنیك سلول های بنیادی برای رشد اندامهای جایگزین یا تولید بافت انسانی در
آزمایشگاه است، بسیار پر هزینه بوده و برای تولید انبوه گوشت مناسب نیست. روش
ابداعی محقق آمریكایی در مقایسه با سایر ایدهها، مقرون به صرفهتر بوده و در صورت
طعم مناسب میتواند جایگزین مناسبی برای گوشت حیوانات باشد. گوشت تولید شده با پایه
گیاهی احتمالا تا پایان سال جاری میلادی به بازار عرضه خواهد شد.


داستـانِ یـک دکـتـر ...
این داستانِ یک دکتر است. دکترِ داستانِ ما در حال حاضر
در استرالیا زندگی می کند. زندگی بسیار مرفه ای دارد، زندگی که هیچیک از همکلاسی
هایش حتی خواب آن را هم نمی دیدند !
همه ی ما می خواهیم در زندگی به بالاترین چیزها دست یابیم. در هر کلاس می خواهیم
شاگرد اول باشیم، گرانترین لباس های بازار را بخریم، کفشهایمان جزء کفش های تک
باشد، بلندترین و گرانترین اتومبیل شهر را می خواهیم، می خواهیم با زیباترین و
خوشگلترین دختر شهر ازدواج کنیم، دوست داریم بچه هایمان از زیباترین و بهترین بچه
های مدرسه خود باشند. می خواهیم بهترین پست ها را داشته باشیم، دلمان می خواهد اگر
کاری را شروع کردیم، یک شبه به اوج برسیم و همه ما را به عنوان الگوی "موفقیت"
بشناسند.
اما دکترِ داستانِ ما روحیه اش با این قیاس ها سازگار نبود و در این راستا در کل
انسانِ کاملاً "متفاوتی" بود.
او می خواست یک زندگی "معمولی"
داشته باشد و جالب اینکه در هیچ امتحانی قصد نداشت رتبه ی اول را کسب کند.
هنگامی که همکلاسی هایش تمام شب مشغول حفظ
کتاب و جزوه بودند، یا در حال جا کردن خود در دل اساتید برای گرفتن نمره ای بالاتر،
او تنها 2 یا 3 ساعت مطالعه می کرد و سپس بدون هیچ استرسی به خواب عمیقی فرو می رفت
و عقیده داشت که نمی تواند برای چند نمره اضافی خواب خود را "فدا" کند.
همکلاسی هایش "ساده زیستی و معمولی"
بودن او را مورد تمسخر می گرفتند و او را "احمق" می نامیدند، اما دکتر راضی و
خوشحال بود. با نمره ای متوسط MBBS (پزشکی عمومی در کشورهای هند و پاکستان) خود را
گرفت.
تمام همکلاسی هایش بعد از اخذ مدرک پزشکی
عمومی، تلاش خود را چند برابر کردند تا بتوانند تخصص خود را بگیرند و جزء بهترین
های جامعه باشند ولی دکتر تصمیم گرفت درس خواندن را متوقف کند و در یک بیمارستان
کوچک به عنوان دکتر شیفت شروع به کار کرد. دوستان او بعد از کار در شیفت صبح به
کلینیک های خصوصی می رفتند و ناهار خود را با عجله به اتمام می رساندند تا مریض های
بیشتری را ویزیت نمایند و شبها نیز مشغول خواندن جزوه های تخصصی خود بودند.
اما دکتر بعد از برگشت از بیمارستان با آرامش کامل ناهار می خورد، کمی استراحت می
کرد و عصر هنگام به پیاده روی می رفت، تلویزیون نگاه می کرد، کتاب می خواند، موسیقی
گوش می کرد، به دیدن دوستان و آشنایان خود می رفت، و اگر مریضی به در خانه او
مراجعه می کرد بدون هیچ شکایتی به صورت رایگان او را معالجه می کرد. او به فکر
افزایش درآمد خود نبود و با همان حقوق اندک تلاش می کرد از زندگی لذت ببرد. خانه ی
کوچکی کرایه کرد، کولر گازی هم وصل نکرد. یخچال کوچکی برای آشپزخانه ی کوچکش خرید و
با موتور به سرکار رفت. در این هنگام پدر و مادرش از او خواستند ازدواج کند.
دکتر در این باره نیز
"معمولی" رفتار کرد. هنگامی که
تمامی دوستانش به دنبال زیباترین، پولدارترین و خانواده دارترین دختران می گشتند،
دکتر با دختری معمولی از خانواده ای ساده و متوسط ازدواج نمود. با هم به خانه ی
کوچک خود رفتند و با شادی به زندگی ادامه دادند. بعد از چند سالی بچه ها هم وارد
زندگی دکتر شدند. بچه هایی بسیار عادی.
دکتر به جای ثبت نام بچه های خود در گرانترین مدارس خصوصی، آن ها را در مدرسه ی
دولتی محله خود ثبت نام کرد. دکتر هیچگاه از آنها نمی خواست که شاگرد اول مدرسه
شوند و به آنها فهماند که درس خود را در حد نیاز فرا گیرند و قبول شوند. بچه ها هم
با نمرهای متوسط کلاس ها را قبول می شدند و از شیوه زندگی خود لذت می بردند. از
مدرسه برمی گشتند، در کنار پدر و مادر خود ناهار می خوردند، کمی استراحت می کردند،
سپس درس می خواندند، عصر هم بازی می کردند و شب قبل از خواب به همراه پدر خود به
پیاده روی می رفتند.
اما زندگی دکتر اینگونه به پایان نرسید. پیچ کوچکی در جاده ی زندگی دکتر به وجود آمد. تصمیم گرفت از کشورش خارج شود و به کشور دیگری مهاجرت کند. دوستان دکتر هم در تلاش بودند تا مهاجرت کنند و در کشورهای جهان اول به بهترین ها برسند. لذا روزها را در صفهای بلند سفارتخانه های آمریکا، بریتانیا و استرالیا می گذراندند و مدام به دنبال آشنایی بودند تا چند روز زودتر از بقیه به آرزوهایشان برسند. اما دکتر کشوری بسیار "معمولی" را انتخاب نمود که هیچگونه صفی در سفارتخانه های آن وجود نداشت. او به کشور مالدیو رفت و در بیمارستانی مشغول به کار شد.
خانه ی ساده ای کرایه کرد و همسر و بچه هایش را به آنجا برد. دوچرخه ای برای خود و بچه هایش خرید و بعد از اتمار کار به همراه خانواده از مناظر زیبای مالدیو لذت می بردند. آخر هفته ها به مسافرت می رفتند و دوستان فراوانی پیدا کردند. تا اینکه دکتر روزی اطلاعیه ای در روزنامه دید که در آن سازمان بهداشت جهانی (WHO) از چند دکتر عمومی، بدون مدرک تخصص و با تجربه چند ساله خواسته بود تا به یکی از روستاهای دور افتاده در استرالیا رفته و در بیمارستانی مشغول به کار شوند. دکتر برای این شغل اقدام نمود و به استرالیا مهاجرت کرد.
دولت خانه ای در روستا به او
داد و او در بیمارستان مشغول به کار شد. بعد از چند سال به خاطر حسن برخورد و حس
نوع دوستی و پشتکارش به ریاست بیمارستان رسید. دولت 2000 متر زمین زراعی به او
اختصاص داد و دکتر نیز به کمک فرزندان معمولی خود آنجا را به مزرعه ای آباد تبدیل
نمود. در حال حاضر او در خانه ای با 5000 متر مربع مساحت زندگی می کند و جگوار خود
را در کنار پورشه ی همسرش در پارکینگ اختصاصیشان نگه می دارد و "بچه ها و همسر
معمولی" او در کنارش هستند ...
می خواهم بگویم علاوه بر بهترین شدن، اولین رتبه را کسب کردن، شاگرد اول شدن،
پولدارترین شدن، راه دیگر و صد البته بهتری هم در زندگی وجود دارد و آن چیزی نیست
جز راه "اعتدال" و "معمولی"
این همان راهی است که تمام
شادی در آن وجود دارد.
اما ما راه بهترین ها را انتخاب می کنیم و در این راه آنقدر با شتاب پیش می رویم که
شادیهای زندگی را یکی پس از دیگری جا می گذاریم و ناباورانه در آخر راه تنها می
مانیم، بدون اینکه اجازه دهیم حتی شادی و لذت با ما همکلام شود.
کاش ما هم شاد بودن و لذت بردن از زندگی را بر موفقیت و بهترین شدن ترجیح دهیم.
کاش ما هم "معمولی" باشیم !
درست مانندِ آن لحظه که خالق هستی، بدون هیچ تبعیضی؛ من و تو را از یک عنصرِ یکدست
و "معمولی" خلق کرد ...
منبع: پرشین استار
سیستـم حمـل و نقـل به سبـك چیـنی !
سیستم باربری در چین را می توان جالب، ابتكاری و حتی خلاقانه نامید. زن یا
مرد تفاوتی نمی كند و هر یك از آنها را در این حرفه می توان یك استاد نامید. آلن
دولورم (Alain Delorme)، عكاس فرانسوی با گشت و گذاری در شانگهای چین در هنگام طول
اقامتش در آنجا، ما را با این سیستم باربری آشنا می كند. عكس های او گویا بوده و
قضاوت به عهده شماست. البته در پایان گزارش آلن دولورم آمده که برای تهیه این
مجموعه دیدنی تا اندازهای هم از روتوش استفاده كرده ولی باید گفت كه كارش
هنرمندانه بوده است.
حمل لاستیك اتومبیل
به سبك زیست محیطی

حمل گل و
گیاه با موتورسیكلت

اما میتوان
گفت كه سیستم باربری چینی دستكم دودزا نیست

این بسته را
هم بگذارد، ظرفیت تكمیل است

استحکام این دوچرخه
بیش از اینهاست که فکر می کنید

یک قهرمان
نیز گاهی به اندكی استراحت نیاز دارد

تمام
باربرهای شهرهای بزرگ چین مهاجرانی هستند كه از روستاها و شهرهای دوردست برای كار
آمده اند

منبع: پرشین استار
ارسال شده توسط admin در تاریخ: ۲۷ بهمن ۱۳۸۷
روزی روزگاری زنی در کلبه ای کوچک زندگی می کرد. این زن همیشه با خداوند صحبت می کرد
و با او به راز و نیاز می پرداخت. روزی خداوند پس از سالها با زن صحبت کرد و به زن قول داد
که آن روز به دیدار او بیاید. زن از شادمانی فریاد کشید، کلبه اش را آماده کرد و خود را آراست
و در انتظار آمدن خداوند نشست! چند ساعت بعد در کلبه او به صدا درآمد! زن با شادمانی
به استقبال رفت اما به جز گدایی مفلوک که با لباسهای مندرس و پاره اش پشت در ایستاده بود،
کسی آنجا نبود! زن نگاهی غضب آلود به مرد گدا انداخت و با عصبانیت در را به روی او بست.
دوباره به خانه رفت و دوباره به انتظار نشست! ساعتی بعد باز هم کسی به دیدار زن آمد.
زن با امیدواری بیشتری در را باز کرد. اما این بار هم فقط پسر بچه ای پشت در بود.
پسرک لباس کهنه ای به تن داشت، بدن نحیفش از سرما می لرزید
و رنگش از گرسنگی و خستگی سفید شده بود. صورتش سیاه و زخمی بود و امیدوارانه
به زن نگاه می کرد! زن با دیدن او بیشتر از پیش عصبانی شد و در را محکم به چهار چوبش کوبید.
و دوباره منتظر خداوند شد. خورشید غروب کرده بود که بار دیگر در خانه زن به صدا درآمد.
زن پیش رفت و در را باز کرد…
پیرزنی گوژپشت و خمیده که به کمک تکه چوبی روی پاهایش ایستاده بود، پشت در بود.
پاهای پیرزن تحمل نگه داشتن بدن نحیفش را نداشت. و دستانش از فرط پیری به لرزش درآمده بود.
زن که از این همه انتظار خسته شده بود، این بار نیز در را به روی پیرزن بست!
شب هنگام زن دوباره با خداوند صحبت کرد و از او گلایه کرد که چرا به وعده اش عمل نکرده است!؟
آنگاه خداوند پاسخ گفت:
من سه بار به در خانه تو آمدم، اما تو مرا به خانه ات راه ندادی!



| Click this bar to view the original image of 700x488px and 88KB. |

| Click this bar to view the original image of 502x304px and 26KB. |





| Click this bar to view the original image of 550x728px and 65KB. |










| Click this bar to view the original image of 650x487px and 61KB. |



| Click this bar to view the original image of 600x398px and 49KB. |

| Click this bar to view the original image of 600x398px and 41KB. |


| Click this bar to view the original image of 700x498px and 30KB. |


| Click this bar to view the original image of 700x508px and 43KB. |













مردها هر زمانی که باشد می
توانند به سمتش بروند اما خانم ها فقط وقتی سمت آن می روند که شمعهای خوشبو
درخانه روشن باشد و شوهرشان ظرف های شام را شسته باشد. این کلیشه است که
در ذهن همه ما وجود دارد، اما آیا واقعیت دارد؟ آیا میل جنسی در مردها قوی
تر از زنان است؟
بله درست است. تحقیقات بیشماری نشان داده اند که
بااینکه میل جنسی آقایون بیشتر از خانم ها نیست اما رک و راست تر است. اما
برخلاف آقایون، منبع میل جنسی در خانم ها پیچیده تر است.
باور عمومی
این است که خانم ها اهمیت بیشتری به رابطه احساسی در میل جنسی می دهند اما
دیده می شود که به شدت تحت تاثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی هم قرار دارند.
دکتر ادوارد لاومن پروفسور جامعه شناسی در دانشگاه شیکاگو می گوید، "میل جنسی در خانم ها شدیداً متاثر از محیط و موقعیت است".
در
زیر به هفت الگوی میل جنسی در خانم ها و آقایان که محققان دریافته اند
اشاره می کنیم . یادتان باشد که ممکن است کسانی با این الگوها تفاوت داشته
باشند.
1. مردها بیشتر به س ک س فکر می کنند.
دکتر
لومان گزارش می دهد که اکثریت مردهای بالغ زیر 60 سال حداقل یکبار در روز
به س ک س فکر می کنند. اما فقط یک چهارم خانم ها به این میزان روزانه
درمورد س ک س فکر می کنند. با بالاتر رفتن سن در خانم و آقایون، این
خیالپردازی ها کمتر می شود اما همچنان خیالپردازی های مردان در مورد رابطه
جنسی دوبرابر خانم ها باقی می ماند.
در یک تحقیق بسیار جامع که در
آن مقایسه ای بین میل جنسی خانمها و آقایان انجام گرفت، روی باومایستر یک
روانشناس اجتماعی در دانشگاه ایالتی فلوریدا دریافت که تحریک جنسی ناگهانی
در مردها بسیار بیشتر از خانم ها گزارش شده و مردها خیالپردازیهای بیشتر و
متفاوت تری دارند.
2. مردها حریصانه تر دنبال س ک س هستند.
باومایستر
گزارش می دهد که در ابتدای رابطه، در اواسط آن و بعد از گذشت سالیان سال
از آن، مردها بیشتر از زن ها س ک س می خواهند. این مسئله فقط مختص افراد
با گرایش جنسی عادی نیست، مردان همجنس باز هم خیلی بیشتر از زنان همجنس باز
در کلیه مراحل رابطه س ک س می خواهند. مردها حتی تعداد بیشتری شریک جنسی
طلب می کنند و علاقه بیشتری به س ک س های اتفاقی دارند.
حتی در مواقعی که رابطه جنسی ممنوع است یا موقعیت آن وجود ندارد، مردها خیلی بیشتر از زنان دنبال س ک س هستند.
·
دکتر لومان می گوید، تقریباً دو سوم آقایون خودارضایی می کنند حتی بااینکه
تقریباً نیمی از آنها درمورد آن احساس گناه می کنند. درعوض تقریباً 40
درصد از خانم ها اقرار به خودارضایی می کنند و تکرر این خودارضایی ها هم
بین خانم ها کمتر از آقایون است.
· فحشاء نیز نشاندهنده تمایل مردان به داشتن س ک س است نه برعکس آن.
·
زنان راهبه خیلی بهتر از کشیش ها به تعهد خود برای دور ماندن از رابطه
جنسی عمل می کنند. آمار نشان می دهد که 62 درصد از کشیش ها به داشتن فعالیت
جنسی اقرار کرده اند درحالیکه این عدد در میان زنان راهبه 49 درصد است.
3. طبیعت جنسی خانم ها بسیار پیچیده تر از آقایون است.
چه
چیز خانمها را تحریک می کند؟ حتی خودشان هم نمی دانند. مردیت چیورز محقق
دانشگاه نورس وسترن و همکاران او در تحقیقی فیلم های تحریک آمیز به مردان و
زنان همجنس باز، مردان و زنان با تمایل جنسی به جنس مخالف نشان دادند و از
آنها خواستند میزان تحریک جنسی خود را گزارش کنند و توسط ابزارهایی که به
دستگاه تناسلی آنها متصل بود میزان تحریک واقعی آنها را اندازه گیری کردند.
نتایج
آقایون قابل پیش بینی بود: مردان با تمایل جنسی به جنس مخالف گزارش دادند
که با تصاویر مربوط به س ک س مرد-زن و زن-زن تحریک بیشتری داشته اند و
ابزارهای اندازه گیری هم ادعای آنها را تایید کرد. مردان همجنس باز گزارش
دادند که تصاویر مربوط به س ک س مرد-مرد آنها تحریک کرده و باز هم ابزارهای
اندازه گیری ادعایشان را تایید کرد. درمورد خانم ها، نتیجه به دست آمده
جالب تر بود. زنان با تمایل جنسی به جنس مخالف ادعا کردند که تصویر مربوط
به س ک س مرد-زن تحریک بیشتری برایشان به وجود آورده اما ابزار اندازه گیری
نتایج یکسانی را برای هر سه نوع س ک س (مرد-زن، زن-زن، مرد-مرد) نشان داد.
مایکل
بایلی محقق جنسی در دانشگاه نورس وسترن می گوید، مردها درمورد اینکه با چه
کسی تحریک می شوند، با چه کسی می خواهند س ک س داشته باشند یا عاشق چه کسی
می شوند بسیار سخت و صریح هستند.
اما در مقابل خانم ها به خاطر میل
جنسیشان که نسبت به آقایان چندان رک و راست نیست، تمایل بیشتری نسبت به
داشتن رابطه با جنس خود دارند. بایلی می گوید، احتمالاً ظرفیت خانم ها برای
علاقه مند شدن به جنس موافق خود از نظر جنسی و عاشق جنس موافق خود شدن
ظرفیت بیشتری نسبت به مردها دارند. البته لزوماً اینکار را انجام نمی دهند
اما ظرفیت آن را دارند.
ادعای بایلی را تحقیقاتی تایید می کنند که
نشان می دهند همجنس گرایی در میان خانم ها شایع تر از آقایان است.
باومایستر در تحقیق دیگری دریافت که زنان همجنس گرای بیشتری از س ک سی که
اخیراً با مرد داشته اند گزارش کردند تا مردان همجنس گرا درمورد داشتن س ک س
با جنس مخالف خود. همچنین خانم ها خیلی بیشتر از مردان خود را دو جنسی می
دانند.
4. تمایل جنسی خانم ها بیشتر از آقایون تحت تاثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی است.
باومایستر
در تحقیقات خود راه های مختلفی که گرایشات، رفتارها و تمایلات جنسی خانم
ها خیلی بیشتر از آقاین متاثر از عوامل اجتماعی و فرهنگی بوده را نشان داده
است.
· گرایش خانم ها نسبت به آقایون در برابر رفتارهای جنسی مختلف با گذشت زمان بیشتر دستخوش تغییر می شود.
·
خانم هایی که مرتباً کلیسا می روند گرایشات کمتری به س ک س دارند. اما در
میان مردان رابطه ای بین کلیسا رفتن و گرایشات جنسی یافت نشد.
· خانم ها خیلی بیشتر از آقایون در تصمیمات خود درمورد س ک س تحت تاثیر همسالان خود هستند.
·
خانم هایی که تحصیلات بالاتری دارند، فعالیت های جنسی متنوع تری را تجربه
کرده اند. اما سطح تحصیلات در آقایون تفاوتی ایجاد نمی کند.
· خانم ها نسبت به آقایون تناقض بیشتری در اظهار ارزشهای خود درمورد س ک س قبل از ازدواج دارند.
اما
چرا تمایل جنسی در خانم ها به نظر کمتر است و بیشتر تحت تاثیر قرار دارد؟
برخی می گویند این مسئله به قدرت بیشتر مردها در جامعه مربوط می شود، یا به
انتظارات جنسی متفاوت تر مردها در مقایسه به خانم ها. دکتر لومان مسئله
را از دیدگاه جامعه شناختی توضیح می دهد.
لومان می گوید مردها
هرکاری می کنند تا س ک س داشته باشند تا بتوانند تمایلات دستگاه تناسلی خود
را برآورده کنند. درمقابل، خانم ها درانتخاب شریک جنسی خود بسیار دقیق
هستند چون این آنها هستند که در معرض باردار شدن قرار دارند و ممکن است
مجبور شوند از یک بچه نگهداری کنند. کیفیت رابطه برای آنها بسیار مهمتر از
مردان است چون آنها شریکی می خواهند که با آنها بماند و از فرزندشان
نگهداری کند. حتی برایشان مهم است که با کسی باشند که وضعیت مالی قابل
قبولی داشته باشد تا بتواند از فرزندشان حمایت بهتری بکند.
5. خانم ها برای ارضای جنسی راهی کمتر مستقیم انتخاب می کنند.
خانم
ها و آقایون راه های متفاوتی را برای رسیدن به میل جنسی خود می پیمایند.
استر پِرِل روان درمانگر می گوید، "از خیلی از خانم ها می شنوم که میل آنها
بیشتر از بین گوشهایشان شروع می شود تا پاهایشان. برای خانم ها حتماً باید
یک موضوع و طرح اولیه وجود داشته باشد تا رمان عشقیشان نوشته شود. این
اشتیاق است که سوخت تمایل آنها را تشکیل می دهد.
دکتر پِرِل اضافه
می کند، "تمایل جنسی خانم ها خیلی بیشتر وابسته به موقعیت، درونی و احساسی
است. اما درمقابل مردها نیازی به اینهمه خیالپردازی ندارند چون س ک س
برایشان بسیار ساده تر و سرراست تر است."
این به آن معنا نیست که
مردها به دنبال صمیمیت، عشق، و رابطه نزدیک نیستند. آنها فقط نقش س ک س را
متفاوت تر می بینند. دکتر پِرِل اینطور توضیح می دهد که، "خانم ها می
خواهند که اول حرف بزنند، نزدیک بشوند، و بعد س ک س داشته باشند اما برای
آقایون س ک س همان رابطه و نزدیکی است. س ک س زبانی است که مردها برای
ابراز احساسات خود استفاده می کنند. س ک س زبان صمیمیت مردهاست."
6. ارگاسم و ارضای جنسی در خانم ها با آقایون متفاوت است.
بااینکه
محققان دریافته اند که تعیین میزان ارگاسم در خانمها درمقابل آقایون کار
دشواری است اما درمورد مدت زمانی که می کشد مردها یا زن ها به ارگاسم برسند
اطلاعات دارند. براساس گفته های پروفسور لومان، برای مردها به طور متوسط
چها ردقیقه از زمان داخل شدن تا ارضاء طول می کشد اما این مدت برای خانم ها
10 تا 11 دقیقه است، البته اگر به ارگاسم برسند.
این یک تفاوت دیگر
بین دو جنسیت است: یعنی چند وقت یکبار در طول س ک س ارگاسم می شوند.
درمیان مردان 75% گزارش میدهند که همیشه به ارگاسم می رسند و این میزان
برای خانم ها 26 درصد است.
7. تمایل جنسی در خانم ها کمتر از آقایون تحت تاثیر دارو است.
ازآنجاکه
تمایل جنسی آقایون درمقایسه با خانم ها مستقیم تر وابسته به بیولوژی است،
جای تعجب نیست که کم بودن تمایل جنسی در آنها راحت تر با داروها درمان شود.
مردها می توانند برای اکثر مشلات جنسی خود از دارو استفاده کنند و نتیجه
بگیرند اما درمورد خانم ها استفاده از دارو برای بالا بردن میل جنسی چندان
موثر نیست.
تستوسترون هورمونی است که در مردها و زن ها به میل جنسی
مرتبط است. اما این هورمون درمردها با میل جنسی پایین سریعتر از زن ها عمل
می کند. در میل جنسی یک عامل هورمونی وجود دارد که درموردها بسیار مهمتر
از خانم هاست.
یک داروی جنسی به نام Intrinsa در اروپا روی خانم ها
خیلی خوب موثر بود اما FDA آن را به خاطر عوارض طولانی مدت احتمالی تایید
نکرد. این مسئله پژوهشگران را به این مسئله متوجه کرد که آیا برای درمان
پایین بودن میل جنسی در خانم ها باید از دارو استفاده شود یا خیر.
پژوهشگران به نتایج یک تحقیق بسیار جامع اشاره می کنند که نشان داد 40 درصد
از خانم ها نوعی مشکل جنسی را گزارش داده اند که بیشتر پایین بودن میل
جنسی بوده اما فقط 12 درصد از آنها نسبت به وضعیت خود احساس ناراحتی
داشتند. باتوجه به کلیه عوامل، پزشکان عقیده دارند که دارو باید آخرین چیزی
باشد که برای درمان پایین بودن میل جنسی در خانم ها استفاده شود، نه اولین
آن.