معرفی آثار باستانی

يافته هاي ارزشمند تاريخي از مسجد صاحب الزمان سجاس
033453.jpg

گروه شهرستانها ـ مطالعه و بررسي مجموعه يي از سكه ها و ظروف فلزي كه در پي كني مسجد صاحب الزمان سجاس خدابنده به دست آمده بود اطلاعات ارزشمندي در اختيار مورخان و پژوهشگران قرار داد.
پرستو قاسمي كارشناس موزه دار ميراث فرهنگي استان زنجان دراين باره گفت، پس از رسوب زدايي اشياي يادشده معلوم شد سكه ها متعلق به دودوره اتابكان آذربايجان (سلجوقي) و دوره صفويه است. بر روي سكه هاي دوره اول اسامي تعدادي از حاكمان شامل جهان پهلوان، ارسلان، ابوبكربن محمد، پيشكين بن محمد كه سالهاي حكمراني آنها بين ۶۰۷ـ۵۶۸ هجري قمري در منطقه آذربايجان بود به چشم مي خورد. نقوش سكه هاي اين دوره كه داراي وزن بين ۱۶‎/۲۰۰ تا ۳‎/۳۵۰ گرم است عبارت است از اسب و سواره، ماهي، نقوش، اسليمي گياهي، خطوط دايره اي و زنجيره اي، نقش پرنده، نيزه با سر سه شاخه و اسب استليزه. سكه هاي مكشوفه دوره صفويه مزين به نقش شير و خورشيدبا وزن ۱۶‎/۴۰۰ تا۱۹‎/۲۰۰ گرم كه به نام فلوس مشهورند داراي تاريخ ضرب بين ۱۱۳۷ تا ۱۱۱۳ هجري قمري است. اين سالها مصادف با سالهاي حكومت شاه سلطان حسين و شاه طهماسب دوم صفوي و محل ضرب آنها شهرهاي كاشان، اصفهان، قزوين و رشت بوده است. قطعات فلزي نيز شامل بدنه، لبه، لوله، حلقه با قطرهاي متفاوت، درپوش و كف ظروف است كه تمامي آنها به صورت عمدي قطعه قطعه شده اند.
مسجد جامع سجاس :
همچنانكه مذكور افتاد , منطقه مورد مطالعه در دوره سلجوقي از رونق بيشتري برخوردار بوده و وجود مساجد جامع سجاس , قروه و قلابر از دوره مذكور گواه بر اين ادعاست .
مسجد جامع سجاس در شهر فعلي سجاس در 12 كيلومتري شمال غربي شهرستان خدابنده قرار دارد. آثار و بقاياي تاريخي در اين شهر بيانگر عظمت آن , در دوره هاي مختلف اسلامي است .
مسجد جامع سجاس را ميتوان يكي از آثار برجسته منطقه دانست . اين مسجد به سبك مساجد شبستاني ساخته شده است , آثار قوسهاي فرو ريخته در جرز شمالي , معلوم مي دارد كه ملحقات و محدثات ديگري با شبستان موجود , مجموعه كاملتري را تشكيل مي داده است .
بناي موجود شبستان گنبد واري است كه به سبك چهار طاقي احداث گرديده و جرزهاي چهارگانه سنگيني گنبد را به عهده گرفته اند. اين مسجد به طور كلي از آجري هايي به ابعاد 5 * 21 * 21 سانتي متر ساخته شده است . گنبد با واسطه چهار فيليوش بر روي جرزهاي چهارگانه استوار گرديده , پا طاق فيليوشها چهارطاق نما متناوبا با قوس پنج او هفت پلان مربع را جهت نشاندن گنبد مدور آماده ساخته و سطح فيليوشها و طاق نماها با اجراي آجركاري به سبك آلت و لغت , تزيينات هندسي جالبي را ايجاد نموده است . بالاي فيليوشها طاق نماهاي زيبايي قطار بندي شده كه بدين وسيله گردي كامل را جهت اجراي عرقچين گنبد فراهم آورده و سطح آنها به سبك آلت و لغت مزين به طرحهاي هندسي است .
گنبد اين مسجد كه از نوع گنبدهاي يك پوششي است با آجر اجرا شده و تزيينات آن منحصرا به نقش ستاره ايراني (ستاره پنج پر) محدود بوده كه از آجر پديدار گرديده است . ورودي كنوني در جرز شمالي تعبيه شده و در جرزهاي غربي و شرقي دو در بزرگ شبيه به ايوان , در ضلع جنوبي محراب مسجد در راستاي قبله با خالي نمودن ديوار ايجاد شده است . قرينه محراب در جرزهاي غربي و شرقي در حد فاصل در بزرگ , تزييناتي نظير محراب انجام گرفته كه تنها جنبه تشريفاتي داشته و به لحاظ تكميل قرينه سازي اجرا شده اند.
اين مسجد از نظر گچ بري و كتيبه ها بسيار ارزنده و قابل توجه است . و چهار كتيبه در آن به چشم مي خورد. ابتدا كتيبه ساقه گنبد است كه به خط نسخ ابتدايي گچ بري گرديده و احتمالا همزمان با احداث بنا بوده است . كتيبه فيليوشها با خط ثلث زيبا رقم گرديده اين كتيبه با توجه به سبك نوشتن احتمال دارد در دوران ايلخاني نوشته شده باشد. زير فيليوشها كتيبه بسيار ارزنده اي به عرض حداقل 50 سانتي متر در گرداگرد مسجد نوشته شده , متن كتيبه سوره 67 قرآن كريم (سوره مبارك تبارك ) است . اين كتيبه از دو خط موازي در بالا و پائين محدود و محصور شده و بالاي خطوط , كتيبه كوچك ديگري به خط كوفي اوايل قرن پنجم نوشته شده است . سوره تبارك كه به خط نسخ خوانا نوشته شده با گچ بريهاي بسيار زيبا و طرحهاي اسليمي بركار مزين گرديده اند. من حيث المجموع كتيبه هاي اين مسجد از نظر سبك و تكنيك گچ بري با كتيبه هاي مسجد جامع قزوين و مسجد جامع قروه قابل مقايسه است .
محراب مسجد سجاس با گچ بريهاي ارزنده متشكل از طرحهاي اسليمي و گياهي طراحي و اجرا شده اند , تزيينات مسجد جامع سجاس با گچ بريهاي مساجد جامع اصفهان , قزوين و قره قابل مقايسه است با توجه به آنچه كه مذكور افتاد اين مسجد متعلق به اوايل قرن پنجم هجري قمري است .
قبرستان تاريخي سجاس كه به قبرستان شهدا معروف گرديده در منتهي اليه سجاس قرار گرفته است . اين قبرستان جايگاه پيكر شهدايي است كه شرافتمدانه با قداره بندان مغولي جنگيده و مظلومانه به شهادت رسيده اند.
سنگ قبرهاي اين شهدا كه مزين به نقوش اسليمي , درخت زندگي , طرحهاي هندسي , اسماالله و سوره قرآني به خط كوفي , نسخ و ثلث است , حجاري شده اند.
وجود تپه ها و آثار تاريخي فراوان در اين منطقه لزوم بررسي و مطالعه را بيش از پيش تاكيد مي نمايد تابتوان سوابق تاريخي منطقه را روشنتر مشخص نمود.

تصویر ذیل نشان سیمرغ بر لباس ابریشمی دوره ساسانیان را نشان می دهد، درست همانند همان لباسی که در نقوش خسرو پرویز و یزدگرد سوم در کرمانشاه و سمرقند دیده می شود.

 
                                                             لباس ابریشمی ساسانی - موزه پاریس
          نقشی از ساسانیان - سمرقند
 
 
 
 
 
 

صحنه شكار گوزن - طاق بستان / تصویر پائین) :

اين صحنه در قابي به طول 80/5 متر و عرض 90/3 متر حجاري شده است . در اين صحنه فيل باناني در سه رديف ، گوزن ها را از طريق دروازه اي كه در سمت راست حصار تعبيه شده به داخل شكارگاه رم مي دهند . اين گوزن ها به دنبال چند گوزن دست آموز كه روباني در گردن دارند ، در حال فرار مي باشند . در درون شكارگاه شاه سوار بر اسب در سه قسمت نمايش داده شده است . در قسمت بالا ، شاه سوار بر اسب ، آماده براي شكار مي باشد . او شمشيري مرصع به كمر آويخته و كماني بر گردن دارد . در پشت سر او زني ديده مي شود كه چتري در بالاي سر شاه گرفته است . در پشت سر شاه ، سه رديف زن نقش شده است دو رديف اول به حالت احترام ايستاده اند و رديف سوم نيز در حال نواختن آلات موسيقي مي باشند . در مقابل شاه عده اي از رامشگران برروي سكويي نشسته اند .

 

 
 

(نقش سوار كار- طاق بستان / تصویر پائین) :

در بخش پائين ديوار انتهاي ايوان ، نقش مرد سواره اي حجاري شده كه حريفي پيش روي ندارد . اين سوار با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ سوار بر اسب قوي هيكلي است . اين شخص كلاه خودي بر سر دارد كه تمام صورت و گردن او را مي پوشاند ؛ به طوري كه فقط چشمان او مشخص است ؛ همچنين بر روي كلاه خود تاجي قرار دارد . بر روي پايه اين تاج ، نواري وجود دارد كه به وسيله دو رديف مهره هاي مرواريدي تزئين شده است . اين نوار در پشت سر به وسيله پاپيوني بسته شده است . همچنين دو رشته روبان افراشته به آن متصل است . حاشيه فوقاني تاج نيز به وسيله شيارهاي عمودي تزئين شده است . در بالاي تاج موهاي سر او به صورت انبوه و بدون پوشش رها شده كه به وسيله يك پاپيون و دو روبان بسته شده است 


اين شخص پيراهن بلندي بر تن دارد كه به وسيله نقش مرغ و ارغن تزئين شده است . بر روي پيراهن زره اي زنجير باف پوشيده كه تا روي زانو ادامه دارد . به دور كمر او كمر بندي بسته شده كه به وسيله طرح هاي دايره اي تزئين شده است . در قسمت پائين كمربند ، حمايلي بسته كه به وسيله طرح هاي هندسي به شكل لوزي و دايره تزئين شده به اين حمايل تيرداني آويخته است 


اين شخص نيزه بلندي در دست دارد و سپر مدوري براي دفاع در پيش رو گرفته است . صورت و سينه اسب به وسيله زره اي تيغه اي پوشيده شده است . بر روي اين زره نيز منگوله هايي آويخته است . همچنين بر روي كپل اسب منگوله اي آويخته است كه بر روي آن نقش انسان سه سر ديده مي شود


بسياري از مورخين و جغرافي نويسان دوره اسلامي چون ابن فقيه ، ابن رسته ، ابودلف و ياقوت حموي نقش اين اسب سوار را خسرو پرويز معرفي كرده اند كه سوار بر اسب معروفش شبديز است.
 
 
 

  

 

پاسخ به ناصر پورپیرار

شهر ساسانی گور

شهر ساساني گور در 50 كيلومتري شرق ميمند و 6 كيلومتري شمال فيروزآباد واقع شده واقع شده است. این شهر نخستين شهر دايره اي شکل ايران محسوب مي شود که به دستور اردشیر بابکان ساحته شده است. کاوش هاي باستان شناسي در اين شهر ساساني براي نخستين بار در سال جاري توسط ديتريش هوف، باستان شناسي آلماني آغاز شده است. اين شهر چهار دروازه اصلي داشته است. اين دروازه ها عبارتند از باب مهر که از طرف شرق باز مي شده است، باب بهرام که از طرف غرب باز مي شده است، باب هرمز که دروازه شمالي محسوب مي شده و در آخر نيز باب اردشير که از طرف جنوب باز مي شده است.

 آرامگاه شاهزادگان ساساني با کف منقوش

 رصدخانه شهر گور:

قدیمی‌ترین رصدخانه ایران، در کنار نقوش رنگی شاهزادگان ساسانی در شهر گور فیروزآباد قرار دارد. این رصدخانه شاهکاری از دانش ایران در آن عصر محسوب می‌شود. پروفسور «دیتریش هوف» در حفاری شهرگور فیروزآباد فارس به سازه‌ای دایره‌ای‌شکل رسید که پس ‌از مطالعه، مشخص شد، قدیمی‌ترین نمونه از رصدخانه‌های به‌دست آمده در ایران و از آن دوران ساسانی است. نمونه‌های همانندی از این سازه در دهلی و جیپور هند هست؛ ولی باتوجه به این‌که رصدخانه مراغه مربوط به دوره ایلخانان مغول و نزدیک سیصد سال پس‌از رصدخانه شهرگور بنا شده است، این سازه، قدیمی‌ترین رصدخانه ایران به‌شمار می‌رود.

 برج ستاره‌شناسی پیدا شده در شهر گور، از خشت و گل و کاملاً تندرست است. قطری نزدیک ۶۵/۵ متر دارد که روی آن، ۱۲ نشانه از علامت‌های بکار گرفته شده در اندازه‌گیری‌های رصدی و سکوهایی نموداری، هست.حتمال می‌رود که سازه دایره‌یی‌شکل شهر گور برای نصب دستگاه‌های سینوسی به‌کار می‌رفته و بلندی دیواره‌های آن که بدون سقف بنا شده، نزدیک ۶۵ سانتی‌متر بوده است.

 

۱) از جمله یافته های مهم باستان شناسی در شهر گور، کشف دروازه تخت نشین بوده است که شباهت زیادی به سر درهای تخت جمشید دارد.

 

۲) نقش یکی از شاهزادگان ساسانی بدست آمده از شهر گور

 

 

۳) برای نخستین بار کف منقوشی از اوایل دوره ساسانی در شهر گور بدست آمد.

 

 

۴) چهار شاهزاده ساسانی برای اولین بار روی یکی از دیوارهای بدست آمده از این شهر کشف شد.

 

 

۵ ) این چهار شاهزاده را دو زن و یک مرد جوان به همراه نوجوانی تشکیل می دهند. سبک این نقاشی ها تاثیر نقاشی اشکانی را نشان می دهد.

 

۶) رنگ های به کار رفته در این کف همچنان سالم هستند و توجه ساسانیان را به استفاده از رنگ های متنوع در معماری نشان میدهد.

  

۷- نمایی از شهر ساسانی گور

 

 

Metropolitan Museum Of Art

 

موزه هنر متروپليتن

 

 

 

باستيون فرهنگ ، واقع شده در پارك مركزي شهر نيويورك همان موزه ي هنر پايتخت است . اين مجموعه شامل محدوده اي است كه در امتداد خيابان هاي هشتاد تا هشتاد و چهارم شرقي گسترده شده ؛ بنايي كه در سال هاي 1874 تا 1880 توسط كالورت وكس به عنوان يك بناي مهيج گوتيك طراحي شد و دوباره به گونه اي نامطلوب به وسيله ديگر مهندسان توسعه يافت .

 

 

  

افزايش تعداد آثار هنري و نفوذ و اعتبار موزه و در نتيجه ، احساس نياز به ساختماني بزرگ تر با طرح و ظاهري منسجم تر ، سبب شد تا «ريچارد موريس هانت » رييس دفتر ساختماني نيويورك ، انتخاب شود تا به يادماندني ترين اثر خود را ارائه دهد ، هر چند او زنده نماند تا پايان كار خويش را ببيند .

 

 

 

Richard Morris Hunt

ريچارد موريس هانت

 

 

 

 آثار تحصيل هانت ، اولين مهندس آمريكايي كه در مدرسه بوزار ( هنرهاي زيبا ) فرانسه تحصيل كرد ، در طرحش كاملا مشخص است ؛ چرا كه طرح او يادآور بناهاي تاريخي عظيم شهر پاريس مي باشد .

 

 

 

اين طرح شامل يك ورودي مركزي بسيار بزرگ بود كه شعبه هاي آن ، محوطه ي موزه را در بر مي گرفت . عمليات ساخت ورودي اصلي در سال 1902 توسط پسر هانت ، ريچارد هالند هانت به اتمام رسيد . راهروي عريض

جلويي و نيز ورودي طاق دار بنا كه در دو طرف ،داراي ستون مي باشد ، موجب شده كه مجموعه ، اقتدار و شكوهي خاص يابد ؛ در حالي كه مجسمه هاي مداليون متعلق به رؤساي پيشين موزه به همراه آثار موسيقي و معماري ، به اين بناي تاريخي خاصيت و ر وح هنري بخشيده است .

 

 

 

در نتيجه افزايش آثار هنري و احساس نياز به توسعه فضا ، در سال 1906 ، مك كيم ، ميدووايت چند بال به كناره هاي موزه افزودند كه اين توسعه ها در دهه هاي هفتاد و هشتاد نيز ادامه يافت . در جريان اين توسعه ها معماراني چون كوين روش و جان دينكلو ديوارهاي شيشه اي مشبكي در برابر ساختمان سنتي و اصلي مجموعه قرار دادند كه انعكاس بنا در ديوارهاي شيشه اي به آن جلوه اي خاص بخشيده است .

 

 

 

اگرچه چراغ ها و سايرضميمه هاي ظريف كه جديدا نصب شده اند ، به نوبه خود قابل توجه هستند ، اما تالار اصلي بناي هانت حقيقتا هنوز هم يكي از اماكن پرابهت شهر نيويورك است .

 

 

   قلمزنی روی مس و برنج

هنر قلمزني سوابق ممتد و طولاني دارد. اين هنر گرانمايه و زيبا كه بيانگر فرهنگ و تمدن قوم ايراني است ابتدا به صورت حجاري در بدنة كوهها و روي سنگهاي ساختماني كاخهاي پادشاهان و بناهاي تاريخي و حتّي در دوران غارنشيني ديده شده است. بعدها هنر حجاري، تبديل به حكاكي و سپس قلمزني گرديده و نقوش و تصاوير از روي سنگهاي ساختمانها و بدنه كوهها به روي سنگهاي قيمتي مخصوصاً عقيق منتقل گرديد و «حكاكي» ناميده شد. عاقبت فلزات از جمله طلا و نقره و مس و برنج و فولاد زمينه اصلي اين نقوش و خطوط زيبا و دلپسند قرار گرفته و هنر «قلمزني» نام گرفت.

لفظ «قلمزني» معناي متعددي دارد. اين لغت در فرهنگ معين چنين معنا شده است: «نويسندگي، نقاشي و يكي از هنرهاي زيبا است و آن ايجاد نقوش جانوران و گياهان و طرحهاي مختلف است بر روي نقره يا فلزات ديگر. در هنگام عمل، استاد به وسيله قلمي فلزي و يا منقاش نوك‌ تيز فولادي كه داراي دسته‌اي چوبي است كار مي‌كند. دكتر معين پس از اين تعريف، اين بيت را از «زلالي» آورده است:

به طرح خويش حيرت زند دست                          كه از هيچش قلمزن نقش چون بست

پرويز بهنام باستان شناس ايراني، قدمت برنزهايي را كه نقوش زيبا بر روي آن نقش بسته و در حفاريهاي باستانشناسي به دست آمده مربوط به اقوامي دانسته كه قبل از هخامنشيان در ايران زندگي مي‌كرده‌اند. او نوشته است كه اين اشياء بيشتر در نواحي لرستان و كردستان يافت شده و محل كشف آنها را كه اغلب از جنس سفال يا فلز منقش بوده، علاوه بر ناحية لرستان، مربوط به دامنه‌هاي كوههاي زاگرس دانسته و اضافه كرده است كه در زمان فرمانروايي ايلاميها، اطراف كوههاي زاگرس به نام ناحية «آنزان» شناخته مي‌شده كه به چهار قسمت تقسيم شده بود.

حال با توجه به اين سخن پرويز بهنام و همچنين اعتقاد هرتسفلد مستشرق آلماني كه گفته است ابتدا، نام اصفهان «آنزان» بوده و سپس به «گابيان» تبديل يافته و از زمان هخامنشيان به بعد ابتدا به «گي» و سپس به «جي» تبديل شده است؛ اگر اين دو آنزان يكي باشد، سندي معتبر از قدمت هنر حكاكي و قلمزني در اصفهان محسوب مي‌شود كه از دوران قبل از هخامنشيان، بدان مي‌پرداخته‌اند و اين سخن با يادآوري اينكه زردكوه بختياري نيز جزو ارتفاعات شرقي جبال زاگرس يعني همان «آنزان» (به گفتة پرويز بهنام) به حساب مي‌آيد؛ بيش از پيش به واقعيت نزديك مي‌شود.

از دوران ساسانيان نيز اشياء فلزي نفيس زيادي در موزه‌هاي مهم جهان موجود است كه نقوش بسيار زيبايي از حيوانات و پرندگان و گياهاني و مجالس بزم و رزم و رقاصه‌ها و نوازشگران متعددي با آلات موسيقي سنتي آن عصر بر روي طلا و نقره نقش بسته است كه مايه اعجاب و تحسين هنرشناسان جهان است.

محمدتقي مصطفوي، رئيس موزة ايران باستان در مجله «نقش نگار» نوشته است كه از ظروف نقره فراوان عهد ساساني كه نقوش شاهنشاهان و صحنه‌هاي رزم و شكار و بزم و موضوعهاي مختلف ديگر را در بردارد، مجموعه‌اي افسانه‌اي مشتمل بر بيش از هزار پارچه، در موزة «ارميتاژ» لنينگراد نگهداري مي‌شود و نمونه‌هاي مختلف ديگري هم در موزه‌هاي اروپا و آمريكا و تعداد نوزده قطعه نيز در بيست سالة اخير، يعني تا سال 1336 در موزة ايران باستان جمع‌آوري شده است كه از مهمترين نفايس تاريخي موجود در داخل كشور باستاني ايران به شمار مي‌رود

در بين اين ظروف چهار ظرف بسيار نفيس وجود دارد كه لباس و آلات موسيقي و حركات رامشگران عهد باستان را نشان مي‌دهد. يكي از اين چهار ظرف تنگ نقره بسيار زيبايي به ارتفاع 5/26 سانتيمتر است كه قطر دايرة قسمت بزرگتر تنگ 25/14 سانتيمتر است

و در چهار سمت تنگ، چهار حالت مختلف از بانوي هنر پيشه‌اي را در هنگام رقص مي‌نماياند:

1- در يك حالت شاخه گلي در دست راست و ظرفي محتوي دانه‌هاي ميوه بر دست چپ گرفته و در دو طرف وي روباه و قرقاولي ديده مي‌شود.

2- در تصوير ديگر حلقه‌اي به دست راست و گلي در دست چپ بانو قرار دارد و با توجه به اينكه در اين تصوير، حالت رقص با نوك پا مجسم گرديده به خوبي مي‌توان پنداشت كه حلقه‌هاي دست راست چون قاشقكي به كار مي‌رفته كه با آهنگهاي مقطع متناسب با چنين رقصي مي‌نواخته‌اند.

3- تصوير ديگر شاخة بلند درختي داراي گل و برگ، در دست راست و عودسوزي به دست چپ گرفته است در دو طرف وي نيز كبك و تذروي ترسيم شده‌اند.

4- تصوير چهارم پرنده‌اي را در دست راست، به سمت بالا نگاه داشته و با دست چپ روباهي را از دُم گرفته و آن را حركت مي‌دهد. در اين حالت باز هم تصوير كبك و تذرو در دو جانب وي ديده مي‌شود. حاشيه‌هايي از برگهاي مو دور و بر هر چهار تصوير نقش بسته است و اين توّهم را ايجاد مي‌نمايد كه در موسم انگور چيني مجلس بزمي در تاكستان ترتيب داده شده و روباه را كه آفت انگور است، به دام انداخته و ضمن حركات مختلف رقص، تنبيه مي‌كند. حركت رقص هنرپيشه نوعي عمليات بندبازي توأم با بازي با حيوانات را نمايش مي‌دهد كه طي آن حيوان را در هوا پرتاب كرده و دوباره مي‌گيرد.

از ويژگيهاي هنر قلمزني در دورة ساساني كه بيشتر به صورت برجسته بر روي طلا و نقره بوده، نقش حيوانات بالدار يا سرِ شير و اژدها و انواع گل و مرغهاي مختلف و صورت رقاصه‌ها در حال رقص با آلات موسيقي و نوازشگران و مجالس رزم و بزم و شكارگاههاست.

قلمزني در دوران بعد،  يعني در دوران اسلامي تغييرات قابل توجهي نكرده و از نظر جنس و طرز كار و نقوش و بلكه فرم، با قرنهاي گذشته و حتي دوره ساساني تفاوت فوق‌العاده‌اي نداشته است تحول جزيي آن نيز به طور آرام و ملايمي صورت گرفته كه هر بينندة صاحب ذوقي به آساني مي‌تواند تداوم روشها را در سراسر دوران اسلامي و قبل از آن در اشياء دريابد. در دوران ديليميان در نقوش قلمزني، نوع پيچيدگي به صورت حلقه‌هاي مجزا يا متداخل پيدا شد كه در داخل آنها نقوش حيوان و گياه القا گرديده است. در دوران بعد نيز حيواناتي بهصورت روبه‌رو يا پشت به پشت، در طرفين درخت ديده مي‌شوند. موضوع حملة شير به گاو يا حيوانات ديگر نيز از دورة ساساني باقي مانده است. در دوران صفوّيه و قاجاريه نيز جز نقوشي از شاهنامه و نظامي گنجوي و آثار و بناهاي تاريخي و اشعار كوتاه اعم از غزل و رباعي تغيير قابل توجهي نداشته و اصل نقوش، به همان صورت اسليمي، در طرحهاي مختلف و گل و مرغ و حيوان و انسان خلاصه شده است. اما به جاي خط ميخي يا اوستايي و پهلوي از خط زيباي نستعليق و به مناسباتي هم از نسخ استفاده شده است كه خط نسخ بيشتر در نوشتن ادعيه يا جملاتي از قرآن كريم و نقوش ديني و اسلامي ديگر كاربرد داشته است.

هنر قلمزني از ديرباز در اصفهان رواج كامل داشته و اشياء قلمزده قديمي از دوران هاي مختلف زينت بخش موزه ها و مجموعه هاي خصوصي است. اين هنر در حقيقت نوعي حكاكي بر روي فلزات است. در اين صنعت ديرپاي دستي نقوش يا طرح هائي بر سطح اشياء فلزي كنده مي شود. ابزار كار هنرمند قلمزن تعدادي قلم هاي مخصوص و چكش است. قلمزني در ايران از سابقه اي طولاني برخوردار است.

با توجه به بررسي هاي پژوهشگران سابقه تاريخي اين هنر به (سكاها) مي رسد كه در حدود پنج هزار يا هفت هزار سال پيش در قفقاز زندگي مي كرده اند. از اين قوم آثار بسياري بدست آمده كه اكثر از طلا و نقره و برنز مي باشند.

از اساتيد برجسته اين هنر حاج محمد تقي ذوفن، حاج سيد محمد عريضي، ابراهيم دائي زاده را مي توان نام برد. استاد رجبعلي راعي نيز از هنرمندان خلاق و مبتكر اين هنر است كه تابلوهاي بسيار مشهور و نفيسي در زمينه داستانهاي قرآني، تاريخي و آثار حماسي و برجسته كردن برخي كارهاي كمال الملك بوجود آورده است. در حال حاضر، اشياء قلمزده هنرمندان اصفهاني مانند سيني و گلدان و مجموعه هاي بزرگ مسي و برنجي و قوطي سيگار و جاي نمك و قاب عكس و انواع ظروف بشقاب كه با طرحهاي بسيار زيبا بصورت جُندكاري قلمزني شده موزه ها و مجموعه هاي خصوصي را زينت مي بخشند.

 

تمام حقوق این سایت متعلق به سایت شهر اصفهان می باشد
طراحی شده توسط شرکت فرابرد شبکه

 

 

               

       

 

 

 

 

ویژگیهای حمام علی قلی آقا

این حمام مانند دیگر بناهای تاریخی ایران دارای معماری با ارزش و در نوع خود قابل توجه است.

از نکات بسیار با اهمیت آن قرار گیری این حمام در دل یک بافت محله با عناصر متفاوت است .

فضاهای این حمام عبارتند از فضاهای اصلی شامل : بینه - میاندر - گرمخانه و  چال حوض  و

و فضاهای خدماتی شامل :ورودی هشتی - نوره کش خانه - خزینه و ... فضاهای تاسیساتی مانند

انبار سوخت - گاو رو (محل کشیدن آب از چاه )و کانالهای گربه رو (محلهایی به صورت کانال در زیر

فضاهای حمام قرار گرفته که ضمن رد شدن تنبوشه ها (لوله های سفالی انتقال آب) حرارن را نیز

به کف حمام منتقل می کردند ) میشود.

آب این حمام از جایی تآمین می شده که از نهر مادی منشعب از آب زاینده رود بوده است .

حمام علی قلی آقا  دارای تزئینات و نقاشی های از سه دوره تاریخی صفوی با تلفیقی از کاشیکاری

و آهکبری - نقاشی و کاشیکاری قاجار - و نقاشی کوچه بازاری دوره پهلوی است . که این مجموعه

تزئینات از جاذبه های بسیار در خور توجه این حمام تاریخی است .

از آنجا که این بنا پس از احداث در دوره های بعدی نیز مورد استفاده قرار میگرفته تعمیرات  ویا الحاقاتی

به صورت نا درست  در بنا صورت پذیرفته است که در هنگام مرمت تمامی آنها اصلاح شده و با لایه

برداری بین سه تا پنج  لایه پس از رسیدن به اولین لایه تزئینات دوره های مختلف حمام قابل دسترسی

باشد .

نقل از وبلاگ معماری   bbk.blogfa.com

در محله بيد آباد نزديك چهارسوي قديمي مجموعه بناهايي وجود دارد كه به نام عليقلي آقا مشهور است. عليقلي آقا يكي از خواجه سرايان نيكوكار زمان شاه سلطان حسين صفوي بود كه در زمان حيات، مسجد و بازار و سرا و چهار سوي زيبايي به نام خود ساخت.

در جلو مسجد عليقلي آقا مادي فدن يا فدا عبور مي كند و سردر مسجد به طرف مغرب است. مسجد صحن نسبتاً كوچك و زيبايي دارد و شبستان آن با كاشيهايي از نوع گره كاري تزئين شده است. كتيبه سردر به خط ثلث قهوه اي رنگ به خط علي نقي امامي و تاريخ 1122 هجري قمري است.

در اين كتيبه به نام شاه سلطان حسين و عليقلي آقا اشاره شده است. شبستان زيبا و نفيس مسجد در شرق حياط قرار دارد و بر كتيبه آن با خط نستعليق سفيد بر زمينه كاشي لاجوردي اشعاري نوشته شده است. مفاد اين اشعار حاكي از اين است كه شبستان در سال 1297 هجري قمري زمان سلطنت ناصرالدين شاه قاجار به مسجد الحاق شده است. خطاط اين كتيبه عبدالجواد و استاد كاشيكار آن محمد اسماعيل است.

در جنوب ايوان محراب زيبايي است كه ازاره آن سنگ مرمر و ديوارهاي بالا با كاشيكاري معرق تزئين شده است.

مسجد عليقلي آقا يكي ديگر از آثار نفيس اواخر عصر صفوي است كه به همت و پايمردي افراد نيكوكار ساخته شده است. اين مسجد به لحاظ وجود خطوط زيباي ثلث و نستعليق مربوط به عصر صفويه و قاجار و كاشيكاري نفيس يكي از بناهاي ارزشمند اصفهان به شمار مي رود.

در مقابل مسجد حمام عليقلي آقا واقع شده كه قسمت اعظم آن ويران گرديده و مقداري از كاشيهاي نفيس آن به كاخ چهلستون انتقال يافته است

نقل: از پرتال اصفهان

شنايي مختصر با شهرهاي استان گيلان


رشت محل توليد انواع گوناگون صنايع دستي ساخته شده از چوب است و در قلابدوزي نيز شهرت بسزايي دارد . لازم به توضيح است كه شهر رشت پر جمعيت ترين شهر ناحيه معتدل خزري و مركز استان گيلان محسوب مي شود. جاهاي ديدني و آثار تاريخي رشت عبارتند از باغ محتشم ( پارك قدس فعلي)،  مجموعه بلديه ( شهرداري)، مسجد صفي ( مربوط به قرن نهم هجري و منسوب به صفي ميرزا پسر شاه عباس صفوي ) , مسجد حاج صمد خان ( واقع در خيابان باقر آباد فعلي )، موزه رشت ( تأسيس در سال 1349)، بقعه امام زاده هاشم از نوادگان امام موسي كاظم عليه السلام ( در 30 كيلومتري جاده رشت _ تهران) و آرامگاه ميرزا كوچك خان جنگلي ( در سليمان داراب رشت ) . علاوه بر اينها مساجد و بناهاي زيباي بسياري در جاي جاي اين شهر بچشم مي خورد كه بعضا داراي قدمت زيادي نيز مي باشند .

شهرستان لاهيجان

لاهيجان با 1812 كيلومتر مربع وسعت و جمعيتي بالغ بر 220000 نفر شهري زيبا و حاصلخيز است و از تاريخي روشن و پرافتخار برخوردار مي باشد . اين شهر با بهره گيري از زيباييهاي مايه گرفته از طبيعت بكر منطقه چهره اي بس دلفريب و ديدني دارد . محصول عمده اين شهر چاي است. شهرستان لاهيجان نيز داراي جاهاي ديدني و آثار تاريخي زيادي مي باشد كه از آن جمله مي توان به بقعه شيخ زاهد گيلاني (مربوط به قرن هشتم هجري واقع در جاده لاهيجان - لنگرود)، بقعه چهار اوليا (مربوط به دوره تيموريان واقع در ميدان سردار جنگل ) بقعه ميرشمس الدين    ( پسر امام كاظم عليه السلام, (مسجد اكبريه، حمام گلشن , شيطان كوه اشاره كرد

چای لاهیجان

بقعه شیخ زاهد گیلانی

شهرستان لنگرود

لنگرود با وسعتي حدود 900 كيلو متر مربع و جمعيتي بالغ بر 140000 نفر در فاصله 50 كيلو متري رشت , در دشت باز وسيعي واقع شده كه با دريا حدود 10 كيلو متر فاصله دارد . چمخاله يكي سواحل زيباي اين خطه محسوب مي شود كه در پانزده كيلومتري شهرستان لنگرود واقع شده و ساحل نيلگون و آرام آن استراحتگاه مسافران بسياري در فصل تابستان است. از آثار تاريخي لنگرود مي توان پل خشتي (مربوط به دوره تيموري و صفوي ) , مسجدجامع ( درب اين مسجد مربوط به سال 1001 هجري قمري مي باشد ) , منطقه كوهپايه اي ليلا كوه و شهر كومله با گستره وسيع مزارع چاي و برنج را نام برد.

لنگرود

شهرستان رودسر

رودسر در 13كيلو متري شرق لنگرود واقع شده و داراي جمعيتي در حدود 120000 نفر مي باشد . اين شهر از يك طرف به دريا و از طرف ديگر به جنگل و كوهستان متصل است . از انواع صنايع دستي اين شهرستان , چادر شب ابريشمي و نمد بسيار معروف است . سواحل چابكسر و كلاچاي , جاده رودسر و پل خشتي رودسر , سفيد آب در منطقه رحيم آباد رودسر , روستاي سرو لات چابكسر , چشمه آب معدني , سجيران در منطقه اشكورات رحيم آباد و مناطق ييلاقي و سر سبز املش سفلي و عليا از جاذبه هاي جهانگردي رودسر به شمار مي روند.

رحیم آباد 

شهرستان تالش

با 3672 كيلومتر مربع وسعت وسيعترين شهر استان گيلان است . جمعيت آن در حدود 270000 نفر مي باشد . داراي مناطق بديع و زيباي كوهستاني است و طبيعت بكر و دست نخورده آن جايگاه دل انگيزي براي انسانهاي آرزومند طبيعت است. جوراب بافي و جاجيم بافي از ابريشم از انواع صنايع دستي اين شهرستان بشمار مي آيد. جاهاي ديدني شهرستان تالش عبارتند از : قريه سلسال مربوط به دوران اسماعيليه درقريه ليسار تالش , مسجد سفيد مربوط به دوران سلجوقيان در شهر تالش , منطقه آق اولر در 32 كيلومتري اين شهر كه جزو مناطق سياحتي درجه يك كشور محسوب مي شود , جاده اسالم به خلخال و مناطق ييلاقي لرزه در مسير خلخال و سواحل زيباي كيسم . در شهرستان تالش هر سه قوم گيلك , تالش و ترك بسر مي برند و از نظر مذهب , عده اي از جمعيت آن را اهل تسنن تشكيل مي دهند كه از نظر تعدد نژاد و مذهب در كل ناحيه معتدل خزري بي مانندند .

کوههای تالش

شهرستان آستارا

آستارا شهري مرزي است كه با جاده اي كوهستاني به شهر اردبيل متصل است اين شهر براي ايرانگردان و جهانگردان از نقاط ديدني استان گيلان محسوب مي شود . جمعيت آستارا در حدود 70000 نفر مي باشد . از عمده ترين صنايع دستي اين شهر گليم بافي و جاجيم بافي مي باشد . باغ عباس آباد , مرداب استيل ( هر دو واقع در كيلومتر 4 جاده آستارا _ انزلي ) , بقعه امام زاده ابراهيم ( كيلومتر 6 جاده آستارا _ انزلي)  , بقعه تاج الدين محمود خيوي ( مربوط به سال 732 ه . ق واقع در روستاي بيجاربين ) و بسياري زيباييهاي بكر طبيعي از جمله ديدنيهاي شهر مرزي گيلان هستند .

شهرستان آستانه اشرفيه

اين شهرستان در مدخل منطقه بيه پيش (منطقه شرق گيلان ) واقع شده است . از مراكز عمده توليد بادام زميني و گياهان معطر دارويي است و بارگاه رفيع سيد جلال الدين اشرف برادر گرامي امام رضا (ع ) هشتمين اختر تابناك امامت و ولايت در اين شهر قرار دارد . جمعيت اين شهر طبق آخرين آمار سرشماري حدود 114000 نفر مي باشد . رودخانه بزرگ سفيد رود با جنگلها و مزارع كشاورزي در كنار اين شهرستان قرار دارد . بندر كياشهر , شيلات و اسكله ماهيگيري از مناطق ديدني اين شهر است .

شهرستان رودبار

رودبار در 70 كيلومتري رشت در مغرب سفيدرود بر سر راه تهران به رشت واقع شده است . شهري است تاريخي در ميان جنگلهاي سبز و خرم و درختان زيتون كه بر روي تپه هاي مشرف به رودخانه سفيدرود قرار گرفته است . جمعيت اين شهر طبق آخرين آمار سرشماري حدود 120000 مي باشد . مناطق ديدني اين شهرستان , تپه مارليك ( مربوط به هزاره اول قبل از ميلاد واقع در روستاي رحمت آباد ) , گردكول ( به معني تپه گرد , مربوط به هزاره اول قبل از ميلاد واقع در 126 كيلومتري توتكابن ) , پنج تپه ( اوايل هزاره قبل از ميلاد در روستاي رحيم آباد ) , تپه كلشي ( مربوط به دوران پارت يا ساساني)  , كاروانسراي شاه عباسي ( مربوط به دوران صفوي واقع در رودبار - 2 كيلومتري امام زاده هاشم ) , منطقه عمارلو با راه هاي پر پيچ و خم كوهستاني و دره هاي عميق پوشيده از گل و گياه (60 كيلومتري رودبار ) مي باشد .

شهرستان فومن

شهرستان فومن در فاصله 27 كيلومتري جنوب غربي رشت در منطقه جلگه اي قرار گرفته است . جمعت آن در حدود 15000 نفر است . پارچه بافي از مهمترين صنايع دستي اين شهرستان است . از جاهاي ديدني اين شهرستان شهرك ماسوله ( 35 كيلومتري فومن ) , قلعه رودخان ( مربوط به دوران سلجوقي در 20 كيلومتري فومن ) و ويرانه هاي قصر دادكوه مي باشد .

شهرستان صومعه سرا

شهرستان صومعه سرا با جمعيت حدود 140000 نفر و با وسعت 618 كيلومترمربع در غرب شهرستان رشت واقع شده است . از نظر پرورش كرم ابريشم و كشت توتون در ايران موقعيت ممتازي دارد و از نظر صيفي كاري رتبه اول را در گيلان حايز است . روستاي كسما در اين شهرستان , مركز فعاليتهاي نهضت جنگل بود . مناره آجري مربوط به دوران سلجوقي و قصر قديمي سلسله جادو در نزديكي اين شهرستان قرار دارد .امامزاده ابراهيم شفت از جاهاي ديدني اين شهرستان است .


مسجد جامع فرومد شاهرود ، شاهکار معماری ایرانی اسلامی


این بنا یکی از آثار ارزشمند معماری دوره خوارزمشاهیان در ایران به شمار می رود . بنا در مساحتی حدود ۸۲۰ متر مربع با نقشه دو ایوانی ساخته شده و متشکل از دو ایوان شمالی و جنوبی ، دو ایوانچه در طرفین ایوان ها ، شبستانی در ضلع شرقی ایوان جنوبی و احتمالاً شبستانی به قرینه آن در ضلع غربی ، دو رشته رواق در طرفین صحن ، اتاق گنبد دار چهار گوش در ضلع غربی ایوان شمالی و سردری مزین است .

سردر ورودی مسجد ، در ضلع شمالی بنا قرار گرفته و مزین به تزئینات غنی و زیبای آجرکاری، گچبری و کتیبه هایی چند است. این سردر به صورت ایوانی با قوس شکسته است که در حاشیه داخلی آن، دو ستون نمای آجری اجرا شده است. این ستونها در پایین بر روی سکوی طرفین سر در قرار گرفته و در بالا به سر ستون مکعب شکل پایان می پذیرد. در طرفین این ستون نماها نیز تزئینات آجری تراش به شکل هشت ضلعی منتظم که در فضای خالی داخل شعاعهای آنهاسفال مهری با نقش گیاهی نشانده اند و گچبری هایی با نقوش هندسی وجود داشته که بخش اعظم آن فرو ریخته است.پیشانی سردر نیز دارای تزئینات گچبری است. دیواره های داخلی سردر با تزئینات گچبری به شکل مربعهای کوچک و پوشش طاقی سردر با گچبری و مقرنس تزئین شده است. در پاکار طاق سردر، کتیبه ای سرتاسری به خط نسخ و در زمینه تزئینی گچبری شده است مضمون این کتیبه آیات قرآنی است که به شدت آسیب دیده است. در انتهای سردر ورودی درگاه کوتاهی به ارتفاع ۵/۱متر قرار دارد.وضعیت درگاه نشان می دهد که در دوره های متأخرتر، آنرا کوچک و کوتاه کرده اند پس از سردر، دالانی به عرض حدود ۵/۲ و طول ۶ متر قرار دارد که از طریق آن به صحن و شبستان جانبی میتوان راه یافت. صحن مسجد به شکل مربع مستطیل، در جنوب و شمال با دو ایوان بزرگ و در غرب و شرق با بقایای رواقهای جانبی محدود می شود. ایوان بزرگ و جنوبی مسجد به عرض ۶۲/۶و عمق ۲۵/۱۱ متر، از ایوان مقابل بزرگتر و مرتفعتر است. این ایوان با قوسها و طاق گهواره ای عرضی و نیم گنبد انتهایی پوشش یافته است. در دیواره های ضلع غربی و شرقی ایوان درگاههایی با پوشش یافته است. در دیوارههای ضلع غربی و شرقی ایوان درگاههایی با پوشش طاقی تعبیه شده که به فضاهای جانبی راه پیدا می کند. در دو طرف ایوان دو ستون نما ساخته شده و بر روی آنها آجرهای حاشیه داخلی قوس ایوان مشبک قالب زده به ابعاد ۲۰*۲۰ سانتی متر کار کرده اند . از فراز ستون نمای پایه ایوان غربی، کتیبه های کوفی آمیخته با نقوش اسلیمی و گیاهی آغاز می شود و بر روی ستون نمای پایه شرقی خاتمه می پذیرد. این کتیبه به شدت آسیب دیده، با این حال متن آن طبق معمول، آیاتی از قرآن بوده است. نمای ایوان با تزئینات آجری پیش بر و قالب زده با نقوش هندسی و گره مزین شده است. بر دیوار شرقی ایوان،محراب گچبری با نقوش هندسی، گیاهی و زنجیره ای شکل و کتیبه کوفی قراردارد که متن کتیبه آن سوره «اخلاص » است. در ضلع جنوبی ایوان نیز محراب گچبری و رنگ آمیزی شده ای قراردارد که منقوش به طرحهای هندسی، گیاهی، اسلیمی و کتیبه ای قرآنی به خط کوفی و نسخ است. متن کتیه نسخ آیه ۱۱ سوره « مریم » است. بخش فوقانی ضلع جنوبی ایوان و انتهای پوشش نیم گنبد آن، با مقرنس کاری زیبایی گچبری شده و با نقوش اسلیمی، گیاهی، و هندسی تزئین شده است. در میان یکی از مقرنسها ی ردیف اول، یک مستطیل و در میان آن عبارت « عمل علی بن ابوالحسن بن محمود الجامی ( الحاجی) الشهرستانی» نام معمار یا استاد کار تزئین بنا اجرا شده است در طرفین ایوان جنوبی، دو ایوانچه ساخته شده که بر پیشانی آنها نقوش هندسی، گیاهی و اسلیمی گچبری شده و بخش عمده آنها فرو ریخته است. در نمای قوس بیرونی ایوانچه ها کتیبه ای به خط کوفی مشبک مشجر گچبری شده که متن کتیبه ایوانچه شرقی، آیه ۳۱ سوره «اعراف» است. در پاکار طاق ایوانچه غربی، کتیبه دیگری به خط نسخ متمایل به ثلث نوشته شده است ایوان شمالی بنا دقیقاً با ایوان جنوبی هم محور نیست. ارتفاع این ایوان ۱۲ ، عرض آن ۵۰/۶ متر و عمق آن ۵۲/۷ متر است.در حاشیه قوس ایوان، دو ستون نما و بر روی آنها، آجرهای مشبک پیش بری به شکل متوازی الاضلاع کار کرده اند. از بالای ستون نمای ضلع شرقی ایوان، دو کتیبه مجزا شروع می شود. که بر روی ستون نمای ضلع غربی خاتمه می یابد. کتیبه اول به خط کوفی مشبک مشجر و کتیبه اول به خط کوفی مشبک مشجر و کتیبه دوم به خط نسخ متمایل به ثلث است. که هر دو به شدت آسیب دیده اند.تزئینات نمای آجری، منقوش به نقوش هندسی گیاهی است.





تزئینات داخل ایوان مشتمل بر کتیبه سرتاسری قرآنی به خط نسخ متمایل به ثلث است که در زمینه تزئین گچبری شده است. بدنه ایوان گچکاری بوده که فرو ریخته است. سطح پوشش نیم گنبد انتهای ایوان، با گچ مقرنس کاری شده و اکنون تنها داغ آنها برجاست.

در بالای کتیبه سرتاسری فوق الذکر، در دو طرف یک طاقنمای گچبری شده با نقوش گیاهی دیده می شود که در چهار طرف آن کتیبه ای به خط کوفی تزئینی مشجر وجود دارد. بخش عمده تزئینات مزبور و کتیبه های آسیب دیده است با این حال متن کتیبه قرآنی در پیرامون طاق نمای روی دیوار شرقی آیات ۲ و ۳ سوره نصر – قابل خواندن است. در طرفین این ایوان نیز دو ایوانچه ساخته شده است ایوانچه شرقی مدخل ورود به یک اتاق مربع شکل با سقف گنبدی است. بر پیشانی این ایوانچه ها ، تزئینات زیبای آجرکاری به صورت یک شش وجهی به چشم می خورد که در وسط آنها قطعات کاشی فیروزه ای نشانده اند و در طرفین ایوان شمالی ، دو دیوار که روی هر کدام دو طاق نما با تزئینات آجری و نقوش هندسی با تلفیق کاشی فیروزه ای و آبی لاجوردی است دیده می شود که صرفاً ، جنبه تزئینی دارد . در ضلع شرقی و غربی صحن بقایای رواقی مشتمل بر جرز ها و قوس ها و دهنه های بر جای مانده که با تزئینات زیبای گچبری و نقوش گیاهی و اسلیمی تزئین شده اند . در پاکار طاق این رواق ها ، کتیبه هایی به خط نسخ متمایل به ثلث مشاهده می شود که مضمون آنها احادیث و شعائر اسلامی است . مسجد فرومد فاقد هرگونه کتیبه تاریخی و مدارک مستند تاریخی است با این حال با توجه به شیوه معماری – نقشه دوایوانی و پوشش ایوانها و تزئینات بنا – کاربرد وسیع آجرتراش با تلفیق کاشی های فیروزه ای و لاجوردی – و مقایسه آن با دو بنای تاریخ دار دوره خوارزمشاهیان یعنی مسجد جامع گناباد و مسجد ملک زوزن ، می توان آن را از آثار اوایل قرن هفتم هجری دانست . این بنا در دوره اخیر تعمیر و مرمت شده و به شماره 345 به ثبت آثار تاریخی رسیده است .

اندازه این تصویر تغییر داده شده است.بر روی این نوار کلیک کنید تا تصویر را در اندازه اصلی ببینید.اندازه اصلی این تصویر 1280x1024 است.

__________________

زمستان 1387 - یخچالهای سیرجان ...

 بارش نخستین برف زمستانی ( ۱۳۸۷ ) سیرجان  ، یخچالها ، همنشینی طبیعت و سازه های قدیمی.
عکاس: امین ارجمند
با تشکر از : دانشجویان سیرجانی دانشگاه صنعتی شیراز.



نورپردازى محوطه باستانى كول فرح در ايذه
122946.jpg
سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى استان خوزستان طى قراردادى با يك شركت خصوصى، محوطه باستانى كول فرح در ايذه را نورپردازى مى كند. براى نورپردازى اين اثر منحصربفرد عيلامى، از نورهاى مخصوصى كه به آثار تاريخى لطمه اى وارد نمى كند استفاده شده است. محوطه باستانى كول فرح در بخش شمال شرقى ايذه واقع شده و ۶ نقش برجسته عيلامى در آن به يادگار  مانده است. اين نقش برجسته ها گوياى اجراى مراسمى مهم از دوره عيلامى در اين منطقه است. صادق محمدى، رئيس سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى استان خوزستان دراين باره به CHN گفت: محوطه باستانى كول فرح در استان خوزستان از اهميت ويژه اى برخوردار است و شايسته آن بود كه نورپردازى ويژه اى نيز براى آن انجام شود. وى در ادامه گفت: قراردادى براى نورپردازى كول فرح بسته شده است كه طى اين قرارداد نه تنها ۶ كتيبه عيلامى اين محوطه باستانى نورپردازى مى شود بلكه با تعداد زيادى نور كل كوه مشرف به اين آثار نيز نورپردازى مى شود. تاكنون ۲۶۰ ميليون تومان اعتبار براى اين نورپردازى ويژه درنظر گرفته شده و قرار است به زودى اين محوطه باستانى به يك مكان گردشگرى شبانه نيز تبديل شود. گفتنى است به منظور نورپردازى اين محوطه باستانى و براى جلوگيرى از هرگونه آسيبى به كتيبه هاى عيلامى، از نورهاى تئاترى كه حتى براى انسان ضررى ندارد؛ استفاده مى شود. نورهايى كه در محوطه باستانى كول فرح نصب مى شوند هيچ آسيبى به كتيبه ها و نقش برجسته هاى عيلامى وارد نمى كنند و جزء بهترين نورهاى قابل تنظيم براى فضاهاى تاريخى محسوب مى شوند. همچنين قرار است ۲۴ پرژكتور براى نورپردازى ۶ نقش برجسته و كتيبه عيلامى و بيش از ۷۰ پرژكتور مخصوص نيز براى نورپردازى كوه مورد استفاده قرار گيرد. اين نخستين بارى است كه يك اثر ملى در چنين وسعت عظيمى نورپردازى مى شود. نورپردازى اين اثر باعث مى شود كه گردشگرى منطقه به صورت مداوم حتى شبانه درآيد. نخستين تست نور پردازى كول فرح اواسط هفته گذشته در اين منطقه انجام گرفت و قرار است طى هفته جارى اين نورپردازى به پايان برسد. كول فره (كول فرح) عنوان مكانى دره مانند در كوه هاى اطراف دشت، واقع در شمال شرقى ايذه است كه در عصر عيلام نو به عنوان نيايشگاهى باز؛ مورد استفاده قرار مى گرفته است. در اين شكاف چندين نقش برجسته به همراه نوشتارهاى عيلامى (ميخى) اطلاعات تاريخى ارزشمندى را در اختيار مى گذارند. بيشتر اين نقش برجسته ها مراسم مذهبى يا ميهمانى هاى «هانى شاه»، پسر «تاهى هى» (تاخى هى) حاكم دست نشانده آياپير از طرف شوتروك ناهونته را يادآورى مى كند. از نكات جالب توجه اين نقش برجسته ها مى توان به آداب و رسوم امور مذهبى عيلام اشاره كرد كه در آن كاهنان درحال قربانى كردن حيوانات و نوازندگان درحال نواختن موسيقى و مردم يا بزرگان داراى حالتى خاص (شايد حالت خلسه) در نيايش و حمل خدايان هستند.